ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

فرار از رویا 8 (قسمت آخر)

  -رویا من بیدارم ؟ -آره  قربونت .. پس منو هم بیدار کن ..د هنمو گذاشتم روی کسش .. باور نمی گردم که شب مرگ شوهر خاله ام شب عروسی من باشه .. کس لیسی رو شروع کرده بودم .. زیونمو فرو می کردم توی کسش .. -اوووووخخخخخ نههههههه نهههههه کسسسسسسم کسسسسسسم .آتیششششه آتیششششششه کیرت رو می خواد . بذار توش .. بذار توش .. مگه نمی خوای به رویات برسی . -من رسیدم .. رسیدم .. -کیرت هم می خواد برسه .. منم می خوام .. کیرم انگاری داشت پرواز می کرد .. -بذارش تو معطل نکن .. شیطون ! از بچگی منو می خواستی ... حالا دیگه آزاد شدم حالا دیگه مال تو شدم . زن تو شدم -با مرتضی که نمیری .. -من زن تو هستم تا وقتی که تو واسم هوو نیاری -نه نمیارم .. فقط تو رو می خوام رویا جون .. کیرمو گذاشتم روی کسش .. سرشو فرو کردم توی کس .. اول جاده رویا بود . جاده عشق و هوس و زندگی .. وارد جاده تنگ و تاریک و باریک زندگی شدم -آخخخخخخخخ کسسسسسسم محکم تر .. محکم تر .. بزن می خوام شب اول  قبر محمود شب اول عروسی من باشه -منم تازه دامادم . عروس خوشگل من خاله ناز من .. نه من خواب نبودم . کیرم همون اول آبشو توی کس خاله خالی کرده بود ولی طوری آماده عملیات بود که هنوز تو پر و کاری بود .. -اوووووففففف خاله جون دوستت دارم .. سینه هاتو بده .. بذار زیر گلوتو بخورم .. -کبودم کن .. اگه بعدا از سیاه شدن تنم ناراحت نمیشی .کبودم کن . دوستت دارم .. همه جای تنشو میک می زدم . زیر بغل برق انداخته و هوس انگیزشو هم همین  طور . انگشتامو فرو می کردم توی کونی که بار ها و بار ها آرزوی کردنشو داشتم .. -رامین چرا عین فرار کرده هایی . نترس .. عجله نکن .. -خاله حس می کنم که طلب چهارده سالمو در چهار ده دقیقه باید بگیرم . -مطمئن باش تا وقتی که زنده ام بدهکار توام . دوستت دارم .. دوستت دارم .. -اوووووووففففففف بکن .. بکن .. منو بکن .. ولم نکن .. جووووووووووون جووووووووون .. کسسسسسم کسسسسسسم می خاره .. می خاره . بخارونش .. -فدات شم خاله .. اونو با سرعت بیشتری می کردم . سرشو می آورد بالا تا کیر منو ببینه .. -اووووووههههههه عزیزم عزیزم . داره میاد .. آبم داره می ریزه . چقدر زود داره میاد .. سایقه نداشت . چقدر اعصابم آرومه .. جووووووووون .. جووووووووون هوس دارم .. می خوام .. کسسسسسم می خاره . بازم منو بکن .. به تشک و بالش و صورت و موهام چنگ مینداخت .. حتی به سینه هاش .. -گازم بگیر کبودم کن ...گیج شده بودم . این که حشری تر از من نشون میده . نوک سینه هاش چقدر با حال بود . کبودی دورش کم بود . لبای خوشگلو غنچه ایش  و بینی قلمی اونو هم می بوسیدم . پیشونی کوتاه و موهای بلند نازش کرده بود . دلم می خواست موهاش تا به حدی بلند شه که بریزه روی کونش . اووووووخخخخخخ من به آرزوم رسیده بودم . تخقق بک رویا .. فرار از رویا,  فرار از خیال و رسیدن به رویایی دیگه که اون معنای واقعیت رو میده . چه احساس قشنگی ! رویا سیر بشو نبود . اومد روی کیرم نشست .. -خیلی خوشم میاد .. جوووووووون هر شب با تو تنها می مونم . هر شب لذت می برم . هر شب و هر روز احساس جوونی می کنم . تو میشی شوهرم و من میشم زنت .. -رویا جون .. من کونتو می خوام . دلم می خواد فرو کنم توی مقعدت .. -هر چی  بخوای بهت میدم .. شاید تو همون عشق گمشده درونم بودی سالها در کنارم بودی و من نمی دونستم .. بیا بیا پشتم کونمو بکن .. می خوام خشک بکنی توی کونم .. این حرفو که زد لذت بردم . چون یه بار که محمود اونو کرده بود و خشک هم کرده بود توی کونش سرش داد زده بود ولی  حالا حاضر شده بود که به من خشک کون بده . جووووووووون جوووووووون .. ولی من نخواستم که شرمنده محبتش بشم و دردش بیارم .. کونشو با کرم چرب کردم . کیرمو گذاشتم سر مقعدش .. -اوووووففففففف رویا جون چقدر تنگه .. چقدر حال میده .. ووووووویییییی -بکن منو کونمو بکن لذت ببر .. خوشت بیاد .. فقط می کشمت اگه خیلی زود از من سیر شی . -نههههههه نههههههه  . من همیشه با توام .. کون درشت رویا و حلقه کیر من که رفته بود توی سوراخش .. چه هوس انگیزانه بود دوستت دارم .. -رامین کونمو جرش بده پارم کن . طوری که نتونم توی مجلس بشینم .. وااااااایییییی .اااااااییییییی آخخخخخخخخ کونم .. -آبم داره میاد ..-خالی کن آب حیاتمو . می خوام واست کون گنده تر بشم تا اونجایی که تو دوست داری کونمو گنده کنم .. -چه حالی میده .. خاله کونشو دور کیر من می گردوند و هرقدر که می تونستم اون دیگه با این چرخشش خالی کرد .. توی بغل هم دراز کشیدیم . دست بر دار نبود -خاله جون فردا خیلی کار داریم .. مثلا صاحب مجلسیم -خندید و گفت رامین جون  بیا یه فاتحه برای شوهرم  در این شب اول قبر بخونیم و بگیم محمود خان روحت شاد که شادمون کردی .... پایان ... نویسنده .... ایرانی