ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

گناه عشق 105

این جا ظاهرا باید خونه اون پسره باشه . حالا من از کجا می تونم اینو بفهمم ؟کاری نداره . برای نلی تحقیق در مورد این مسائل کاری نداره . خیلی راحت همه چی رو می فهمم .. چقدر هم این نوشین به خودش رسیده . نلی فاصله اشو با نوشین طوری تنظیم کرده بود که متوجهش نشه . اوخ از این بهتر نمی شد . پسره آقا نادر خودش با پای خودش اومده به استقبال عشقش . پس هرچی که این  ناصرمیگه درسته . دوربینشو برداشت .. شیشه ماشینو باز کرد .. اون باید روی صحنه زوم می کرد . نوشین پشت به اون بود  احتمال این که نادر اونو ببینه خیلی زیاد بود ولی نلی کارشو کرد .. خیلی سریع و کوتاه و از چه صحنه ای هم فیلم گرفته بود . نوشین روسری شو بر داشته بود .  با یه بوس لب به لب کوتاه و دست توی کمر از سوی نادر دو تایی محو شدن .. ..از این عالی تر نمیشه . ولی من این فیلمو حالا نشون ناصر نمیدم . اون وقت عشق و هوسش نسبت به من خشک میشه . بذار اونا داغ و داغ تر شن . کثافت حالا عشق منو از چنگم در میاری ؟ حالا برای ما توطئه می چینی ؟ کثافت با دور بین خودت ازمون فیلم می گیری ؟ نوشین .. نوشین یه نوشینی ازت درست کنم که مرغان آسمون به حالت گریه کنن . حالا میری ناصر خان ما رو ناراحت می کنی ؟ بهش خیانت می کنی و از این می نالی که چرا ناصر به تو خیانت کرده ؟ نلی از اون جا دور شد و چند تا خیابون اون ور تر در گوشه ای نگه داشت . چند بار به فیلمی که گرفته بود دقت کرد .. لبشو گذاشت روی دور بین و حسابی ماچش داد . واقعا عجب ریسکی کردم . به دقت حالات  و حرکات بدنی نوشینو به وقت دیدن نادر زیر نظر داشت .. حس کرد داره خودشو می بینه که میره به سمت ناصر .. با همون حرکات و واحساس .. یعنی نوشین عاشق شده ؟ دست نادر دور کمر اون زن .. اونا چه رابطه ای می تونن با هم داشته باشن . در همین حده ؟ خنده اش گرفته بود .. چون با این دست دور کمر زدن و بی پروا روسری از سر برداشتن به خوبی مشخص بود که اونا خیلی با هم صمیمی هستند .. خیلی دلش می خواست بیشتر سر در بیاره که اونا تا چه حد با خودمونی شدن  . کاش می شد از عشقبازی احتمالی  اونا هم یه فیلمی بگیرم . کاش می شد ! نمی دونم .. شاید اگه اونا توی خونه نوشین با هم بودند می شد یه جوری رفت اون جا ولی تا آخر خط و وارد اتاق خواب شدن .. نه نههه این نمی تونه کار من باشه . از دست من یکی بر نمیاد .. این پسره اصلا بهش نمیاد پلیس مخفی باشه .. یعنی من می تونم یکی رو استخدام کنم که تعقیبشون کنه ؟ .. نلی با خودش خیلی کلنجار می رود . حس کرد همه اینا در درجه بعدی اهمیت قرار داره .همین که متوجه شده بود دختری که به نظر خودش عشقشو از چنگش در آورده با یکی دیگه رابطه داره براش از همه چی مهم تر بود . خیلی عالی شد . از نظر اون ناصر نباید حالا متوجه این جریان می شد . نلی حس کرد باید کاری کنه که ناصر در حال حاضر زیاد دورو بر همسرش نباشه . ولی تا به کی می تونه به این شیوه ادامه بده ؟ خونواده رو می خواد چیکار کنه ؟ اگه اون به خونه برگرده .. زنی که به یکی دیگه دل بسته باشه و شوهرشو دور بزنه امکان نداره  دیگه به همسرش دلبستگی پیدا کنه و در هر شرایطی نوع زندگی قبلیش محکوم به شکسته .. نلی از اون جا دور شد .. با رویاهایی که در سر می پروانید .. با امید به آینده .. بودن و موندن در کنار کسی که ازبچگی دوستش داشت و بهش احترام میذاشت . اونو با همه با دیگری بودنهاش دوست داشت . می تونست اونوببخشه .. اگه این کارو نمی کرد چیکار می تونست بکنه . هر گز اون جوری که وجدانش تحت تاثیر قرار بگیره به شوهرش فکر نکرده بود . و نیما مردی که   نلی رو خالصانه دوست داشت .شوهری که فکر می کرد همسرش قبل از از دواج بکارتشو از دست داده شب اولو باهاش نبوده و نلی هم از این فرصت استفاده کرده و روز بعد از ازدواجش خودشو در اختیار عشقش قرار داد ..   در اون سمت نادر و نوشین  مثل عشاقی که سالهاست دور از هم بوده در عطش دیدار هم می سوخته اند در آغوش هم قرار داشته و به فردای مبهم خودشون فکر می کردند .
 -خیلی سخته  نوشین که اون بخواد که دست از سرت بر داره .
-ولی اگه بخواد اذیتم کنه من فیلمها رو رو می کنم . میندازمش زندون . هم اونو هم اون دختره آشغالو .  
-یعنی حاضری اونا رو به کشتن بدی ؟
 -حالا این قدر راحت اعدام نمی کنن . ولی اول سعی می کنم اونا رو بترسونم بعد .. فعلا که از موضوع فیلم چیزی نمی دونن . اونو می ذارم به عنوان آسی که به موقعش رو کنم .
-حالا نمی خوای آس خودتو واسم رو کنی ؟
-خودتم می تونی این کارو انجام بدی . ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی