ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پریان در غربت 72

انگار اون مرد صدای قلب و خواسته منو شنیده بود .. عاج کاندومش طوری بود که یه احساس لذت عجیبی به کونم می داد . دلم می خواست  کیرشو بیشتر فرو کنه توی کونم . بزن .. بزن .. صدامو در گلو خفه کرده بودم . دیگه از بس حرف زده بودم دیگه روم نمی شد  سر و صدا کنم . ولی اون  کیرشو یه ضرب فرو کرد توی کون  پریسای دمر کرده ای که تا دو روز دیگه باید با همه اینا وداع می کرد و اینا رو به خاطره ها می سپرد . پریزاد هنوز در عالم مستی خودش بود . گاه چشاشو باز کرده یه نیم نگاهی به من مینداخت . دستمو به سمتش دراز کرده و اونم دستشو گذاشت تو دستم . صمیمیت خاصی  رو بین خودمون احساس می کردیم . شاید خواسته ها و گناه مشترکمون ما رو به هم نزدیک تر کرده بود . حالا خیلی راحت تر از گذشته با هم کنار میومدیم . درد و نیاز های همو می شناختیم و در شرایط سخت زندگی می تونستیم هوای همو داشته باشیم . زنای انگلیسی چه پوست نرم و سفیدی داشتند . ولی هیشکدومشون به تپلی من نبودن . کون من حالت گردی و سفتی اون از باسن همه شون خوشگل تر بود . همه چی قره قاطی شده بود .. دو تا رو زمین بودند .. دو ته به حال خودشون دراز کشیده بودند بدون این که کسی با هاشون ور بره .. شهاب طوری زن مقابلشو کرده بود که یارو دست و پاشو به دو طرف باز کرده جای اون رو تخت دراز کشیده بود ..
-پسر چه بلایی سرش آوردی که دیگه اصلا هوش نیست .
 -پریسا الان دارم میام سراغ تو که همچین بلایی  سر تو بیارم .
-عمرا مادر دهر نزاد که کسی بخواد سرمن بلا بیاره . من خودم همه رو بیهوش می کنم ..
شهاب اومد جلو تر .. کیرشو گرفت به سمت دهنم .
-اول از اون آقا خارجکیه باید اجازه بگیری ..
-حالا کارت به جایی رسیده که به جای اجازه از شوهر میگی باید از اون غریبه ای که داره تو رو می کنه اجازه بگیرم ؟
-من اجازه امو از مهران زمانی گرفتم که می خواستم پامو از کشور بذارم بیرون .
-اون به تو گفت که بری زیر کیر این و اون ؟
-چیه لجت می گیره بهت خوب نمی رسم ؟
با این حال وقتی کیرشو آورد سمت دهنم نا امیدش نکردم . سمت راستم چند قدم اون ور تر مهیار و مهدیس این زن و شوهری که به خوبی همو درک کرده و به هم گیر نمی دادند هر کدوم از طرف مقابلشون لذت می بردند .. زن خارجی رو کیر مهیار نشسته بود و ماساژور هم از روبرو کیرشو فرو کرده بودبه  کس مهدیس .. ولی سر های زن و شوهر کاملا روبروی هم قرار داشته و عاشقونه به هم نگاه می کردند .
مهدیس : به چی فکر می کنی مهیار ..
 مهیار : شاید باورت نشه مهدیس . الان این خانومه  از بالا کسشو گذاشته رو سر کیر من ..منم دارم به کیر اون مرد نگاه می کنم که با چه حرص و اشتیاقی داره تو رو می کنه . ولی حالا دارم به لحظه ای فکر می کنم که کیرمو بکنم همون جایی که  الان یه غریبه داره اونو می کنه . این هیجان داره به من لذت میده . منو به حرکت در میاره  برای وقتی که به تو می رسم .. برای وقتی که بغلت می زنم و بهت میگم مهدیس دیوونتم . عاشقتم . ..
 یه دستی به کیر شهاب زده متوجهش کردم که باید اونو از دهنم در آره تا بپرم وسط صحبتای مهدیس و مهیار .
 -آهای بچه ها حساب اینو نمی کنین که شوهر من که این جا نیست من باید چیکار کنم ؟ چه خاکی به سرم بریزم . این قدر حرفای عاشقونه و پر احساس می زنی که آدم دلش میره . هوس می کنه الان باشه توی بغل شوهرش .. 
-ببینم پریسا حالا که ده تا مرد غیر شوهرت تو رو گاییدن و تا دسته فرو کردن توی کس و کونت هوس شوهرت رو کردی ؟این که کاری نداره دفعه دیگه بهش میگیم با هامون بیاد . ببینم اصلا تو خودت جنبه شو داری که اونو با زنای دیگه ببینی یا نه ؟
 از این حاضر جوابی اون ما فارسی زبونا دسته جمعی می خندیدیم . حتی پریزاد که هنوز در شوک ار گاسم فوق العاده اش روی تخت و طاقباز دراز کشیده بود داشت می خندید . پریناز همچنان دو تا کیر رو با هم گرفته بود و داشت حال می کرد .
 کیوان : من نمی دونم چرا این طرفم اصلا خسته نمیشه .. ولی خیلی هم داره حال می کنه ..شهاب  پریسا رو ول کن بیا طرف من دو تایی مون یه صفایی بهش بدیم ..
مردا دیگه هوس اینو کرده بودن که دو به یک بکنن . ..شهاب اومد جلو و دیگه حواسش به این نبود که کاندوم بر سر کیرش نکشیده و همونو فرو کرد توی کون اون زن نگون بخت .. انگار از همون لحظه اول بد فرو کرده بود یا این که واقعا سوراخ کون این زنه از اون مگسی های خیلی تنگ بود که جیغش رفت به آسمون ولی برای لحظاتی بعد ساکت شد . اونم دیگه اصلا حواسش نبود که کیر بی کاندوم رفته توی کونش .
 مهدیس : این زنا ی خارجی هم عجب کونی دارن ولی وقتی که کون پریسا جونمو می بینم به خودمون و ایرانی بودن خودمون افتخار می کنم .
 کیوان : زبون شما درد نکنه ... حالا ما ایرونی ها رو کون کردی رفتی ؟
 -چیه مگه ..کون مگه چیه .. مگه جزیی از بدن نیست و شما مردا خودتونو واسش به کشتن نمیدین ؟ من هر وقت به کون پریس جونم نگاه می کنم طوری به هوس میفتم و با خودم میگم ای کاش من هم یک کیر بودم که دلم واسه خودم می سوزه . ... ادامه دارد .... نویسنده ..... ایرانی