ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

اتوبوس هوس 75

من و رویا رفتیم سراغ رستم و نلی ..
 -حالا نلی جون این قدر اخم نکن تو که می دونی من چقدر دوستت دارم .
-جراتشو داری که اینو پیش رویا بگی ؟
 رویا : حالا نلی جون من اومدم این جا که حسن نیت خودمو نشون بدم . الان یکی دو روز دیگه باید برگردیم تهرون . همین گروه باز هم سفرای دیگه ای در پیش داریم . نلی می خواست بازم سر سنگینی کنه که کیر دراز شده  امو نشونش دادم و حسابی اونو رو فرمش آوردم . رویا یه اشاره ای به پسرش زد که کیرشو از قسمت کس نلی در بیاره و اونو فرو کنه توی کونش .. پس از این که این کارو انجام داد منم رفتم زیر نلی دراز کشیدم . رویا هم مثلا داشت بساط ما رو گرم می کرد  و به تن و بدن نلی دست می زد .
 -هووووووففففففف ایمان بد جنس .. فراموشم کردی ...
 -من هیچوقت فراموشت نمی کنم . این جا ما همه به یاد هم هستیم .
 نزدیک بود از روابط قبلی ما صحبتای مفصلی بکنه که من دوست نداشتم جلو رویا از این کارا بکنه . هر چند این جور مسائل دیگه نمی تونست چوب لای چرخ باشه ولی دوست نداشتم که رویا فکر کنه که اون لحظاتی که ما خیلی شاعرانه و برای اولین بار خودمو نو به آغوش بر هنه هم سپردیم من قبلش خیلی اهل حال و سکس با دیگران بودم . خوشبختانه   حواس رویا به این مسئله نبود و دوزاری نلی هم نیفتاد ..
 رویا : نلی کست چقدر خیس کرده ؟ببینم اینا همه از معجزات و کرامات کیر ایمانه ؟ واسه این که توی ذوق رستم نزنم و ارزش کاری و کیری اونو پایین نیارم گفتم قبل از من آقا رستم روی کوس ایشون کار می کرده و آماده سازی فایل رو اون انجام داده . رستم : خواهش می کنم ایمان جان .. من فدای اون مرامت بشم . ما زمین خورده شماییم . خلاصه این تعارفات ادامه داشت .
نلی :  رویا جون  خیسی دور و بر کسمو تمیزش کن که من بتونم کیری رو که توی  کسم میره بیشتر حس کنم . ..
 واسه این که به رستم بر نخوره به نلی گفتم .
 -کون دادن هم یه حالی واسه خودش داره .
 نلی : رستم که دیگه حسابی سنگ تموم گذاشته .
خیلی خوشم میومد از کار رستم و مادرش رویا .. هم هوای همو داشتن و هم احترام همو . اصلا با هم سکس نکردند . ولی شاهد سکس هم بودند که جای تحسین داشت . نلی دوست داشت   باهام درددل کنه . خودشو به من چسبوند و لباشو گذاشت رو لبای  من . انگشتای رویا رو حس می کردم که داره دور و بر کس نلی و روی کیر منو تمیز می کنه . طوری انگشتشو روی کیر من می کشید که به طرز عجیبی لذت می بردم . لبای نلی جفت لبامو به هم چسبونده بود  . سکان بوسه رو در دست گرفته بود . یه لحظه فکر کردم داره گازم می گیره .. ولی این گاز در اثر فشار هوسی بود در لحظه ارگاسم . رویا هم طوری انگشتشو رو کیرم می کشید که  آبم توی کس نلی خالی شد .. همزمان با اون رستم هم توی کون نلی خالی کرد . نلی محکم بهم چنگ انداخته رهام نمی کرد .. قسمتی از منی های بر گشتی رستم از طرف کون نلی ریخته شد روی بدن من . ولی  رویا صبر کرد تا من کیرمو از توی کس نلی بیرون بکشم و اون منی بر گشتی منو بخوره . اون نمی خواست آب کیر پسرشو نوش کنه . واقعا این پسر و مادر می تونن نمونه ای  از اخلاق بر تر باشن از این نظر که نیازی به سکس با محارم رو احساس نکرده در عوض احترام همو نگه می دارن .. .. رویا رفت کیر منو بذاره تو دهنش و یه نوک زبونی هم به سر کیر من زد و یکی دو قطره چسبیده به اونو خورد . ولی ظاهرا یادش اومد که نلی هم حقی داره . کیرمو گرفت توی دستش و اونو به دهن نلی نزدیک کرد .. اونم منتظر و تشنه در جا دهنشو باز کرد و کیرمو تا سر حلقش فرو برد و بعد تا می تونست اونو ساک زد و باقیمانده آبمو خورد .
 -جووووووووون .. چقدر بهم چسبید . این چند روزه که از تهران به این طرف حرکت کردیم تا حالا به این اندازه لذت نبرده بودم . دست مریزاد ایمان .. فدای تو رویا جون .. کیر تو هم درد نکنه رستم خان که روز منو ساختین .
رستم : قابلی نداشت نلی جون .
 من و رستم کمی از اون فضا فاصله گرفتیم و گذاشتیم که نلی و رویا به حال خودشون باشن . زنا هم که در سکس گروهی ار ضا میشن و به وجد میان اگه با همون تن و بدن لخت و شرایط خاص کنار هم قرار بگیرن حسابی میرن تو نخ هم و لزی و بر نامه ای رو روی هم پیاده می کنن . نلی و رویا هم از این قاعده مستثنی نبودند .. دو تایی شون همدیگه رو بغل زده و سر و تن همو لیس می زدن . رستم با لذت به اونا نگاه می کرد . منم کیف می کردم .
-رستم تو هم به همون دلیلی که من خوشحالم خوشحالی ؟
-آره وقتی می بینم مامان و نلی جون چه جور با هم صمیمی شدن که دارن لز می کنن  خوشحالم . 
-واقعا جای خوشحالی داره ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی