ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

نگاهی به داستان هرجایی

داستان هرجایی هم به پایان رسید . با همه خوبی ها وبدیهاش .. با همه زشتی ها و زیبایی هاش .. داستان که نمی تونه زشت باشه .. آدماش گاهی کارای زشت می کنند . داستان هرجایی  تصویری از زندگی انسانهاییست که می خواهند پاک و سالم و ساده زندگی کنند اما دست روز گار و سختی های آن .. آنان را به  بیراهه می کشاند . آیا نمی توان خود را از فحشا دور نگه داشت ؟ تحمل انسانها تا به چه اندازه می باشد ؟ فقز و فحشا چه رابطه ای دارند ؟ داستان هرجایی داستان دختر و پسریست که عاشق یکدیگرند و به خاطر مخالفتهای بستگان بر سرراه از دواج از دیار خود می گریزند و به تهران می روند . در حوالی میدان گمرک خانه ای اجاره می کنند خانه ای که صاحب خانه هم در آن زندگی می کند .  میوه زندگی این دو عاشق دختری پاک و بسیار تیز هوش به نام شقایق است . شقایق در عرض یک هفته  زمانی که دراواخر دبیرستان بوده پدر و مادرش را از دست می دهد .  بی کس و کار می گردد . پسر صاحب خانه که بعدا معلوم می شود پسر اونبوده از او خواستگاری می کند .. قول و قرار ازدواج را گذاشته و زمان عروسی را تعیین می کنند . دختر با اکراه به این از دواج تن می دهد ولی چاره ای نداشت . قبل از ازدواج نامزدش   او را با چرب زبانی وادار به سکس می کند .. در همان روز ها مشخص شد که قول و قرار ازدواج فریبی بیش نبوده آن پسر پسر صاحب خانه هم نبود و او با زن صاحب خانه  در کشاندن دختران به دام فحشا همکاری داشته .و در همان ایام مردانی را به سراغ شقایق ناتوان فرستاده و...  اینجای داستان مربوط به سال 58 تهران می گردد . دورانی که هنوز شهر نو یا خانه فساد تهران جمع آوری نشده و آن گونه که از بستگان پیر خود شنیده ام سپاه پاسداران هم در آنجا مقر داشت . زن صاحب خانه می خواهد که شقایق برای او کار کند یعنی تن فروشی .. اما شقایق متفر و منزجر و کم حوصله است . زن او را به شهر نو برده و برای یک روز در یکی از غرفه ها وادار به هرزگی می کند .. می خواست به شقایق بفهماند که که خانه او بهتر از شهر نوی عمومیست .. فردی به نام رحیم که از امریکا آمده و همسرش بیمار و در امریکاست گذارش به این طرفها افتاده و با واسطه ای از بتول زن فاسد صاحب خانه شقایق  دختری را برای صیغه شدن طلب می کند . بتول در ازای دریافت پول هنگفتی شقایق را به رحیم می دهد . نیلوفر میوه از دواج موقت رحیم و شقایق است . رحیم پنجاه سال داشت و شقایق هنوز بیست سالش نشده بود . رحیم به امریکا می رود و با همسر بیمارش ادامه زندگی می دهد هر چند بعدا  در به در به دنبال شقایق و نیلوفر می گردد و آنان را نمی یابد . شقایق با پول مختصری که از رحیم گرفته خانه ای کهنه و کلنگی می خرد ولی برای کسب و کار مجبور است بار دیگر به فحشا رو آورد . او در تر بیت نیلوفر از هیچ کوششی دریغ نمی ورزد .  تمام اندوخته های علمی و درسی خود را در اختیار دخترش قرار می دهد .. عشق و ایثار مادری وتربیت صحیح و توجه بیش از حدو منطقی  به دخترش , نیلوفر را دختری خود ساخته و بسیار مهربان بار می آورد . شقایق دنیا و آرزو های خود را در دخترش نیلوفر می بیند . دختری که  سالها در حسرت داشتن پدر  تنها آغوش گرم و پر محبت  مادر را احساس می کند . نیلوفر برای ادامه تحصیل در دانشگاه و در زشته پزشکی پذیرفته می شود . آن روز یکی از بهترین روز های زندگی شقایق بود . برای مدتها تمام زجر و درد دوران زندگی خود را فراموش کرده بوذ. نیلوفر در تمام دوران تحصیل و حتی دانشگاه رتبه اول را داشته و بعد از گذراندن پزشکی عمومی در مرحله تخصصی هم پذیرفته شده  تحصیل در این مرحله را هم به پایان می رساند . اوحالا پزشک و جراح داخلی و گوارشی ماهریست که عملهای پیچیده و ریسکی بسیاری را انجام  می داده است .. در یکی از این  عملها جان پدرش را که در جستجوی او به ایران آمده  نجات می دهد .. پدر و دختر قصه مهربانی سر می دهند بی آن که یکدیگر را بشناسند اما سر انجام دست سرنوشت آنان را پس از قهر دختر ..در آغوش یکدیگر جای می دهد .. رحیم از نیلوفر می خواهد که با او به امریکا بر گردد اما دختربه مادرش پشت نمی کند  از پدر می خواهد که با توجه به این که همسر رحیم مرده آن سه با هم زندگی کنند . پدر می پذیرد و داستان به پایان می رسد .. صرف نظر از نقش  شقایق و داستانهای سکس او با مردان دیگر که قسمت فانتزی داستان را در بر دارد و به مشکلات و درد های نا خواسته این دسته از افراد جامعه می پردازد باید به نقش مهم و اخلاقی نیلوفر دختر شقایق اشاره کرد که بسیار پخته و منطقی و عاطفی گونه رفتار می نماید . دختری که قدر لحظه ها و داشته ها را می داند . دختری قانع .. دختری که به خاطر این که مادرش را به زحمت نیندازد  در زمستانی سرد در اثر ابتلاء به آنفلونزا تا یک قدمی مرگ پیش می رود .. دختری که هر گز به روی مادرش نمی آورد که او یک هرجاییست .. . در مورد این داستان می توانم یک کتاب جدا گانه بنویسم . جا داشت بسیار بیشتر از این ها به ریزه کاریهای آن می پرداختم ولی از حوصله خوانندگان این مجموعه که بیشتر به دنبال داستانهای فانتزی و سکسی هستند خارج است . ندا در ندای عشق ..بهشته در نقاب انتقام و نیلوفر در داستان هرجایی از شخصیتهایی بوده اند و هستند که خود .. شیفته آنان گردیده ام هرچند شقایق را هم باید ستود با این که او یک هرجایی بوده .. اما اگر آن بلا بر سر خانواده اش نمی آمد او نیز می توانست چون دخترش پزشکی سرشناس و ماهر گردد . چون استعداد و گیرایی فوق العاده ای داشت و خود را برای کنکور و ورود به دانشگاه آماده کرده بود .. بعضی از داستانها هستند که با پایان گرفتن آنان احساس می کنم چیزی را گم کرده ام .. داستانهایی مانند ندای عشق .. و همین هرجایی .. امروز فقر و فحشا در جامعه بیداد می کند . شاید تمام عوامل و دلایل  فحشا ناشی از فقر نباشد اما با بهبود وضع اقتصادی حداقل دوسوم مشکلات بر طرف می گردد . زنان  خیابانی زیاد شده اند . وقتی که نزخ گاز و برق مصرفی و..به چند برابر نرخ دو سال قبل رسیده ولی وجه یارانه همان میزان است .. وقتی  قیمت هزاران قلم جنس در این کشور سر به فلک می کشد .. وقتی ملت دچار فقز غذایی گشته و  مبتلا به  انواع و اقسام بیماریها می گردد ..وقتی جوانان با واژه ازدواج بیگانه می گردند ..وقتی میلیارد ها دلار سرمایه این ملت و بیت المال را به جیب ریخته یا به بهانه انسان دوستی روانه سوریه و کشور های دیگز می کنند تا مردم آنجا انقلاب نکرده و با سرنگونی رژم بشار اسد و بقیه سرمایه گذاریهای دانه درشتها ی ایران  به خطر نیفتد از زنان گرسته چه انتظاری می توان داشت . به خدا آنان هم انسانند .. آهای زن چادر به سر با حجابی که دور بین به دست گرفته ای و از یک بد  حجاب عکس می گیری که مثلا در داد گاه محکومش کنی .... بد بخت ! بیچاره ! تو باید در فردای قیامت در پیشگاه خدا جواب پس  بدهی .تو چه کاره ای !. تن فروشی تن فروشان شرف دارد بر چادری که تو بر سر نهاده ای و ستم دینی را در زیر چادر و حجاب خود پوشانده ای . من تو را ..من حجاب تو را محکوم می کنم . من تو را هرزه تر از هرزه های پاک می دانم . چون تو حامی هرزه پرورانی . ننگ بر تو باد که ستم های زمانه را ..اعماق فاجعه را می بینی ودر زیر چادرت در زیر مقنعه ات پنهان کرده ای به دنبال ظواهر امری . هرزگان آنانی هستند که ستم را,  هرزگی را می بینند و از ستمگران هرزه و هرزه پرور حمایت می کنند .در حالی که نمی توان آنان را که از ناچاری به بیراهه کشبده شده اند با قضاوتی سرسری محکوم نمود .  به امید فردایی بهتر برای ایران و ایرانیان زمین .. به امید آن روز .: ایرانی