ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پریان در غربت 41

دو تایی شون داشتن به من حال می دادند و  من دیگه به هیچی جز این که ارگاسم شم فکر نمی کردم .  حتی برام خیالی نبود که خواهرام بیان و منو در این شرایط ببینن . چون بیش از اندازه حشری شده بودم و دیگه نمی تونستم به خیلی چیزا فکر کنم . یه زن وقتی ارضا میشه اونم برای چند بار در یه روز شاید تا یکی دوروز دیگه هم نتونه اون حالتای هیجان اولیه رو داشته باشه . ممکنه فقط خوشش بیاد و به تمتع نهایی نرسه ولی اگه یه مرد دیگه و یه نیروی دیگه بیاد و اون هیجانو درش به وجود بیاره اون وقت وضع فرق می کنه . به خصوص این که خودشو قانع کرده باشه که بتونه با اون فرد جدید خوش بگذرونه . دلم می خواست باهاشون طوری حال می کردم که دو تایی شونو آتیش بزنم  . ریاست کنم .. تمام تنشونو شل کنم . همون جوری که اونا منو شل کردن . اجازه ندم حتی بدون اجازه من آب بخورن . یا برن دستشویی . . ولی این لبای دامون بد جوری کسمو اسیر خودش کرده بود . لبامو به هم می فشردم . سعی می کردم هوسمو نشون ندم . نوک سینه هامو هم که شهاب طوری اونا رو میک می زد که هر لحظه حس می کردم تیزی نوک اونا داره میاد جلو تر ولی خب با هر مکشی میومد جلو و ولشون که می کرد بر می گشت سر جاش .  شدت جریان خون روی سینه ها و دورشو حس می کردم .. -شهاب دراز بکش ..  اون رو زمین خوابید .. -درش بیارم -نهههههه می خوام که همین جوری بیام روت .. ببینم چه جوریه .. -اون جوری حال می کنی ؟ -من عادت  دادم به خودم که در هر شرایطی از لحظه های زندگی خودم استفاده کنم و لحظه بعدم داغ تر از لحظه قبل باشه .. خودم سر در نیاوردم چی دارم میگم . این شهاب هم که از هوس گیج شده بود فقط سرشو تکون می داد . دو تا کیر اسیر و تسلیم یک کس شده بودند و هر چی که  من می گفتم بی چون وچرا اطاعت می کردند .   خودمم بیشتر آتیش می گرفتم با این کارم ولی لذت می بردم سوختن اونا رو ببینم که چه جوری واسه بدن من دارن می سوزن . من کاملا بر هنه بودم و اونا یه شورت پاشون بود . فعلا  لبای دامون از کسم جدا شده بود و گذاشتم که توی خماری بمونه . شهابو طاقبازش کرده رفتم روی شورتش نشستم . کسمو روی کیرش مالوندم .. -آخخخخخخخخ پریسا جون .. پریسا جون .. من سوختم سوختم .. آتیش گرفتم .. درش بیارم .. به من بگو درش بیارم .. ولی من گفتم نه عزیزم . شایدم اصلا نخوام درش بیاری و بخوام که همین جوری با هات حال کنم . آخه خودت می دونی که اگه جیمی بفهمه که من زیر کیر شما دو تا قرار گرفتم چقدر ناراحت میشه -اوووووووفففففف نههههههه اون نمی فهمه کی می خواد بره بهش بگه..حرکت کسمو روی کیر خوابیده داخل شورت شهاب زیادش کردم .. چشاشو بسته بود ..-اووووووففففف اوووووووخخخخ جوووووون نهههههه پریسا داره میاد داره می ریزه جووووووون .. پرش کیرشو حس می کردم که می خواد شورتشو پاره کنه و بیاد بیرون با ابن  که به صورت دراز کش قرار داشت ولی خودمو یه خورده به طرف بالا کشوندم سد کیرش اومد یالا تر  .. در هر حال درازای کیرش با فاصله ای به نام شورت به کسم چسبیده بود .. ریزش آبشو حس می کردم . شورتش شده بود شبیه یه دستگاه آب تصفیه .. چقدرهم آب داشت این پسره .. به خودم گفتم پریسا تو دیوونه ای دیوونه ای دیوونه . داری خودتو آتیش می زنی و این پسره رو هم آتیش می زنی . لذت می بردم .. شهاب از حال رفته بود . -ببینم بازم می خوای یا سیر شدی ؟ دیدی خنکت کردم ؟. این جوری خیلی حال میده .. ولی از اون جایی که پسر خوبی بودی و حرف گوش کردی بهت یه فرصتی میدم که یه کاری بکنی ولی یه دقیقه فرصت داری . شورتتو در میاری .. قوطی کرم رو می گیری و روسوراخ کونمو حسابی آماده می کنی کیرت رو فرو می کنی توی کونم .. دامون : پریسا جون من الان سر سی ثانیه این کارو انجام میدم -ببین من چی گفتم . گفتم اون پسر حرف گوش کن بوده . تازه تو الان کیرت شق شقه .. آبش که خالی شه یه چند دقیقه ای شل میشه .. پس تو الان راحت تر می تونی کونمو هدف بگیری .. اووووووفففففف چه دردی داره .. شهاب شورتشو کشید پایین . کیرش بد نبود . فعلا که یه حالت آب رفتگی پیدا کرده بود . به ساعت دیواری نگاه کردم .. اون قوطی کرم رو آورد ولی دیدم قبل از این که به کونم کرم بزنه کیرشو مالوند به روی سوراخ کونم . یه خورده سفت و دراز ترش کرد . بعد سریع کرم رو مالید و درجا کیرشو به سوراخ کون من فشار داد -آخخخخخخخخخ پریسا .. جووووووون رفت هنوز ده ثانیه هم فرصت داشتم . زرنگی کرده بود اگه اون کارو نمی کرد حتما وقت کم می آورد  ولی یه حس خوبی رو داخل مقعدم  داشتم  .. با این که سوراخ کونم خیلی تنگ بود ولی کیر شهاب لذت عجیبی بهم می داد دامون که دید اگه پسر حرف گوش کنی باشه پاداش بزرگی تو راهه خودش زود تر رفت و زیر بدنم دراز کشید .. همون بلا رو هم سر اون در آوردم .. چه مزه ای می داد به من که می دیدم این پسره شل شده و خودشو اسیر و تسلیم کیر من کرده ..خیسی آب کیر دامون هم از شورتش زد بیرون و به صورت مستهلک شده رسید به کسم چقدر حال می داد در همون شرایط کسمو به کیرش می مالوندم .  -حالا تو هم شورتتو در میاری .. -پریسا جون من همین طرف می تونم بکنم توی کست -نه خیر زرنگی رو می ذاری کنار .  حالا که زن جیمی توی انگلیسه من ملکه این خونه هستم باید ازمن اطاعت کنی .. کسم خیلی بی حس شده بود .شهاب ! تو و دامون جاتونو عوض می کنین . این شرط یه دقیقه ای برای دامون هم هست . تو حالا میذاری توی کسم .. کیرت درد نکنه خیلی به کونم حال داد . اصلا دردم نگرفت .. شهاب اومد اون زیر و وقتی گذاشت توی کسم من که خودمو بیش از حد حشری کرده  طوری شده بودم که دیگه پاک دامونو فراموش کرده  شایدم بی خیال شده بودم که سر به سرش بذارم ولی برای لحظاتی بعد وجود دو تا کیرو توی تنم حس می کردم . چه تجربه با حالی بود . دامون پس گردنمو غرق بوسه کرده بود و شهاب هم که از اون زیر داشت کسمو می کرد سرشو آورده بود بالا و زیر گلومو می بوسید .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی