ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 69

شایان خوشش میومد و حال می کرد . با این که لاله از کون دادن مردا خوشش نمیومد ولی من خیلی لذت می بردم این جوری اونا رو با خودم یکی حس می کردم . حس می کردم  اونام یکی از منن . با من و واسه من ... و منم برای اونام  . شایان لباشو گاز می گرفت .احساس  می کردم که از یه حد معینی دیگه نمیشه موز رو بیشتر به داخل فرستاد . چقدر دلم می خواست که حالا کیر من به جای اون موز توی کون شایان قرار می داشت .. با این که قرص هم خورده بودم .. ولی فکر کنم این دفعه باید قوی تر اونو بخورم .  دو تایی مون حس کردیم که دیگه باید از مایه های هوس کم کنیم و بریم توی خط بغل زدن و بوسیدن هم .  حرفای عاشقونه شایان شروع شده بود ولی از این که دستام رو کونش قرار داشت لذت می برد . .. وقتی به خونه برگشتم فوق العاده خسته بودم . .. هنوز چند دقیقه نشده بود که لاله اومد سراغم ..
 -خانوم خانوما چه خبرته داری خود کشی می کنی نو که اومد به بازار کهنه شده دل آزار؟
. -چی داری میگی این  که تازه نوبری بود .. چیه خوشگل من .  هیشکی به پای تو نمی رسه ..
-آره جون خودت ..من چقدر بهت سفارش کنم؟!
 -باهام شوخی نکن لاله
 -میای خونه مون ؟
 می خواستم بگم خسته ام و نا و حوصله ای ندارم . ولی خب این دو سه هفته ای رو که درس نداشتیم می تونستم ازش به خوبی استفاده کنم . معمولا خونه لاله اینا مکان بهتری برای خلوت کردن و با هم بودن بود . این لاله هم هر چی با کیر شیدای شی میل خودش ور می رفت مگه شق بشو بود؟ ..
 -شیدا عزیزم دیگه حالمو نگیر دیگه .  هرچی رو داشتی دیگه خالی کردی . من بهت چی بگم .. ولی  اگه چند ساعت هم که شده من اونو ساک بزنم آماده اش می کنم .
 از حال رفته بود . دستشو گذاشته بود رو کسش .. خیلی دلم براش می سوخت . چند بار نزدیک بود زنگ بزنم واسه شایان که بیاد این جا و سر حالش کنه .. ترسیدم که به من بگه منو با هرزه اشتباه گرفتی ؟ تازه از طرفی لاله همش بهم سفارش می کرد با کسی از عشق و عاشقی حرف نزن .. هرچند من با شایان از این حرفا نزده بودم و اون عشقی شده بود .  واسه همین اقدامی نکردم .. وقتی که حرکتایی رو در آلت خود م حس کردم انگار دنیا رو به من داده باشن . اعتماد به نفس خاصی رو در خودم حس می کردم . ..
 - حالا کست رو بذار رو کیرم . الان بهترین وقتشه ..
 کیر نیمه شل من وارد کس لاله شده بود و اون حرکتاشو در چند جهت شروع کرده بود .
-اوووووهههههه شیدا شیدا .. کیرت باید ده تای این می بود . بکن حرکتش بده .. آخخخخخخخ آخخخخخخخ کسسسسسم کسسسسسسم ..
 با حرکتای عشق خودم آشنایی داشتم . مثلا وقتی که داشت ار گاسم می شد کاملا متوجه بودم . وقتی که چش باز کردم آفتاب قشنگی از پنجره تابیدن گرفته بود . تمام بدنم گرم افتاده بود . لاله رو بغلش زدم .  حس می کردم که هوسم بر گشته و منو خیلی داغم کرده .. چند ثانیه ای طول کشیده بود که بفهمم چرا این جا هستم  یا این که کی اومدم این جا و. همش اون لحظاتی رو که پیش شایان بودم در نظرم مجسم می کردم .. واسه لاله یه کاری پیش اومده بود و باید می رفت خونه یکی از بستگانش .  این کیر لعنتی هم واسه ما شده بود خروس بی محل . گاهی کون من هوس کیر می کرد و گاه کیرم هوس کون .. مگه می خوابید ؟ آمار دو سه تا از پسرای کوچه بغلی رو داشتم که کونی هستن . و تقریبا هم سن منم بودن ..نمی دونم چرا هوس کرده بودم با یه شکل و شمایل مردونه برم بیرون . موهامو کوتاه کردم و قسمت پشتمو دادم مامان کوتاه کنه .  می دونستم لاله ناراحت میشه ولی خب دیگه هوس کرده بودم . دوباره بلند می شد . وقتی   یکی ار پیرهنای مردونه بابامو که مال عهد بوق بود تنم کرده رفتم جلو آینه یه تیپ بچه خوشگلو پیدا کرده بودم . ولی صورتم یه لطافت خاصی داشت که تا حدودی منو از پسرا متمایز کرده  تیپ یه بچه سوسولو بهم می داد . حالا باید یه شلوار مردونه شو پام می کردم . ..یه کلاه هم سرم گذاشتم که فقط قسمتی از موهامو نشون می داد . عجب چیزی شده بودم . خیلی باحاله آدم این جوری بره خیابون .. رفتم به کوچه بغلی .. این پسرا خیلی بی حیا بودن . اصلا گاهی که منو می دیدن بد تر می کردن . یعنی دستشون می رفت رو کون یکی دیگه . یا یکی  دستشو می ذاشت لا پای یکی دیگه و با کیرش بازی می کرد . اصلا ملاحظه منو نمی کردن .  با این که خوشم میومد ولی این حرکاتشون لوس بازی بود ولی خیلی تحریک می شدم . ظاهرا منو نشناخته بودن .. تازه اگرم می شناختن فکر می کردن دخترم . دوست داشتم برم وسطشون و یه حال و احوالی با هاشون داشته باشم .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی