ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

اتوبوس هوس 73

اووووووفففففف ایمان .. تو خیلی با ایمانی .. بکن .. تند تر ... تند تر از اینا منو بکن.
 -فدات شم رویا ..
 رستم از سمت چپ ما شستشو برد بالا ..
-آهای رستم رویا جونت زیر کیر کمنه .
رستم : مامان خوش بگذره .
 -پسر تو هم  با کون مشتی فریده جون خوب حال کن ..
باغ منظره زیبایی پیدا کرده بود و همه با هم حال می کردند . کون رویا رو داغ تر و بر جسته تر از همیشه می دیدم . پرندگان پاییزی به وجد اومده بودند  . باغ جلوه بهاری پیدا کرده بود .  همه جا زیبایی بود و شور و نشا ط .. هوس حکومت می کرد .. من همچنان فریاد می زدم  زنده باد آزادی ! زنده باد عشق و هوس و انتخاب .. زنده باد دنیای بدون آخوند .. یکی  که زن بود و متوجه نشدم کیه فریاد زد .
-ایمان جون ولشون کن این خار مادر جنده ها رو . این جا هم باید اسم این کثافتا رو ببری و دهنتو نجس کنی ؟ اونا خودشون در محفل و مجلس خونوادگی  و شیخی خودشون دور هم جمعند و بکن بکن اختصاصی راه انداختن -یعنی میگی ما هم آخوند صفت شدیم ؟ پس ولشون می کنیم و خودمونو عشق است . . دستای رویا رو گرفته و خودمو می کوبوندم به پشتش و با این کارم کیرم به ته کسش می رفت و بر می گشت .. -بچه ها یواش تر .. این ناله های عمومی کار دست ما میده .. چه منظره قشنگی ! بعضی کیر ها طاقتشون طاق شده بود و خودشونو خالی کرده بودند . منظره کون های قمبل کره و کیرهای فرو رفته در کس های اونا .. یه هیجانی رو در من به وجود می آورد که دلم می خواست همه اون زنا رو در اختیارم داشته باشم و از وجودشون لذت ببرم .  -ایمان جون دارم ارگاسم میشم.
-تند تر بکنمت ؟
 -نه همین جوری خوبه .
-بگو با کیر کی داری حال می کنی
 -با تو .. با مال تو ..
 ولی لحظاتی بعد اون دیگه ساکت شده بود . اکبر آقا عین آدمای مست داشت نعره می زد که یکی از پشت رفت دستشو کشید و بهش گفت که ساکت بمونه .
-ووووووییییییی کسسسسسم کسسسسسسم ..
 دستامو از زیر رسوندم به سینه های رویا و اونا رو به چند سمت حرکتشون می دادم . این قدر غرق خودم بودم که اصلا متوجه نشدم سمت چپ  و راست  چه کسانی هستند . معین داشت سمانه رو می کرد .. اون چند بار با اشاره دست  می خواست منو متوجه خودش کنه .. من نمی دونستم که داره برای من دست تکون میده . بالاخره متوجه شدم که تمام این حرکات واسه منه
-  چیه چی می خوای ؟
 لباشو گرد کرد و یه ماچ فرستاد .
 -چی می خوای ؟
 -تو رو .. تو رو ..
 با انگشت به کیر من که در کس رویا در حال مانور بود اشاره کرد  و گفت اونو اونو می خوام . منم یه اشاره ای به کیر معین که داشت اونو می کرد کرده گفتم فعلا که اینو داری به همین خوش باش تا ببینیم قسمت چیه ..  حس کردم رویا می خواد یه چیزی بگه . که جلو دهنشو نگه داشتم و ضربات کیرمو شدید تر به سمت کسش فرستادم .  کف دستمو می لیسید  و گازش می گرفت .
-اوووووووههههههه  رویا زود باش . دیگه کی می خوای به من فر مان آبریزی رو بدی . سیل داره توی کست راه میفته .  ببین بقیه چه سیلی به راه انداختن .
داشتم همینا رو می گفتم که دیدم چشای رویا گرد شد و در یه  حالت خماری فرو رفت و یک آن در میان دستام شل شد منم چند تا ضربه دیگه به ته کسش زدم و و رگبار آبمو توی کس ناز و داغش خالی کردم ..
-ایمان تکون نخور . بذار توی کونم . نگاه کن رستم داره چه جوری نگات می کنه ؟
 -خب بکنه . رستم باید بدونه که مادرش تنها زن این جا نیست . مگه ما داریم به خاطر رستم با هم دیگه سکس می کنیم . حالا خودت می خوای و دوست داری بگو و بهونه نکن .
-ایمان حالا چقدر داری خودت رو می گیری .تو که به اندازه کافی همه رو گاییدی . زود باش کیرت رو بیکار نذار اونو بفرستش توی کون من . نلی داره میاد به این سمت.
 -آره راست میگی اون یه پست خالی گیر آورده و سوراخ خودشو واسه اون در نظر گرفته .
 کیرم با وجود شل شدن طوری بود که با سه چهار تا فشار راه  کون  کون رویا رو باز کرد و خیلی آروم درش جا گرفت ..
-رویا !
-جوووووون ..
-فدای این کوووووون ..
خودمو روش خم کرده کمر و شونه هاشو می بوسیدم ..... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی