ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 74

حبیب هم خیلی آروم کیرشو به سوراخ کونم فشار داد . به نظر میومد کیر شاهرخ کلفتی بیشتری داشته و بیشتر دردم می آورده .. اگه این بتونه راهشو پیدا کنه بره اون داخل می تونه به من لذتی بدون درد بده . جبیب موهای پشت سرمو با یه دستش جمع کرده و آروم با هاشون بازی می کرد . با این کارش حس می کردم کیری که رفته داخل کونم خیلی نرم داره منو بازی میده . خیلی هوس اینو داشتم که شیرین هم بیاد و فرد سوم قضیه باشه . بدنم نیاز داشت .
 -حبیب جون با دستات دو طرف کونمو چنگش بگیر . بازش کن و به من بگو چی می بینی . انگشتتو دور سوراخ کونم بگردون . باهاش بازی کن ..  کاری کن که هم به من و هم به تو هر دو تا مون خوب بچسبه ..
 این تلفن لعنتی هم ول کن نبود . موبایل شیرین زنگ خورد ..
 -شوهرمه .
-خاموشش می کردی .
-مشکوک میشه آخه .
-عزیزم میام میام کارم زود تر تموم شه میام . چقدر تو حریصی . .. آره عزیزم منم دلم برات تنگ شده . وقتی اومدم خونه اولین کاری که می کنم اینه که بیام و بپرم توی بغل تو . باشه . خب عزیزم حالا برو من مشتری دارم و نمی تونم بیشتر از این معطل کنم .. ..
 شاهرخ : چقدر حرف می زنی شیرین!
 -آخه اون شوهرمه مرد خوبیه . بیچاره نمی دونه که من دارم چه بلایی سرش میارم . -طفلک ! چه زن دلسوزی . میگم وقتی که رفتی خونه حواست باشه که طوری اونو بپیچونی که یا اصلا بهش نرسی یا همون اول اونو خوابش کنی که نتونه زیاد نا خنک بزنه . تو که خودت می دونی من دوست ندارم  زنی که دوستش دارم و با هاش حال می کنم با یکی دیگه هم باشه ..
 در همین لحظه من و شیرین یه نگاهی به هم کردیم و نتونستیم جلو خنده مونو بگیریم .. خود شاهرخ هم متوجه شد که عجب سوتی داده و این جور حرف زدنش به نوعی خالی بندی تبدیل شده . آخه اونی که داشت ادای مردای غیرتی رو در می آورد فراموش کرده بود یا حواسش نبود به این که حبیب هم جلو چشاش تا ته کرده بود توی کس شیرین .
شاهرخ : مثل این که کیر من بهت حال نمیده همش داری از این میگی که داری با کون دادن کیف می کنی و با کیر حبیب ..
-داداش این خواهر گل ما یه کونی داره که اگه بهش دست نخوره و رسیدگی نشه می خشکه . حسابی آب می خواد . ببین چقدر بارور شده ؟
-خب منم داشتم بهش آب می دادم  .
 -شاهرخ ! حبیب کارتونو بکنین . شیرین جون حوصله اش سر رفته تازه شوهرشم زنگ زده . اگه یه اشکالی به وجود بیاد دیگه اون وقت نمی تونه بهتون برسه و بر نامه ما برای همیشه به هم می خوره ..
 طوری گفتم بر نامه ما که انگار قرار بود برای همیشه منم با اونا باشم . هر وقت کون می دادم باید با یه برنامه کون چرخوتی لذت خودمو کامل می کردم . شیرین هم اومد کمکم . اول لباشو گذاشت رو لبام . دیگه از اون حسادت دقایقی قبل خبری نبود حس می کردم با این ارگاسمی که شده کمی حالش جا اومده و صمیمیت خودشو به وقت سکس هم با من بیشتر کرده . شاهرخ هم با نوک سینه هام بازی می کرد و لذت من زیاد می شد . شیرین آروم زیر گوش من گفت بگو چیکار کنم تا بیشتر بهت مزه بده .. -شیرین اگه تمام دستای دنیا بیان روی کون من و کون و کپل منو بمالونن بازم کمه .. دوست دارم از کون من لذت ببرن تا اون چیز کلفت اون کیری که میره توی سوراخ کون و درش حرکت می کنه بیشتر بهم کیف بده ..
شیرین از پهلو رو من مسلط شد و دستاشو در جهت عکس رو کون من قرار داد تا مزاحم این دو نفر نشه . کونمو وقتی که بازش می کرد حبیب شده بود گزارشگر مسابقه . مدام از حرکات دو تا کیر در دو تا سوراخ تعریف می کرد . حتی کیر شاهرخ رو که با آب و تاب می رفت  تا به نزدیکی انتهای کسم و میومد عقب به خوبی حرکاتشو گزارش می کرد . شیرین انگشتشو گذاشت روی کیر شاهرخ که می رفت توی کس و خیسی هوس منو بیرون می کشید و پس از این که انگشتشو با محصول کس من از روی کیر شاهرخ خیس می کرد اونو می ذاشت توی دهنم . انگشتشو با لذت و هوس میک می زدم ..
 -باز بده .. باز بده شیرین جون تا بچشمش ..
 کیر ها سر عتشونو تند تر کرده بودند .
-آخخخخخخخخخ جوووووون پسرا پسرا عالیه .. هر دو تا تون . کیرتون دستتون درد نکنه .. شیرین تو بمال ..
شیرین دو طرف کون گنده منو از زیر جمع کرده اونو می داد به طرف بالا و به چند طرف می گردوند ..
 -اووووووووهههه نهههههههه .. این کون چند تا کیر دیگه می خواد ...
 واسه این که شاهرخ هم ناراحت نشه و  نشون بدم به اون کوسی  هم که کیر شاهرخ درش قرار داره اهمیت میدم گفتم این کس هم چند تا کیر می خواد از بس که شما دو تا بهش حال میدین ..... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی