ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مامان بخش بر چهار 104

احسان اومد و از پشت کرد توی کون لیزا .. دو تایی داشتن این زن امریکایی رو می کردن و منم همچنان به حلقه کس لیزا و کیر اسحاق خیره شده بودم که داشت زن باباشو می کرد . ننگ بر تو امریکا .. ننگ بر تو زن امریکایی  که اومدی و داری بین من و پسرام فاصله میندازی . وقتی این بچه ها داشتن زنای همسایه رو می کردن  من تا این حد ناراحت نشده بودم . اشکان و افشین این بار رفته بودن به طرف صورت لیزا . این زن انگاری خوشش میومد . کرم داشت . باید چهار نفری خارششو می گرفتن . اشکان کیرشو از ته نگه داشته و اونو به صورت لیزا می زد . زن هم مرتب دهنشو باز می کرد و مثل سگی که در جستجوی استخون باشه به دنبال کیر اشکان می گشت . بالاخره اشکان  کیرشو  فرو کرد توی دهن لیزا  .. حالا نوبت افشین بود که کیرو بزنه به سر و صورتش .. یهو دیدم لیزا چه جور داره جیغ می کشه .. احسان بد جوری کرده بود توی کونش و من از این حرکتش خوشم اومد . حال کردم . دلم خنک شد .. با این حال کیرشو نگه داشت و زیاد حرکت نداد که لیزا دردش نگیره ولی با دست مالی کردن های زن  یواش یواش آرومش کرد و یک بار دیگه کردن کونشو از سر گرفت .. کیر اسحاق مثل موشک زمین به هوا سوراخ کس لیزا رو شکافته و  پی در پی باحرکات انفجاری خودش اون زنو به مرحله جنون رسونده بود .. لیزا انگار از گاسم شده بود .. و یه چند تا کلمه فارسی رو هم ظاهرا یاد گرفته بود . برای جاهایی که به دردش بخوره و بتونه به طرفش چیزی حالی کنه اول کیر اشکان رو از دهنش در آورد . .
-آب بده .. ایسحاق .. ..
 احسان : داداش  مثل این که اون ار گاسم شده .. بیا دو تایی مون خالی کنیم .. و اون دو تا یه بار دیگه بهش حال بدن ..
-من سیر نشدم ..
-فکر کردی لیزا سیر شده ؟
 -اون دست کمی از مامان نداره .  اگه تا فردا اونو بکنیم همین جور حرص داره .
 لعنت بر شما بچه ها . پشت سر من دارین صفحه می ذارین . عصبی شده بودم  . یه حالی از شما بگیرم .. از همون مسیری که اومده بودم بر گشتم .. زنگ زدم واسه قلی   -آقا سلام !
-ببینم کاری داشتی ؟ توکه همه چیزو ازم گرفتی و داری به ریشم می خندی.
 -آقای بی ریش . زن و بچه ات رو ول کردی و سراغت نبود .. تازه توایران هم که بودی همش به دنبال تفریح و خوشگذرونی خودت بودی .. من باید خیلی وقت پیش ها این کارو می کردم . تاره به غریبه ها که کس ندادم . بچه های خودت بودن . از تخم خودت بودن . هر خلافی که از آب در اومدن از همون رگ و ریشه تو هستن . بابا رو ببین بچه هاشو هم ببین . اصلا منو به حرفم گرفتی پاک یادم رفت که چی می خواستم بم . اصلا تو لیزا رو واسه چی گرفتی ؟ تو که می خواستی بر گردی ایران و هر چند ماه در میون اقامتت رو با یه کلکی تمدید می کردی اصلا برای چی دوباره زن گرفتی  -لیزا زن مهربونیه . اون منو برای پولم نمی خواد . خلاف تو که همه دارو ندارمو گرفتی و به فکر خودت هستی و چند روز دیگه هم حتما از دواج می کنی . ولی اون بهم وفا داره .
 -خفه شو آشغال . تا دیر نشده  خودت رو با هلی کوپتر هم که شده برسون این جا و ببین همون زن وفا داری که بهش می نازیدی داره زیر کیر چهار تا پسرات دست و پا می زنه . چه حالی می کنه! چه عشوه ای می ریزه ! دستت درد نکنه قلی . اگه من پس از سالها صبر و تحمل رفتم و با چهار تا پسرام حال کردم که مقصرش تو بودی این زن جدید تو همون اول داره حال می کنه . اون توی  میان سال و به اول پیری رسیده رو می خواد چیکار کنه . کیر تو بهش حال نمیده . عوضی بیا و ببین اونی که بهش می نازیدی در چه حالیه . اون وقت  اون بقیه اموالت رو که می خواستی به اسم اون بکنی نمی کنی و تقدیمش می کنی به من . فهمیدی ؟ حالا به اسم من نکردی اونا رو به اسم بچه هات می کنی تا زمانی که زنده هستی اختیار فسخ این واگذاری رو داشته باشی . کسی نتونه  به توی آقا قلی بگه بالای چشت ابروست ... اوه قلی .. قلی .. کجا رفتی .. چرا چیزی نمیگی .. اون گوشی رو قطع کرده بود و احتمالا داشت به این سمت میومد . طاقت شنیدن اینو نداشت که لیزا این جنده امریکایی داره زیر کیر پسراش دست و پا می زنه . حقش بود . آخر و عاقبت مرد طمعکار و هوس باز و زن باز باید همین باشه که  زنش هم بره با دیگران باشه. .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی