ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خار تو , گل دیگران 2

چند روز بعد اونا زندگی مشترک زیر یک سقفو در حالی شروع کردند که ویدا حس می کرد که شوهرش خودشو غرق و اسیر کار می کنه . اون می خواست مستقل باشه و با حقوق کارمندی رو پاهای خودش بایسته .  این که بخواد به  پست های بالا برسه خیلی بیشتر براش ارزش داشت تا در آمد اون کار .. رامین تا یه روز قبل ازرفتن به خونه متاهلی ول کن کارش نبود . آخرش این همکاراش بودن که به روش آوردن که دیگه باید بره سر خونه و زندگیش ..
 -داداش مگه تو زن نداری . می خوای همون روز اول عذرت رو بخواد ؟  این کار همیشه هست . یه روزی باز نشسته میشی و میگی واسه چی خودمو تا این حد هلاک کردم .. واسه کی ؟ اون شب اول  ویدا حسابی گل کاشته بود .
 -آهای آقای کارمند خوابت که نبرده . بیا ببینم امشب چیکاره ای ؟ تو که این همه شعار می دادی مادرم مزاحم ماست و من هواتو ندارم .. حالا بیا و ببین .. این لبای غنچه ای سرخ .. این سوتین قرمز براق که نصف بیشتر سینه هامو انداخته بیرون .. با این شورت لامبادایی چیکارت می کنه ؟! می بینی پوست  سرخ و سفید منو می بینی 
 رامین دهنش آب افتاده بود ..
-آهای دست و پا چلفتی .. لازم نکرده که بری واسه ما لباس عوض کنی .. ما به همین تیپت قانعیم .
 -ویدا خیلی خوشگل شدی ..
 -پس تا حالا چی بودم ؟! قیمه قیمه ات می کنم . فکر کردی خودت حشری هستی و ما دل نداریم ؟ میام پیش همکارات آبروی تو رو می برم . ببینم با همین عطر بود که مست می شدی ؟ این مژه ها بهم میاد ؟
-ویدا تو معرکه ای .
 -اگه تو بذاری و بخوای . میگن شب زفاف داماد باید استارت بزنه و خودی نشون بده . حالا من می خوام امشب سنت شکنی کنم به افتخار این که آقا داماد پس از سالها  تشریف آوردن یا بردن  به مرخصی .
-ویدا خیلی بهم متلک میگی . کاری می کنی که ضرب شستمو پشت هم نشونت بدم . 
-به شرطی که مثل نشون دادن های قبل از از دواجت نباشه . آها تازه یادم اومد تو که همش می خواستی توی خونه ما شیر باشی یکی دوبار که توی خونه خودتون یه موقعیتی پیش اومد چرا جا رفتی ؟
 -هر لحظه ممکن بود مادرم سر برسه .. 
-اون که رفته بود اون ور شهر .. فقط اگه بفهمم که مادر ذلیل شده باشی ..
-اتفاقا اونم بهم سفارش می کرد پسر یه وقتی زن ذلیل نشی ها  .
 -جون من راست میگی ؟
 رامین به هیکل موزون و خوش فرم و چهره بسیار زیبای همسرش نگاه می کرد . به این که تا یه ساعت دیگه از مرز های خاصی رد میشه که بیشتر  با اون  احساس نزدیکی می کنه .. هنوز احساس خستگی می کرد .
-دلم می خواد محو تو بشم . همین جور تماشات کنم .
 -رامین ! تا کی ؟
 -تا وقت گل نی ..
-این حاضر جوابی هات منو کشته . میگم چه طوره برم داخل یه ویترینی و تو منو از پشت اون ببینی .
زن و شوهر خیلی آروم به آغوش هم خزیدند . ویدا سرشو گذاشت رو شونه های رامین .  با این که گفته بود به جای رامین استارت کارو می زنه و دست به کار میشه ولی دوست داشت که شوهرش شرو ع کنه .
-ببینم خوابت برد ؟ مگه مامانمو دیدی ؟ نترس اون  امشب دیگه پیداش نمیشه . ولی می دونم که نگران منه .. این که تکلیف من چی میشه . 
-مگه می خوام سر ببرمت .
-خب این جوری که تو رو می بینم واسه تو سر بریدن خیلی راحت تره تا یه چیز دیگه منو ببری . ولی اگه کار به برش برش باشه من مال تو رو می برم .
ویدا  صورتشو به صورت رامین نزدیک تر کرد .
 -بیارش .. مگه نمی دونی بعد از نوازش همه چی با یه بوسه شروع میشه ؟ حرفای عاشقونه رو هم که یادت رفته . اون روزای اول بود که یه خورده مجنون بازی در می آوردی .
-حالا که مجنون ترم ..
 -حالا مجنون تر نیستی .. دیوونه تری .
رامین دستاشو دور کمر همسرش قرار داده و یک آن لباشون رو لبای هم قرار گرفت .. دست ویدا رفت رو دست شوهرش و آروم با موهای دست رامین بازی می کرد .. مرد حس کرد که لحظه به لحظه آتیشش تند تر میشه و جز این لحظات و در آغوش گرفتن ویدا و سکس با اون به چیز دیگه ای فکر نمی کنه .. ویدا زانوشو به لاپای رامین زد تا کیر شق شده اونو حس کنه .. 
-چه خبرته ! واسه چی این کارو کردی .
-هیچی می خواستم ببینم مرد هستی یا این که خواجه ای .
-نتیجه اش چی شد .
-راستش با اون تست هایی که قبلا گرفتم هماهنگی داشت .
-قراره همیشه امتحان بدم ؟
 -من که فکر می کنم اگه سر کار بری رفوزه ای .
 رامین بوسه های نرمشو از زیر گلوی ویدا شروع کرده تا به سینه هاش رسید ..کف دستشو گذاشت روی شورت زنش و از کناره های شورت انگشتاشو به کس خیسش رسوند .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی