ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لبخند سیاه 111

اون جواهرات روبر انداز کرد . بعد برای چند لحظه ای رفت به سمتی که تصویرش در این هارد نشون داده نمی شد .. فیلمو زدم جلو . چند دقیقه بعد بر گشت .. استرس داشت . لباسشو تنش کرده  جواهراتو گرفت و رفت . سر در نمی آوردم یعنی اون واقعا به این سادگی  شاید سیصد میلیون طلا و شمش رو سرقت کرده و رفته ؟ اون که  هدفش خیلی بالاتر از اینا بود . نه ... اون چشش به ملک و املاک منه .. یه کاسه ای باید زیر نیم کاسه باشه . مسئله به این سادگیها هم که فکر می کنم نیست . خیلی خسته بودم . نمی دونستم چه جوری متوجه شم .. . ولی فیلم قبلی در جایی قطع شده که اون رفته طرف آشپز خونه .. پس از جایی که ادامه پیدا کرده می تونه بقیه باشه ..  تقریبا همون جوری بود که حدس می زدم . اون بر  گشت به نزد فتانه . لباساشو در آورد و کنارش دراز کشید . ظاهرا خودشو رسونده  بود به بیرون از  خونه .. طلاها رو  در گوشه ای مخفی کرد و برگشت .و در نوار یا هارد دیگه ندیده بودم که اونا رو بذاره سرجاش .   و بازم این نتیجه رو گرفتم که اونا رو در ماشین خودش پنهون کرده . به خاطر این که یه چیزی حدود یکربع از لحظه ای که اون از کنار فتانه پاشد و به وضعیت سابق بر گشت گذشته بود . او در این پونزده دقیقه نمی تونسته مسافت زیادی  از خونه فاصله گرفته طلا ها رو جایی قایم کرده بر گشته باشه . خودشو زده بود به خواب . اون و فتانه دو تایی شون کاملا لخت کنار هم دراز کشیده بون .  حدس می زدم اون می خواد این طور وانمود کنه که بعد از فتانه از خواب پا شده . تا اگه بعدا فتانه متوجه نبودن جواهراتش شد به اون مشکوک نشه . چند بار به چهره فتانه خیره شد این انتظارو داشت که اون بیدار شه ولی انگار نه انگار . خیلی خونسرد چشاشو رو هم گذاشت و منم فیلمو همش جلو می زدم . رسیدم به صحنه ای که ظاهرا مهرام به خواب رفته یا خودشو زده بود به خواب . فتانه خستگیش در رفته بود و هوس اینو داشت که بدنشو به بدن مهرام بچسبونه و باهاش حال کنه . دستشو آروم آروم گذاشت رو سینه های مهرام و با موهای سینه اش بازی می کرد . دید که عکس العملی نشون نمیده برای لحظاتی نگاش کرد .  دیگه نمی دونست که مهرام از اون هفت خط هاست . خیلی آروم صداش زد
 -مهرام بیداری ؟ ..
 جوابی نشنید .. لباشو ار رو سینه هاش عشقش رسوند به کیرش و دهنشو گداشت رو سر کیر .. با این که حالت دهن فتانه نشون می داد که کیر توی دهنش شق شده ولی نمی دونم چرا هنوز متوجه نشده بود یا تردید داشت که مهرام بیداره .
-عزیزم بیداری ؟ من دلم می خواد ..
-آههههههههه چی شده فتانه ؟ خوابم میاد .. معلوم نیست چند ساعت خوابیدم ..
 -مهرام سرم گیج میره . خوابم میاد .. انگار فشارم اومده پایین ولی همین که خودمو در آغوشت حس می کنم و می بینم که آشتی کردیم و دوباره وضعیت شده همون  رابطه گرم بین من و تو .. خوابم کمتر میشه و دلم می خواد که بیشتر بهم برسی . بهم بگو چی شده من چرا باید تا این حد تو رو دوست داشته باشم ..
 مهرام : معلومه که خیلی خوابت میاد . چون کیرت از دهن من اومده بیرون .. دوست نداری دوباره اونو فروش کنی توی دهنت .. ؟
 -بیشتر از بی نهایت . بدش به من بخورم .
فتانه  چند دقیقه ای رو واسش ساک زد . بعد مهرام اونو بر گردوند تا بتونه پوزیشن کونشو توی دید خودش داشته باشه .. در یکی دو صحنه که خوب مشخص نبود به نظرم اومد که مهرام به انگشتشو گذاشته روی سوراخ کون فتانه و اونو تند تند فرو می کنه توی کونش و می کشه بیرون . سر و صورت فتانه طوری به تشک چسبیده بود که به خوبی نمی شد فهمید که داره لذت می بره یا این که داره بهش فشار میاد. ولی حس می کردم هر دو تاش باشه . مهرام چاک کون زنمو بازش کرد و کیرشو گذاشت رو اون سوراخ .. بازم فقط حدس می زدم . حالت شکاف و چاک کون فتانه بود که من می تونستم اونو با قالب کونش در نظر بگیرم و مثلا برای خودم اثبات کنم که اون نامرد  حالا داره کون فتانه رو میگاد .
 -اووووووففففففف .. اوووووووفففف ویییییییی نههههههههه .. سوختم .. سوختم آتیشم کن . دردم میاد ولی آتیشم کردی . این کیر حق مسلم منه . چقدر می خوای بخوابی ؟ باید با هم بریم بیرون باید نشون بدیم که حق همیشه پیروزه ... ادامه دارد .... نویسنده ... ایرانی