ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هرکی به هر کی 258

اون طرف مامان الیا دیگه میثمو پوست کرده بود ..
 -آریا جون آریا جون به دادم برس ..
مامان یه چشمکی بهم زد که من هوای اونو داشته باشم  و می خواست که یه خورده حال هم بکنه . از اون سمت هم مردا رفته بودند سراغ شهره که یک جنس تازه و تر گل و ورگل رو در اختیار خودشون بگیرن .
-میثم جان قدرت خودت رو نشون بده .
 یادم نمیومد که این زن رو بهش معرفی کرده  باشم یا نه .. فکر کنم اون نمی دونست که الیا مادر منه .  تازه خواهرم آرمیلا و دختر عموم آهوهم در صف قرار داشته می خواستن از این جنس نوبری استفاده کنن . منصوره که روی زمین حرکت می کرد همه جا تکون می خورد . اون کوه گوشت دیگه حسابی همه جا رو قبضه کرده بود .
 -میثم جان زود باش  باید به این همه آدم برسی ..
-آریا دستم به دامنت .. منو اگه همین الان ببرن بهشت و توانمند شم فکر نکنم بتونم از پس اون  همه حوری بهشتی بر بیام .
-فکر کردی این خانومای ناز دست کمی از اونا دارن ؟ اینا رو این جوری نگاه نکن . یکی از یکی نجیب تر و مهربون ترن . حالا اومدن طبق یه قانونی این جا صفا کنن .
 -ببینم امشب این جا از خواب خبری هست ؟
 -اونو دیگه باید  یه مخفیگاهی برای خودت دست و پا کنی که کسی گیرت نندازه . فقط پری جون نفهمه که کم آوردی .
-من کم نیاوردم .
 -ولی ظاهر امر که این طور نشون میده .
-باشه هر طور که تو میگی .
-الیا خانوم . آریا در خد مت شماست . کیر ناقابلو وارد کس کنم یا کون ..
-این آقا کیرش داره می لرزه . این جور کیر ها به درد کون می خورن .. دراز بکشید آقا .
 خنده ام گرفته بود . این میثم فکر کرده بود که شهر شهر هرته . همین جوری هر کی از راه رسید یه کیری فرو می کنه توی سوراخی یا بر عکس یه زنی می پره روی یه کیر و تموم میشه .. در واقع من اگه جای پری جون بودم مامان الیا رو به جای کار شناس می ذاشتم . اگه اون کار شناس می شد کیفیت این مجالس می رفت بالا شاید کارمنم کمتر می شد ولی خب یه سری ملاحظاته که باید انجام شه و باید تخفیف اومد . این جای کار یه خورده گیر داشت . دوباره مامان گایی  یا  گاییدن مامانو شروع کرده بودم . میثم فرو کرده بود توی کونش .. فکر کنم کیرش راحت رفته باشه توی کون مامان . ولی  منم دیگه کیرم دراز و کلفت نشون می داد ولی اون سختی و سفتی اوجشو نداشت . با این حال در حد و اندازه ای بود که بتونه به مامان الیای نازم حال بده .
 -میثم جون .. بگو چی می بینی که  من آریا هم از این طرف حال کنم .
 -پسر کیرت داره کس الیا خانومو می شکافه .. توپ و سفت شده . فکر کنم تو بتونی خوب حریفش شی ..
 -حالا تو از کونش بگو میثم جان چه طوره !
-اوووووففففففف حرف نداره . یه استیل و شکلی داره که من توی فیلمهای سوپر در جه یک دیدمش .. ولی خب کیرم راحت رفته توی کونش و خیلی هم داره حال می کنه . 
 -میثم جون علتش می تونه این باشه اونایی که سابقه شرکت بیشتری در این جلسات رو دارن فعالیتهای بیشتری هم دارند و در نتیجه یه مقداری آزاد تر به نظر می رسن . ولی کون هر چی گشاد تر باشه به دو طرف لذت بیشتری میده . چون زن درد کمتری رو حس می کنه و مرد هم دیگه تمرکزشو از دست نمیده ..
 آرمیلا خودشو رسوند نزدیک ما ..
- داداش ! مامان ! شما که بازم به هم رسیدین . مامان تو چقدر دوست داری با آریا جون حال کنی ؟ باز خوبه  یک پسر دیگه هم داری .  ..
 دهن میثم از تعجب وا مونده بود .
-چی ؟ آریا جون . این مادرتوست ؟ من شرمنده ام . اصلا خبر نداشتم . رفیق فدای مرامت .. شرمنده اخلاق جوانمردی تو هستم . می گفتی من خودمو کنار می کشیدم . 
-داداش دشمنت شرمنده باشه .. اینا موردی نداره . در بند نباش . نگران نباش . حالشو ببر . ما اومدیم این جا حال کنیم . شاید یه روزی هم مادر تو بیاد این جا و در این مجلس شرکت کنه . باید روح  خودمونو از هر غرور و خود خواهی دور کرده با نفس سرکش مبارزه کنیم ..
 وقتی صحبت مادر میثمو کردم اون یه جوری شده بود . با این حال چیزی نگفت . من که دیگه خیس بکن نبودم .. مامان تا می تونست کسشو رو سر کیرم گردوند .. وقتی از حال رفت و به میثم هم گفت که توی کونش آب بریزه دیگه برام یقین شد که ار گاسم شده و کارش تموم شده ... سریع پیش از اونی که یه زن دیگه بیفته روم که خواهر بزرگترم  آرمیلا همچه قصدی داشت فوری با یه دو سرعت خودمواز اون منطقه دور کردم تا برم اون طرف درختا و چمنها که یه شیب پایین تری داشت . می خواستم دنبال خواهر کوچیکترم آنیتا بگردم . خواهرم بازم قهر کرده بود . .. ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی