ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لبخد سیاه 112

-خوشت میاد فتانه . کیر مهرام رو ببین ؟ این چند روزی همش از من بهونه این قسمت از بدنتو می گرفت . کیرشو  از عقب فرو کرده بود توی کون زنم و ظاهرا  کف دستشو هم فرار داده بود روی کسش و وقتی با چند حرکت انگشتاشو از خیسی کس فتانه ترش می کرد اونوجلو چشاش می گرفت و زنم دونه دونه انگشتای مهرامو لیسش می زد ..
-کیرم ازم اینو می خواست  . کونتو می خواست و کست رو می خواست .  ازم گله داشت .  اینایی  که کیرمن می خواست از تو گله نداشتند ؟ راستشو بگو گله نداشتند ؟ می بینم که بد جوری تشنه شونه .. تو هم خیلی در حق اونا ظلم کردی ..  
-تو که می دونی تقصیر من نبود . باشه . باشه دیگه به اونا ظلم نمی کنم . دیگه به خودم ظلم نمی کنم .  فقط تو هم به من ستم نکن . نشون بده که دوستم داری . به من ثابت کن که اشتباه نکردم . اشتباه نکردم که عاشق کسی شدم که سالهاست عاشقمه .. اشتباه نکردم که حالا تصمیم گرفتم اشتباه گذشته مو جبران کنم . زن شریک شیطونه . ولی من شیطنت و نیروی خودمو در راه رسیدن به معشوق خودم صرف می کنم . خدا عاشقا رو دوست داره ومی دونم به من  و تو هم برای رسیدن  به هم کمکم می کنه . وقتی که نیتمون پاک و خیر باشه .. هدف ما درست باشه اون به ما کمک می کنه . خب انتخاب من اشتباه بوده . فرهاد مرد زندگی من نبود .  نباید که این جور تا آخر عمر عذاب بکشم . خدا  مهربونه . بنده ها شو دوست داره منو هم دوست داره . تو چی میگی ؟
 -هر چی تو میگی درسته . حق  با توست . حق با توست ..
 مرد با هوس و حرص پنجه هاشو انداخته بود روی کون زنم ..
-آهههههههه نهههههههه کسسسسسسم خیلی می خاره ..
-از این که کیرمو توی کونت حس می کنی خوشت نمیاد ؟
-خوشم میاد خوشم میاد ... هر جوریشو ازت یه جور لذت می بینم و حس می کنم . در کنار تو راحتم ..خوشبختم . بازم حس یک تولد دوباره ای رو دارم . تو رو خدا به  جون کسی که دوستش داری این بار کاری نکن  که دیگه من خاک و پاشیده شم رو زمین طوری که دیگه نشه جمعش کرد .
-عزیزم بهت نشون میدم .
-نشون بده بده . نشون بده که مال منی .
-هر چی تو بگی هر چی تو بخوای .
- طوری می کنم که بیشتر از اونی که فر هاد ازم پس گرفته به دست بیارم . بهت نشون میدم که در راه تو و عشق تو مادیات برای من ارزشی نداره . من خالصانه خودمو تقدیم کسی می کنم که عشق بی ریای خودشو نشونم داده نثار من کنه . البته برای تو که عاشقمی دوستم داری .. باور می کنم باید باور کنم  دیگه همه دلتنگی ها تموم شد ..
-آره تموم شد عزیزم .
  فتانه زیر کیر مهرام قرار داشت و به رویاهاش فکر می کرد . زن من داشت به یک مرد بیگانه کون می داد و کس خل شده بود .. احساساتش گل کرده بود .. به این فکر افتاده بود که  چه لباس عروسی بهش بیشتر میاد و مهرام می پسنده .
-عزیزم من دارم حال می کنم . تا وقتی هم که باهام نیومدی امریکا  که با هم نمی تونیم از دواج کنیم . می خوام تمام خاطرات زمان از دواجت و بعد از اون از یادت بره . فقط به من فکر کنی فتانه . منو دوستم داشته باشی و دیگه به فر هاد فکر نکنی ..
-من همین حالاشم تمام خاطرات این هشت ساله رو از یاد بردم . فقط پسرم برام مهمه که اونو هم هر جوری شده  می کشونمش سمت خودم .
  -هر لباس عروسی که تنت کنی بهت میاد .. پر باشه نیمه پر باشه .. اصلا اگه لباس عروس هم تنت نکنی خوشگلی.
 -نه من دوست دارم حتما لباس عروس تنم کنم یه عروسی با شکوه و مجلل بگیرم . با کلی دعوتی و مهمونی ... از چنگ فر هاد در میرم .. 
-فقط حواست باشه فتانه .. اونم ممکنه حواسش بهت باشه .. اون خیلی زرنگه ..
 -زرنگی یک زن عاشقو هیشکی نداره و اراده اونو . واسه همینه که اگه یه زن عاشق و وفادار و خالص یه زمانی حس کنه که دیگه نمی تونه به عشقش برسه تمام راهها بسته شده خودشو فدای عشقش می کنه و در راه اون فنا میشه .. حتی حاضره خودشو بکشه و می کشه ..
 مهرام دیگه می ذاشت که فتانه هر چی می خواد واسه خودش حرف بزنه  . ظاهرا دیگه به حرفاش توجه نداشت . فقط سرعت تلمبه زدن خودشو زیاد کرده بود .  کون فتانه و کیر مهرام طوری  حرکت کرده بودند که به خوبی میشد جزئیات منطقه ورود و خروج کیر و کشیده شدن حلقه  سوراخ کون فتانه رو دید ..
-آخ آخخخخخ فتانه ..
تکون خوردنها و حالت مهرام نشون می داد که داره منی خودشو توی سوراخ کون زنم خالی می کنه حدسم درست بود .. با این که فتانه کونشو کج نکرده بود و کاملا صاف روی تشک قرار داشت ولی به خوبی  آب کیر مهرام مشخص بود . از بس توی کون زنم خالی کرد که دیگه جا نداشت بره اون داخل ..کونش واقعا به درجه ای از گشادی رسیده بود که خیلی راحت تر کیر رو قبول می کرد .. از بس خودشو راحت در اختیار عشقش میذاشت . . یه چیزی هم فتانه به مهرام گفت که واضح نبود .  ولی بلافاصله مهرام همون کیر رو که یه خورده شل شده بود از همون پشت گذاشتش توی کس فتانه ...... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی