ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

بابا بخش بر چهار 93

-متوجه نشدم چی گفتی ؟ گفتی که آبمو خالی کنم توی کست ؟ حالا می خوای واسه ما شر درست کنی ؟ . می خوای بچه رو بدی مامان بزرگش داشته باشه ؟
 -مامان تو یا مامان من ؟ هیچ اینو می دونی که یه مامان بزرگ اون مامان بزرگ منم میشه ؟ بعد این که اون هم میشه داداش یا خواهرم و هم بچه ام .. خیلی عالی میشه ..
-یخ نکنی الناز ..
 -بابا بهت میگم خالیش  کن . من این لحظات رو حس می کردم . برام روشن تر از آفتاب بود . قشنگ تر از هر احساسی . و برای همین از آخرین پریود خودم قرص ضد بار داری رو خوردم . پس این قدر نترس پدر گلم .
 -بگو جون بابا ؟
-یعنی حرف منو قبول نداری و حتما باید به جون بابا قسم بخورم . باشه چون خیلی دوستت دارم و برام اهمیت داری اونو هم میگم .
-اووووووخخخخخخخ فداری تو .
. خلاصه  کار به جایی هم رسیده بود که اون می خواست که  خودشو دربست تسلیم من هم بکنه من ناز داشتم . -بیا جلو تر ... بیا می خوام بازم باهات حال کنم و ببوسمت .. تا بیشتر بهم  کیف بده ..
-اوووووخخخخخخ پدر پدر حالا .. حالا من می خوامش .. می خوامش .. دوستت دارم . دوستت دارم . ولم نکن .. ادامه بده . بابا اگه بدونی چقدر خوشم میاد .
کیرمو به طرز خاصی داخل کس الناز می گردوندم . جوری که اون مدام ناله می کرد و می گفت بازم ادامه بدم و تا اونو ارضاش نکردم ولش نکنم .
-باورم نمیشه تو همون دختر کوچولوی گاه مظلوم و گاه شیطون باشی . ولی خودت رو خیلی واسه بابات لوس می کردی . بقیه اصلا از این اداو اطوار ها وارد نبودن .
-بابا تو به کرشمه های دخترت میگی ادا در آوردن . برو ببین خیلی از مردا حسرت اینو می خورن که دختر ندارن . پدر جونم منم خیلی دلم می خواد که ازت دختر داشته باشم ؟
-چی نفهمیدم چی گفتی ؟
 -ببخش بابا جون .. واسه این که نسلت حفظ شه باشه دوست دارم پسر هم داشته باشیم . من نمی دونم چرا این مردا با این که همش از این میگن که دختر شیرین زبون و دوست داشتنیه بازم در پی این هستن که حتما یک پسر داشته باشن . چرا حالا ما دخترا نمی تونیم نسلو حفظ کنیم ؟ مگه غیر اینه که تخمک ما هم در تولید انسان نقش داره ؟ مگه خون آقایون از خون ما رنگین تره ؟
-یواش یواش این شوخی هات رو جدی می گیرما
- منم دارم تکرارش می کنم که یواش یواش جدی بشه .
دخترمو بغلش کرده و تا می تونستم اونو غرق بوسه و نوازشش کردم . موهای سرش همه خیس شده بود . بدنش هم غرق عرق بود . با همه اینا من لذت می بردم از این که اون تنشو زبون بزنم چون با بوی عطر خوش ادغام شده بود . ظاهرا چند دقیقه پیش ارگاسم شده بود .
-بابا بگردون بگردون .. خوشم میاد .. چقدر کس دادن لذتش بیشتر از کون دادنه .خیلی بد جنسی ..
-حالا که عروست کردم بد جنس شدم ؟! کاری نکن که بد جنسی خودمو نشون بدم و تا می تونم با فشار تو رو بکنم .
-اوی گفتی گفتی من چقدر فشاری رو دوست دارم . فشار بده .. فشار .. بابا تا آخرش رو به جلو حرکت کن . یه جوری فشارش بده که جیغ من بره آسمون .. خوبه ؟ اصلا هر جوری که خودت راحتی با من ادامه بده .
 -باشه چند تا از اون ضرباتی رو می زنم که تو دوست داری و به وقت عملیات اصلا به خودم فکر می کنم . اصلا به این فکر نمی کنم که توچه حد درد می کشی ..
 پا های النازو انداختم رو شونه هام و کیرمو بی مهابا و سریع می زدم به ته کسش . با این که راه تنگی بود و جاده باریک و وسیله نقلیه عریض بود اما سرعتمو طوری زیاد کرده بودم که این جاده باید  فشار زیادی رو تحمل می کرد .. گردنمو به سمت خودش کشوند و موهامو به شدت می کشید .. 
-اردی جونم محکم تر .. محکم تر !
-دختر تو پاره نشدی ؟ من اینو به هر کی دیگه می زدم از وسط به دو نیم شده بود.
 -اوهوی پیش عروس خانوم از یکی دیگه حرف نزن ... تازه حساب من از بقیه جداست . وقتی بهت میگم عاشقونه دوستت دارم و همین  انگیزه منو بالا می بره باز میگی چی شده ...
-بگو برات چیکار کنم.
-همینو ادامه اش بده . ادامه اش بده ..
 -الناز! تو تازه اولین بارته . می دونم بدنت می سوزه ..
-بدن بسوزه به درک . آدم فقط دلش نسوزه . یک دختر یک پدر اکشن و با حال داشته باشه و این همه مدت اونو در سختی و منگنه قرار بده ؟
-شنیده بودم و خودتم گفته بودی که زن شیطانه .. ولی حالا می تونم به جرات بگم که شیطان زنه ..
 -وای بابا چی داری میگی . اگه من شیطان باشم که تو بابای شیطونی ..
-الناز این یکی دیگه یه ماچ آبدار داره .
-بابا حرکت کن .. ارگاسم منو عقب مینداری .
- تو بازم می خوای ارضا شی ؟
 -بابا می خوام بشم  .. خیلی زود با فاصله کم .. حالا زود باش که باید برم آشو واسه فردا آماده کنم.  
-نمی دونم چی داری میگی ..
 ولی با سرعت شکافتن کس النازو ادامه داده و اونو یک بار دیگه به ارگاسم رسوندم . بعدش انگار نمی تونستم رو به عقب حرکت کنم . همون داخل آبمو خالی کردم .به وقت انزال حس کردم که دارم رو آسمون پرواز می کنم .  اون بازم با چشاش می خندید ..
 -جریان آش چیه ؟
-هیچی معمولا این کارو باید مادر دختر انجام بده حالا گاهی مادر شوهر هم یه عنایتی بکنه رو نمی دونم ولی به افتخار زن شدنم باید آش بدم .
-ببینم یک شیپوربزنیم و پشت بلند گو اعلام کنیم و اعلامیه بدیم چه طوره .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی