ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خانواده خوش خیال 31

عرفان شاهد اون بود که سهیل داره میاد طرف اونا . ستاره بهش چشمک می زد .
 -آقا خوشگله تپلی . زود باش سوسن جونو سر حالش کن من این جا منتظرتم . واسه تو داغ داغم . تاکی این جا بشینم .؟
 دیگه این بار حسابی به رگ غیرت عرفان بر خورده بود . مخصوصا این که می دید که  سهیل غرب زده داره راحت کارشو انجام میده و اون هنوز مونده .. دستاشو دور کمرسوسن حلقه کرده و کیرشو با هیجان و فشار بیشتری می کوبوند به ته کس سوسن و می کشید عقب .. وقتی سهیل رفت پشت کون مادر بزرگش و کیرشو فرو کرد توی کونش فشار و سنگینی و حرکت رو به پایین سوسن سبب شده بود که عرفان نتونه کیرشو به سمت عقب بر گردونه . با این حال سوسن حس کرد که داره ارگاسم میشه .  ..
 -عرفان خوشگله من .. سوسن نازتو بخوره .. سهیل جون تو هم کارتو بکن . کونمو نوازش کن ..
سوسن خودشو روی  عرفان خم کرد و لباشو چسبوند به لبای خودش .لاپاشو هم محکم به بدن عرفان چسبوند و نذاشت تکون بخوره . پسره چاره ای نداشت جز این که آب کیرش سر بالایی داخل کس سوسن خالی شه .. چقدر براش لذت بخش بود . خیلی بیش تر از جق زدن به اون کیف می داد . سوسن هم دلشو نداشت که از رو کیر و بدن عرفان پا شه . ستاره که دیگه تشنه کیر و بدن تپلی عرفان شده بود و می خواست با یه  غریبه حال کنه خیلی آروم  سوسن و عرفان رو از هم جدا کرد و پس از این که یه دستی روی کیر عرفان کشید و اونو گذاشت دهنش بیضه های پسر رو گرفت توی دستش و گفت به ! به ! این عجب چیزیه . یه نگاهی هم به آلتش انداخت و با یه حرکت رو به جلو گفت .. خوبه این دو تا با هم خیلی هماهنگ هستند .. کسشو گذاشت روی سر کیر عرفان  و کیر شل شده عرفان رو زیر چتر خودش محو کرد .. پسر از این که می دید یه پیرزن ترگل ورگل دیگه روی کیرش نشسته از خوشحالی نمی دونست چیکار کنه ستاره هم خودشو دور کیر عرفان می گردوند .
 -پسر مثل این که هرچی داشتی  توی کس سوسن خالی کردی .
 سهیل هم که انزال نشده رفته بود سراغ کون سوسن ..
ستاره :  ببینم سوسن تو مهره مار داری که سهیلو کشوندی طرف خودت و اونم ازم خواست که بیاد و توی کون تو خالی کنه ؟
-فعلا که تو دوست پسر جدید منو تو رزدی ..
پس از چند دقیقه کیر عرفان دوباره جون گرفته بود . دستاشو رو کون ستاره گذاشته چشاشو بسته بود . این بار دیگه به خودش فشار نمی آورد که جلو گیری  کنه به حدی در کس سوسن خیس کرده بود که حس کرد می تونه حداقل یک ربع تمام به همین صورت کیرشو در  کس ستاره حرکت بده .. سهیل و سوسن یه نیم دوری زدند و حالا عرفان به خوبی می تونست کون سوسن رو ببینه که چه جوری مورد حملات رعد آسای نوه اش سهیل قرار گرفته .
 ستاره :عرفان  جون چت شده اصلا حواست به این طرفا نیست . ببینم  سهیل که توی کسم آب نریخت تو هم همش اگه بخوای کون کون بکنی فایده ای نداره . اول راضیم کن توی کسم خیس کن بعدا هر کاری دوست داری با کونم انجام بده .
 عرفان که قالب کون ستاره رو خیلی با حال حسش می کرد واسه وصال کون تا می تونست بر شدت فشار خودش اضافه کرد . کس ستاره رو هم مثل کس سوسن درشت می دید .
 -اوووووففففف کسسسسم پسر کسسسسسم . چی می شد تو رو هم می آوردیم توی محفل خودمون اون وقت همیشه با هم حال می کردیم . این باید در کمیسیون فرهنگی اخلاقی آموزشی سکس ما مطرح شه .. آخخخخخخخ عرفان .. عرفان تو دیگه عجب اعجوبه ای هستی .. دلم .. سینه هام .. سینه هامو چنگش بگیر که لذت همین جور داره ازش می ریزه .
 ستاره زود تر از سوسن ارضا شده بود . یعنی عرفان وقت کمتری رو برای ار گاسم ستاره صرف کرده بود . احتمالا برای این بود که در سکس با سوسن بیش از اندازه جلو گیری می کردو حالتشو تغییر می داد  و شاید همین ار گاسم سوسن رو به عقب انداخته بود . ستاره هم ارضا شده بود . ولی اون رو زمین دراز کشید و از عرفان خواست که توی کسش خالی کنه .. عرفان خسته به نظر می رسید ولی هنوز کون مونده بود . پاهای ستاره رو گرفت انداخت رو شونه هاش  . داشت به این فکر می کرد که اگه منی خودشو توی کس ستاره خالی کنه شق بودن کیرش به اندازه ای می رسه که بتونه اونو در کون ستاره جای بده یا باید به فکر چاره ای دیگه  باشه .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

داداشم سلام خسته نباشی داستانها همه عالی بودن مرسی راستی دادشم اون داستانه که پسره برده مامانش بود چی شد

ایرانی گفت...

سلام داداش دلفین .. قرار بود تک قسمتی بنویسم ؟ راستش فرصت نکردم .دیروز هم از صبح تا ده شب بودم بیرون .. اگه سریالی باشه که هیچی فعلا دنباله دار ها رو می خوام کم کنم . بازم نظرات قبلی رو سر فرصت یه بررسی می کنم ببینم چیه .. با درود ..ایرانی