ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 101

-سینا فقط یه خورده . بذار یه خورده سرشو  بفرستم به طرف داخل .. زیاد نه .. تو رو به جون مامان .. خواهش می کنم . نگاه کن الان دستمو دارم می ذارم رو سر کیرت .. آخخخخخخ فقط سرش رفت رو قسمت بالای کسم ..  سر کیرت حالا توی کس منه .. اوووووفففففف داغم تشنه ام .. سینا حالا بذارش تو .. باور کن آسمون به زمین نمیاد . آب از آب تکون نمی خوره .
-نه .. ساناز .. دارم آتیش می گیرم . سوختم . داغون شدم .
-داداش شیطون من .. می دونم من اولین دختری نیستم که داری باهاش سکس می کنی .. وگرنه این قدر بی حال نشون نمی دادی ولی تو اولین پسری هستی که من دارم خودمو تقدیمش می کنم و اگه تو بخوای برای همیشه مال تو میشم .
-چقدر تو عاطفی و حساس هستی و خیلی هم رویایی . این قدر به این چیزا فکر نکن . من برادرت هستم تو که نمی تونی هر کاری  که دلت خواست با من انجام بدی . این کارا همش یه حساب و کتابی داره . یعنی الان دوره و زمونه ای نیست که یه برادر بخواد با خواهرش سکس کنه .
 -ولی میشه . نگو نشد نداره ..
-ببین عزیز شاید جمعیت کره زمین یه زمانی کم بوده .. هر کی می رفته به هر کی بند می شده .. اون وقتا کسی نمی دونسته خواهر چیه برادر کیه .
 -یعنی هیچ وقت دیگه از این جریانات نبوده ؟
-چند صد سال پیشو میگی ؟ ساناز ولم کن .
-باشه .. خودتو حرکت بده .. ولم نکن . من دوباره دارم لذت می برم . بازم یه حس خوشی به من دست داده . یه حسی که می خوام جیغ بکشم .. به مامان بابا بگم که من خوشبخت ترین دختر روی زمینم . داداشم دوستم داره .
-خیلی دیوونه ای ساناز!
 -ولی تو دیوونه تری که اصلا درکم نمی کنی . اصلا حسم نمی کنی .
 -خیلی بی انصافی ساناز . میگی من چیکار کنم . از اینی که هست بیشتر درکت کنم ؟ تو گام به گام منو تا این جا کشوندی .. هر لحظه یه امتیازی ازم گرفتی .
 -یعنی تو یک طرفه به قضیه نگاه می کنی ؟ من ازت گرفتم ؟ تو چیزی ازم نگرفتی ؟ من عشق و هوس و تن و بدن و عاطفه خودمو بهت ندادم .؟
 دستشو رو کیر داداشش حرکت داد و گفت این وقتی که اولش شل بود و حالا سفت شد و داغ و پوستش داره می ترکه یعنی چه ؟ یعنی این که داره لذت می بره . به هیجان اومده . تو از این حس و حال خوشت نمیاد ؟
-یه کاری می کنی که منو از همه این بر نامه ها پشیمونم می کنی .
-آههههههه ..  چقدر دلم می خواد داداش خوبم این یکی حرف منو هم گوش کنه و اون کاری رو که باید انجام بده انجام بده . باور کن هر دو مون لذت می بریم . هر دومون خوشمون میاد . هم من و هم تو ..  می دونم همون حس داغ و قلقلکی که   وسط بدنمو به آتیش می کشه در تو هم هست . یه حس داغ  و لذت بخش .. یه کیفی  که تا حالا نمی دونستم آخرش به کجا می رسه و تو اینو به من نشون دادی . بازم نشون بده . بیشترشو نشون بده . ازت خواهش می کنم .
سینا دستاشو زیر کمر ساناز قرار داد . و سرشو به سمت خودش کشوند . می خواست با بوسیدنش و و رفتن با اون از زوایای دیگه فکرشو مشغول کنه ..
-باهات قهرم سینا . هر کاری باهام بکنی بازم دلم هست پیش این که تو به من و حرفم اهمیت نمی دی .
 -ساناز !  اگه دوست داری خو دمو برات بکشم بگو . حاضرم ولی از من نخواه که تو رو بکشم .
 -من ازت می خوام که به من زندگی بدی .. چرا منو می سوزونی ؟ جیغ بکشم ملتو خبر کنم .؟من دست خودم نیست .. رگ مغزم داره می ترکه ..
سینا حس کرد به جای این که بهتر کنه بد تر کرده .  هر چند سانازو به ارگاسم رسونده  بود ولی خواهرش  احساس نیاز می کرد به این که کیرشو توی کس  احساس کنه واین حس ممکن بود اونو وادار به خیلی کارا بکنه ..
-ساناز تو الان دستخوش احساسات و هیجانات ناشی از هوس هستی ..
-میگی عشقی که به تو دارم الکیه ؟
-سماجت و لجاجت تو منو دیوونه کرده .
 -خوشم میاد داری حرص می خوری . تو آدمو حرص میدی ؟ ..
سینا حس کرد که داره تسلیم میشه .
 -ببین باشه قبوله .. فقط به یه شرط .. نه به دو شرط .. یکی این که تو استارتشو بزنی . بیایی و بشینی روی کیرم . و در واقع این توباشی که مثلا داری این کار خلاف و زشت رو انجام میدی ..
 -خب بگو هر چی می خوای بگو . بالاخره کاریه که انجامش میدم .. جوووووون جووووووووون بالاخره دارم می رسم به هدفم .. دومیش ؟
-بعد از اون دیگه زیاد اذیتم نکن . می خوام بخوابم .
-نیمساعتو که محل داریم ؟ -به شرطی که خروس بی محل نشی ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی