ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خار تو , گل دیگران 3

رامین شورت زنشو به سرعت کشید پایین .. زبونشو درجا گذاشت روی کس ویدا
 -چقدر حریصی مرد ؟! خیلی عجله داری ها و مثل این که فردا مرخصی هستی ها.  دیوونه می خوام همه جامو بخوری و بچشی ازش لذت ببری . امشب اولین شبیه که من و تو دور هم و زیر  این سقفیم . تو دیگه مرد من هستی و رو پاهای خودت  ایستادی . من دوست دارم که دو تایی مون به کسی وابسته نباشیم . تا حالا به اندازه کافی در اول زندگی هوامونو داشتن .
-ویدا منم همینو می خوام دیگه واسه همینه دارم به زندگیمون سر و سامون میدم .
-چشم آقای رئیس . من که اون روزای اول استخدامتو خبر ندارم چه جوری بودی ولی میگن هنوز وارد بانک نشده این عشق آقا رئیس آقا رئیس شدن  تو رو از خود بی خودت کرده بوده .
-حقمه ویدا دارم زحمت می کشم .
-حالا میشه ازت خواهش کنم که الان زحمتتو این جا بکشی و کاری به کارت نداشته باشی . فقط خیلی عجولی .. یادت باشه که یه دیوار نازکی هست   که باید اونو برداری . بشکنی و پاره اش کنی .  مرزی هست که باید ازش بگذری  و عمری رو باید از این راه رد شی وراهی که به من و تو لذت میده . امشب شب بزرگ و به یاد ماندنی و پر خاطره ای برای من و توست .
 وقتی که صحبت مرز و پارگی و شکستن دیوار شد رامین تازه حواسش رفت پیش این که ویدا یک دختره و  باید  شروع خاصی داشته باشه .
-چقدر پوستت نرم و لطیفه ..
-اگه تو بخوای و دوستم داشته باشی .. کاری کنی که همیشه با روحیه باشم همیشه واسه تو نرم و تازه و جوون می مونم ..
 رامین هم که سریع بر هنه شده بود می خواست که زود تر کار ویدا رو در مرحله اول تموم کنه ..
-دست و پا چلفتی ! چند بار باید اینو بهت بگم . تو باید از این آب و هوا و منظره خوشگل لذت ببری حال کنی ..  حس لذت رو در من و خودت به وجود بیاری .
 -میگی تا صبح لفتش بدیم ؟
 -بد جنس به این جور عشقبازی و حال کردن میگی لفت دادن  ؟ کاری نکن که هنوز شروع نکرده تنبیه و تحریمت کنم .
 -و تهدید .
-حالا هرچی می خوای اسمشو بذار .
 -من از زنای خشن خوشم نمیاد .
 -منم از مردای بی قدرت خوشم نمیاد ..
 رامین دید که الکی الکی داره بینشون دعوا میشه اونم واسه این که هیشکدومشون از خر شیطون پیاده نمیشن .. کیرشو به کس نرم و کوچولوی زنش چسبوند . ویدا انتظار داشت که رامین  بازم حریص تر و با شور و حال بیشتری بیاد طرف اون . به هر قسمت از بدن اون توجه داشته باشه .. ولی اون سریع رفته بود روی کسش .. انگار که باید کار دیکته شده ای رو انجام می داد . هر چند می تونست حس کنه که شوهرش داره از سکس با اون لذت می بره ولی این جوری ضربتی کار کردن به اون حال نمی داد و طوری که انتظارشو داشت راضیش نمی کرد .   ویدا حس می کرد که رامین خیلی ساده داره با این موضوع بر خورد می کنه . ولی چاره ای نداشت . اینو به حساب خونسردی و خستگی کاری اون گذاشت . عیبی نداره باید تحمل کرد . تازه بکارت داشتن مگه چیه . ما اونو توی جامعه خودمون بزرگش کردیم . تا چند وقت دیگه یواش یواش  این افکار کهنه دیگه کم  رنگ تر و کم رنگ تر میشه . رامین دچار استرش شده بود . سر کیرشو گذاشته بود  روشکاف کس ویدا . ویدا دندون رو جیگر گذاشته بود .. به خودش گفت باشه دیگه عیبی نداره .. اون طرف قضیه شاید  جبران کنه .. رامین همچنان حس می کرد که سر کیرش طوریه که به زحمت می تونه شکاف کس مثل دهن ماهی ویدا رو باز ترش کنه . ولی  بالاخره سر کیرشو کرد توی کس زنش ..
-دردم گرفت .. با بدنم بازی کن .منو ببوس .. دیوونه . دیوونه .. بی تجربه ..
-دوست داشتی با زنای دیگه حال می کردم و اون وقت تجربه مو روی تو خالی می کردم ؟
 در این جا ویدا با آخرین زورش یه نیشگونی از گونه همسرش برداشت که  داد رامینو در آورد ..
 -گوشتمو کندی .
 -حقته . خیلی پررو شدی هرچی از دهنت در میاد داری میگی .. ببین هنوز سوتین منو در نیاوردی بی سلیقه .. اصلا من نمی دونم تو برای چی زن بردی . آخخخخخخخخ .. دردم میاد .. یه خورده باهام بازی کن . بذار بیشتر خیس کنم ..
رامین تازه یادش اومد که باید بیشتر بجنبه و بیشتر حال بده . اون ماهها منتظر همچه لحظه ای بود و جالا که به اون رسیده بود نباید این قدر شل رفتار می کرد . سوتین ویدا رو درش آورد . سینه سفت ویدا با پوست لطیف و بوی خوشش اونو مستش کرده بود . دهنشو گذاشت رو یه طرف سینه اش و نوکشو به سرعت میک می زد .. کیرشم   خیلی آروم ولی به سختی و میلیمتری حرکت رو به جلوی خودشو ادامه می داد ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی 

2 نظرات:

ناشناس گفت...

با سلام لطفا داستان سكس ضربدري مادزينها بزاريد.
((چند داماد كه مادرزن خودشون را در يك پارتي به اشتراك ميزارن))

ایرانی گفت...

با سپاس از آشنای گلم .. در آینده ای نزدیک ودر فرصت مقتضی حتما این کا ر را خواهم کرد .. ممنونم از همراهی شما ...ایرانی