ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هوس اینترنتی 93

-خب حالا خوب بشین .. پاهاتو به دو طرف بازش کن ..اون دیگه بسته به این داره که من چقدر از شکاف این قسمت از بدنو بندازم توی دید . ولی انگاری خیلی بی شکاف نشون میده . -اگه دوست داری من لاپامو باز ترش کنم . پاهامو طوری به دوطرف باز کردم  طوری که انگار یه زنی از معشوقش می خواد که بیاد اونو بکنه . یا این که کمی پوست کنده تر شبیه جنده ها .. -طناز جان این جوری یه جوری میشه .. -پس اگه امکان داره خودت بیا جلو تر ردیفم کن ..دستشو می ذاشت رو پاهام و اونا رو بازشون می کرد . -حالا آیدین جون یه نگاهی بهش بنداز به نظرت چه طوره .. منظورم کسم بود .. -خیلی نازو کوچولوست . ولی یه استیلی گرفته که که من چهل و پنج درجه بگردونمش یاد لبخند ژوکوند میفتم . -به نظر تو این با این که یه حالت بسته داره درحال لبخند زدنه ؟ دستمو گذاشتم رو لبه های کسمو و اونا رو به دو طرف بازشون کرده گفتم حتما در این حالت میگی که شبیه به پسته خندونه . حس کردم که جناب نقاش داره آب دهنشو به زور قورت میده .. خلاصه نشستیم و اونم قلم مودردست مشغول شد .. در حین کار از این می گفت که  تا اون جایی رو که امروز کشیده باید خشک شه بقیه کارو می بره به کارگاهش یا هر جای دیگه ای که من بخوام . داشتم به این فکر می کردم که با  مخ زنی که بعدا می خوام راه بندازم همین خونه بمونم بهتره . یه نگاهی به حال و روز آیدین انداختم و دیدم که اون آدم همیشگی نیست . حسابی گیجش کرده بودم و فکر کنم به یادش آوردم که اونم یه آدمه و غرایزی هم داره .. حس کردم دستاش می لرزه .. -آیدین جون حالت خوب نیست ؟ -نمی دونم . تا حالا این قدر استرس نداشتم . -این حرفو نزن . فدات شم منو نا امید می کنی . ببینم اگه دوست داری برو فر دا بیا . این اتاق یه حالت انباری داره . مهم نیست که به همین صورت ریخت و پاش باشه . در ضمن من فعلا همین جا می مونم . -نه یه خورده کار می کنم . -ببینم شکل  و شمایل  من بد شده ؟.. یه نگاه خمار آلودانه ای به من انداخت و گفت نه اتفاقا خیلی عالیه .. برای همینه که من دوست دارم این کارو یه کار شاهانه در بیارم -یعنی یک شاهکار .. میگم اگه گرمتونه لباس رو رو در بیارین .. بالاخره طوری مخشو کار گرفتم و اونو فرستادم بره که فکر نکنم این چند ساعتی رو که  پیش من بوده یک ساعت کار مفید هم انجام داده باشه . وقتی داشت می  رفت حالتش شبیه به وقتی نبود که اومده بود . می دونستم خیلی گیجش کردم . باید یه جورایی متوجه می شدم که مهرداد در این مورد به چی فکر می کنه . داشتم  به این فکر می کردم که چه طور می تونم در نقش فرزاد کیر طلا یه خورده با این مهرداد بازی کنم .  مدتها بود که از فرزاد خبری نداشتم و اونم دیگه باهام تماسی نمی گرفت ولی آیدی اون خیلی به دردم خورده بود . باید اول یه ایمیل برای مهرداد می زدم  و اگه اون می رفت بر رسی می کرد تازه می تونستم باهاش چت کنم .. خوشبختانه اون شب  موفق شدم  در نقش فرزاد مشاور و راهنمای شوهرم با مهرداد  چت کنم ...-سلام داش مهرداد گل خیلی مخلصیم . -سلام فرزاد جان فدایی داری -تازه چه خبر .. همشیره مون طناز خانوم خوبن ؟؟ بالاخره تونستی یه جوری یه کاری بکنی که اونم یه حالکی بکنه و تو هم حالشو ببری -نه به هیچ صراطی کج نمیشه .. -الان چیکار می کنه .. کار امروزش چی بود . این طرف و اون طرف ..دوست و آشنا -کار خاصی نمی کنه .. یه نقاش زن داره ازش تابلو می کشه که کاملا سکسیه .. -ببینم تو اون نقاش زنو دیدی ؟ اتفاقا یکی از بستگان ما هم همین وضع براش پیش اومده بود یعنی یک مردی تعریف می کرد که زنش یه تابلو لختی می خواد از خودش داشته باشه واسه اتاق خواب و یه زن داره شکلشو می کشه ولی طرف مرد از آب در اومد ..تازه اون مرد زن هم داشت . با زن اون نقاش همدست میشه میرن کارگاهش و می بینه که عجب بر نامه ای ! اصلا اون دو تا دارن با هم حال می کنن -داداش خوب گفتی . ولی طناز این جوری نیست . اون به من دروغ نمیگه . اتفاقا این طرف یه برادر هم داشته که اونم نقاش بوده میگن کار برادره بهتره -آها زدی به خال نکته همین جاست . اولا زنا می خوان زیبا ترین باشن . برای همین در این جا یک درجه تخفبف میان . اینو نمی تونی به حساب دروغشون بذاری که چرا بهت نگفته که یک مرد داره شکلشو می کشه .. ...مهرداد رو با این مغلطه بازیهاش گیجش کرده بودم .. -داداش فرزاد من که آرزومه طرف مرد باشه . حالا باید چیکار کنم .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی