ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

اتوبوس هوس 72

نگاهم به رستم بود و این که می دید مادره چه جوری داره کیر مصنوعی می خوره .. -رستم جون ناراحت نباش . فکر نکن ما به مادرت توهین کردیم و براش ارزش و اعتباری قائل نیستیم . ما مامان جونت رو دوست داریم . مخصوصا من . حالا رویا جون داره این جوری حال می کنه ..
 رویا : رستم جون  ایمان راست میگه .. نگران نباش ..
رستم اومد زیر گوش من و گفت نمی خوام بقیه فکر کنن که ارزش مادر من اومده پایین .  من رو تو خیلی حساب می کردم ..  منم زیر گوشش خیلی آروم گفتم داداش من که نمی تونم یک سره رویا جونو بکنم . فکر کمر و توان مادرت هم باید باشم دیگه .. رویا که کیر مصنوعی همچنان توی کسش حرکت می کرد و خیسی  کسش روی دیلدو برق انداخته بود   زیر گوشم گفت ایمان گوشت رو بکشم ؟ حالت رو بگیرم .؟ آبروتو پیش رستم ببرم ؟
 -مگه من چیکار کردم  .
-آخخخخخخخخ دیوونه . کسم کیر تو رو می خواد ..
 فریده : ایمان حواست کجاست ..
 منو باش که می خواستم از دست این جمعیت در برم . ولی جمعیت همه اومدن به این سمت از باغ . واویلایی شده بود . شیلا و ماریا و مینا و چند تا مرد و زن دیگه که اسم دو سه تا شونو نمی دونستم همه اومدن . نلی هم اومده بود .
 نلی : بچه ها شما کی مشغول شدین که ما خبر نداشتیم ؟میگن  رطوبت ما زندران آدمو کسل می کنه ..
  فریده : اتفاقا این نسیم و این آفتاب و فضای زیبا هیجان آدمو زیاد می کنه ..
 دیگه اون فضا تبدیل شده بود به میدان جنگ .. خیلی جالب شده بود . فریده کیر مصنوعی رو انداخت به سمتی .  رو کردم به جمعیت و گفتم بچه ها بیایید یه صفای عمومی بکنیم .. اصلا همه برای همه باشیم .  حال عمومی .. لذت عمومی .. خود خواهی رو از خودمون دور کنیم همه متعلق به همه باشیم . بیایید به این فکر کنیم که چیزی به نام کس خوب و کون خوب و کیر خوب  رو نباید سوا کنیم . همه کس ها کونها و کیر ها خوبند .. بچه ها دسته جمعی سوت  می کشیدند  و خوشحالی خودشونو نشون می دادند با این که  نمی دونستن من می خوام چیکار کنم .
  -خانومای محترم قمبل بفر مایند . زانو ها به روی زمین .  کون ها رو به هوا .. کوس ها باز ..
 رویا : ایمان جون من دستورمیدم که کیرتو در ضرب اول وارد کسم کنی ..
 -من چه می دونم رویا جون در حمله سراسری اگه یکی از من جلو بزنه چی . من چیکار کنم ..
 -من این چیزا حالیم نیست . تو باید به پسرم نشون بدی که برای مادرش ارزش قائلی   -رویا لجبازی نکن .
 -فکر کردی من زنی بودم که به این آسونی ها تسلیم هوس خودم بشم و تازه اونم بیام با این همه مرد رابطه داشته باشم ؟ همه اینا به خاطر تو بوده دیگه ..
-هیچی نمی شه از دست تو خلاص شد .
 مردا ایستاده و کیر به دست و زنا پشت به ما و در یه حالت نشسته و قمبل کرده .. دستور حمله صادر شد و من دستامو به دو طرف باز کردم که تقریبا می شد گفت خطاست . ولی از رستم هم کمک گرفته بودم . گفته بودم که بیاد سمت چپ من وایسه که از جانب سمت چپی مطمئن باشم و سمت راست من هم یه خپله بود که خوب نمی تونست بدوه . حیف که فضای خالی بیشتر از ده متر نبود و بقیه جاهاش به درخت می رسید . خلاصه کیرمو که از  همون اول شق نشون می داد آنچنان به کس رویا کوبوندم که یه لحظه خورد به تیر دروازه رویا و جیغش رفت آسمون ولی بلافاصله کمر کیرمو گرفتم و  در مسیر داخل کس هدایتش کردم ..
 -چه حالی می ده . رویا جون خیلی دردت اومد ؟ آخه فاصله زیاد بود و منم حواسم بود که یکی دیگه بهت حمله نکنه .
 زنا همه رو زمین دراز شده بودند و مردا  هم تلمبه زدنو شروع کرده بودند . حرکات هیجانی و بکن بکن شروع شده بود ..
-رویا چه حسی داری؟
 -احساس غرور می کنم از این که می بینم افتادی رو من و به زنای دیگه فخر می فروشم .
 -حالا این قدر بد جنس نشو دیگه بقیه هم از این کیر سهمی دارن دیگه .
-باشه باشه .. همون که اولین سهمیه خودت رو دادی به من کافیه ..
بیشتر مردا در یه حالت چکشی در حال گاییدن زنا بودن . چه منظره قشنگی ! همه داشتن حال می کردن .. دو تا مرد کم داشتیم و دو تا زن هم داشتن با هم لز می کردن ولی اون دو تا دیگه عاطفه و سمانه تازه در مان شده  نبودن .. مینا و ماریا که با هم رقیب بودن  رو هم قرار گرفته بودند . جالب این جا بود که در یورش سراسری ماریا هم در انتهای صف مردان ایستاده بود .. و ماریا هم در انتهای صف زنان قرار داشت و ظاهرا دو تا شون قسمت هم شده بودند .. ماریا خودشو  از بالا  می کوبوند به کون مینا .. خوب که نگاه کردم دیدم داره با همون کیر مصنوعی اونو میگاد . ... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی