ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لبخند سیاه 121

چند دقیقه ای صبر کردم . از گوشه ای اونو زیر نظر داشتم . سرشو برگردوند منم فوری خودمو پنهون کردم .. پس از چند لحظه نگاهمو متوجه سمت اون کردم . هارد رو که من یه کپی دیگه از روش بر داشته بودم محکم به زمین زدو چند تا وسیله سنگین هم گرفته می زد توی سرش . می خواست به هر شکل ممکنه کاری کنه که اون قابل تعمیر نباشه . نمی دونم آیا اصلا اونو دیده بود یا نه .. فکر کنم همین که چند تا تصویر رو دیده ترجیح داده بود که ترتیبشو بده ..   خودمو آفتابی کرده گفتم فتانه این چه کاری بود که کردی .. اولا که اینی که از بین بردی مفت نبود در ثانی تو مدرکی رو که احتمال داشت  ما رو به دزد برسونه از بین بردی  .
 -عزیزم برای من حفظ آبروی ما دو نفر خیلی مهم تره . من نمی خوام مثل اون زن و شوهری باشیم که فیلم سکس داخل رختخوابشون و جریان داخل اتاق خوابشون که لو رفت خونه زندگیمونو بفروشیم و از این شهر و دیار بریم .
-خیلی آبرو خواهی .. تحسینت می کنم . ای کاش تمام مردان دنیا همسرانی چون فتانه داشتند .. عیبی نداره فتانه جون . فدای سرت . غصه طلاها رو نخور . حتما رفع بلا بوده . شاید دزد بد بخت خونه و زندگی نداشته .. کاش فاکتور فروش اونا رو هم همون نزدیکی میذاشتی که بنده خدا دیگه واسه فروش اونا به مشکلی نخوره .. راستی فتانه من یه چیزایی پیدا کردم . این فیلمی که من دارم از داخل آشپز خونه و اطراف اون گرفته شده یه چیزایی رو نشون میده ..
 فتانه آب دهنشو به زور قورت می داد.
 -فرهاد اونا چند نفر بودند ..
 -فقط یک نفر ..
 -دزد زن که نبود ..
 -نه یک مرد بود .. ولی خیلی تعجب کردم . اون حالتی رو که اون مرد داشت جواهراتو بر می داشت .. اصلا انگار یکی به اون گفته باشه . راهنمایی اش کرده باشه که آدرس دقیقش کجاست . یک ضرب و یک ریز اومد و رفت سراغ همون .. دیگه اصلا جاهای دیگه رو نگشت .جل الخالق ! هرچی فکر کردم این کی می تونه باشه به نتیجه ای نرسیدم  . من خیلی دلم می خواست و می خواد تو اونو ببینی شاید بتونی بشناسیش . چهره اش خوب مشخص نبود . ممکنه حالا تو بدونی اون کیه .. مثلا برادر  یا شوهر یکی از دوستات .. تو آخه گاهی که  چونه ات گرم میشه واسه این که کلاس بذاری پزی بیای میگی چه کاری کردی چه حقه هایی برای ایجاد امنیت بیشتر می زنی . وسایلتو کجا می ذاری تا به دست دزد نیفنته ..
 فتانه می خواست دهنشو باز کنه یه چیزی بگه ولی قدرت حرف زدن از اون سلب شده بود . می دونستم گیجش کردم .
 -فرهاد .. دزده سرش جورابی چیزی نکشیده بود ؟
 -نه چهره اش کاملا واضح بود .. البته در چند صحنه که خیلی روشن بود .. منو شبیه یکی مینداخت .
 -به نظرت من ببینمش می شناسمش ؟
-نمی دونم شاید شناختی ..
-تو که یه جا گفتی چهره اش معلوم نبود .. یه جا دیگه گفتی که خوب دیدیش .. فکر می کنی فامیل باشه  ؟ می خوای نشونم بدی ؟
-غیرتم بهم اجازه نمیده که من بخوام اونو نشونت بدم . آخه اون مرد کاملا برهنه  بوده اعضای بدنش کاملا مشخص بوده .. همه جور دزد دیده بودیم ولی دزد برهنه ندیده بودیم .. 
-خب بقیه فیلم چی .. ؟ چی دیدی ؟
 -متاسفانه این هارد فقط همین آشپز خونه و قسمتی از فضای رویرو رو نشون میده .. این آقا جواهرو برداشته و با خودش از همین مسیری که اومده برگشته .. کاش اون فیلمی رو که من تحویلت دادم از بین نمی بردی . دو تا دیگه هم از این نوارای ضبط شده داریم .. البته فتانه جون ! تمام این نوار ها رو من چند جا کپی برداشتم .. صداش در نمیومد .. انگار یکی گلوشو فشار داده و در حال خفگیه .
-فرهاد تو که نمی دونستی چی به چیه چرا این قدر وقتتو تلف کردی ..
 -عزیزم من دوست ندارم تو نگاهت به بدن یه مرد غریبه بیفته . من خاطره خوبی ندارم از این که یکی بخواد تو رو از من بگیره . ولی موضوع چند صد میلیون پوله . نمیشه میزان خسارت رو دقیقا بر آورد کرد . میگن قیمت  طلا و سکه  به طرز سرسام آوری داره میره بالا .. آدم با فروش اون حتی می تونست بره امریکا و یه سرمایه گذاری مختصری هم در اونجا انجام بده . یک قسمت از پولشو بذاره سپرده .. من فکر کنم هرکی بوده قصد داشته بره ایالات متحده امریکا اونجا زن بگیره .. حالا من  و تو می شینیم اون فیلمو با هم می بینیم من دستمو می ذارم  روی تصویر لای پای اون مرده تو صورتشو نگاه کن .. ببین شاید بشناسیش .. ببینم تو شبا رو خونه می خوابیدی  -آره .. ساعت آشپز خونه  نیمه شبو نشون می داد . تو دیگه باید خواب بوده باشی . شانس آوردیم آقا دزده بهت حمله نکرد ..  
-شاید بعد از ظهر بوده باشه .
 -نمی دونم فتانه ..راست گفتی شاید ...
 فیلمو گذاشتم تا با هم ببینیم . چین رنج و عذاب و ترس و شکنجه و استرس رو در چهره فتانه به خوبی می دیدم . وقتی مهرام اومد آشپز خونه و رفت سر وقت طلاها فتانه فقط از ناحیه سر لرزش پیدا کرده بود . به نظر میومد که اون هنوز این امید واری رو داره که من اصلا نفهمم  یا نفهمیده باشم که اون کیه . خیلی دلم می خواست متوجه شم که بیشتر ناراحتی اون از اینه که  احتمال رو شدن دستش پیش من وجود داره یا از این که عشقش بهش نارو زده جیگرش داره اتیش می گیره  ... اون داشت فیلمو می دید و منم به صورتش نگاه می کردم ... ادامه دارد .... نویسنده ..... ایرانی