ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هوس اینترنتی 103

-ببین طناز در این که من عاشقتم و هوس تو رو دارم شکی نیست . در این که واسه داشتن تو هر کاری می کنم شکی نیست . راستش چند روز پیش بودم فروشگاه ..  دیدم یه عکسی از تو افتاده رو زمین .. تعجب کردم ..
 -واسه چی تعجب کردی ..
-نمی دونم باید بگم یا نه
-چی رو بگی ؟
-که این که اون عکس چه جوری بوده . ممکن بود  فتوشاپ بوده باشه
 -به نظر تو بوده ؟
-نه نبوده .. یه عکس برهنه از تو بوده ..
  -خب حضرت آقا هم نشستی و اون عکس برهنه رو دید زدی و لذتشو بردی . ببینم من که به دمر افتاده بودم چه جوری متوجه شدی که من هستم .
 -خب اونو از نیمرخت متوجه شدم که مشخص بود ..
-خوشت اومد ؟ لذت بردی ؟ شما مردای هیز رو من بگم خدا چیکارتون کنه .. راستی عکس لخت من اون جا چیکار می کرد . کی  ازم عکس گرفته . می دونم کار کار مهرداده .. چرا اون باید این کارو کرده باشه . چرا باید عکسو از دستش انداخته باشه . من اونو نمی بخشم . چرا آبروی منو می بره ؟!
- راستش می خواستم اون عکسو پنهونش کنم و با خودم ببرم . حدس زده بودم که کار مهرداده . با خودم گفتم اونم از اون مرداییه که  از تصویر لخت زنشون خوششون میاد . ولی واقعا هیچ تصویری رو به این زیبایی تا حالا ندیده بودم . تصویر زنی که منو به هیجان بیاره . تا رفتم اونو بذارم توی جیبم یه دستی رو شونه هام قرار گرفت . دستپاچه شدم . تمام تن و بدنم لرزید . احساس خجالت می کردم . نمی خواستم که اون متوجه شده که من از دیدن این عکس دارم لذت می برم .
 -ببخشید مهرداد خان این عکس اینجا افتاده بود نمی دونم این چیه . مال کدوم هنر پیشه هست .
 -نه این عکس طنازه .. همسرم یک مشکل خاصی داره که منو خیلی نگرانم می کنه . من اونو خیلی دوست دارم برای در مان اون هر کاری می کنم . دوستش دارم . نمی خوام از دستش بدم اون مشکل روحی خاصی داره . دلش می خواد که من ازش عکس بگیرم  .   حالا نه این که این عکس رو به هر کی که از راه رسید نشون بدم . دوست داره که این عکساش در اینترنت قرار بگیره . همه ازش تعریف کنن لذت ببرن .. این یک نوع مشکل روحی خاصیه . خیلی بد اخلاق و پرخاشگره  . البته همیشه این جوری نشون نمیده ولی ما باید کمکش کنیم.
 -ما ؟ منظور شما کیه؟
 -خب دور و بری ها . اونایی که دوستشون دارن.
 -ببخشید اونو به یک روان پزشک نشون دادین ؟  البته اگه در خارج از کشور باشه مسائلی رو میشه با پزشک سکسولوژی مطرح کرد .
-ولی خب هر چیزی رو نمیشه در این جا مطرح کرد . اما یکی دو تا از روانشناسان و پزشکان مغز و اعصاب مشترکا در مورد مسائلی حرف زدن که من خیلی تعجب کردم . اونا می گفتن که همسرت باید دوست پسر بگیره و به نوعی عقده های سر کش خودشو که از درون داره اونو آتیش می زنه مهار کنه . اینو هم به من گفت که اون پزشکا از اون جایی که  اونو می شناختند و به اون اعتماد داشتند این راه در مان رو بهش گفتن . ازم خواستن که در این مورد به کسی چیزی نگم .. .....
در همین لحظات که من و فرنود سر گرم صحبت بودیم فتانه و مهرداد پیداشون شد ولی تا ما رو دیدن محو شدن تا ما به حرفامون ادامه بدیم .
-طناز جون فقط تو رو خدا  این مطالبی رو که بهت گفتم با مهرداد در میون نذار . اون به من اعتماد کرده.
 -خب ادامه بده .. شوهرم دیگه چی بهت گفت . نگفت که طناز پس از دوست پسر گرفتن باید سکس انجام بده ؟
 -اتفاقا همینا رو هم گفت ..
 -نگفت که توی فرنود می تونی کمک حالش باشی و اونو از این مخمصه درش بیاری ؟ چون عاشق منه و می خواد سلامتی منو حفظ کنه و من بیمار نشم ؟ اینو نگفت که خودش خیلی دوست داره که صحنه سکس در مانی منو ببینه ؟
-وااااایییییی فتانه تو همه اون حرفایی رو که من می خوام بزنم داری میگی . انگار فکر مو می خونی .
-فکر تو رو نه . فکر مهرداد رو می خونم ...... ادامه دارد .... نویسنده ..... ایرانی