ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هوس اینترنتی 109

من شده بودم مثل یه پیانو و فرنود با انگشتاش آهنگ هوسو رو من می نواخت . آهنگی که مهرداد رو غرق لذت کرده بود  . دست وپام سست شده بود . دقایقی بعد حس کردم که روی تختم و سرمو رو سینه لخت و مردونه فرنود گذاشته و اونم داره با سینه های من ور میره .  بوی مهرداد رو حس می کردم . البته هم بوی خودشو هم بوی عطر ملایم و هوس انگیزی رو که به خودش زده بود . می خواستم کاری کنم که هر سه تا مون لذت ببریم. هم من ..هم مهرداد و هم فرنود .
-عزیزم چراغا رو روشن کن . می خوام صورت قشنگتو ببینم . نمی دونم ما حالا کجا هستیم . ولی دوست دارم با من ور بری . دارم پرواز می کنم .. پرواز می کنم ..
دست به کیرش که خیلی تیز شده بود زدم و به اون دو تا تخماش ..
-دوست دارم سوار این هواپیما شم .. دو تا موتور خوب داره ..
-این بالهای اون هواپیماست ..
 دهنمو یاز کرده و با اشتها کیر فرنودرو فرو کردم توی دهنم .
 فرنود : آه عزیزم عزیزم .. ساک بزن ساک بزن .. من خودم تو رو سوار هواپیمای خودم می کنم . فقط رو بالهای اون نمی تونی بشینی .
کیرو یه لحظه از دهنم در آوردم .
-می شینم می شینم . هر جا که بگی می شینم . جووووووون . مال خودمه. پرواز می کنم . به من بگو بنزین داره ؟
-واسه تو داره . بنزین سفید و تمیز.. آهههههههه حس ندارم . ندارم . زودباش به من حس بده . جون بده .. کونمو ببوس .. هیچی حالیم نیست .
من و اون رو در روی هم قرار گرفته و هر دو مون یه پهلو بودیم .  بازم سعی داشتم به نوعی دیگه مخ مهردادو به کار می گرفتم . فرنود هم به دستورات من عمل کرده بود . اون به مهرداد گفته بود که این دارو ممکنه طوری منو از خود بی خود کنه که در موارد بسیاری نتونم متوجه بسیاری از مسائل منطقی بشم .
 -منو بکن .. موشکتو بفرست به پایگاه من .
-آخه خیلی تنگه . من چه جوری اونو بفرستم .
-بذار تو خودش میره  .
-می دونی به پایگاه تو چی میگن ؟ میگن کس ؟
-پس بفرست توی کس من . ناامیدم نکن . منتظرم نذار  . مگه نمی بینی چقدر هیجان دارم و برای لحظه ورودش ثانیه شماری می کنم ؟ وقتی هم که کیرت رو کردی توی کسم باید خودت رو از پهلو یا بالا طوری ردیف کنی که بتونی کونمو ببوسی . دو طرفشو باز کنی . روش دست بکشی . مگه تو خودت از کون من تعریف نمی کردی ؟ حالا باید نشون بدی که چقدر دوستش داری و با هاش حال می کنی . بذار توی کسم زودباش .. وقتی فروکردی داخلش باید کونمو ببوسی .. بازش کنی . نازش کنی .. .. می دونستم مهرداد خیلی دوست داره با کونم ور بره .  زبونشو رو تمام قسمتاش بکشه . انگشتشو فرو کنه توی سوراخم . اون خیلی هیجان زده می شد ار این که من کونمو بگیرم طرف صورتش و اونم صورتشو بمالونه به کونم . راستش منم از این حالت و حرکت اون خیلی لذت می بردم . وقتی اون این کارو با من شروع می کرد اصلا دوست نداشتم تمومش کنه . بالاخره مهرداد هم خودشو وارد کارزار کرد . از اون جایی که حس کرده بود من دیگه منطقی تصمیم نمی گیرم اومد جلو تر منم روی تخت بزرگ و چند نفره خودمون طوری اون وسط دراز کشیده بودم که مهرداد هم می تونست بیاد و پشت من قرار بگیره .. می دونستم که فرنود خاطرشو جمع کرده از این که من چیزی رو متوجه نخواهم شد اگه اون با من ور بره .
-آخخخخخخخخ پسسسسسر بالاخره فرستادی رفت رفت . کسسسسسسم اوووووووفففففففف کسسسسسسسم بذار بره .. بکن .. تا ته بکنش .. فقط با لبات کونمو بخور . گازش بگیر . گازش بگیر .
 بالاخره عروس پشت پرده یعنی شوهرم خودشو هر چند که آفتابی نکرد ولی به همون جایی رسوند که من می خواستم و انتظارشو می کشیدم . جووووووووون .. همینو عشق است .. دستاشو گذاشته بود روی کونم . اون می دونست که چه جوری با کونم حال کنه . هم خودش لذت می برد هم تا اونجایی که من دلم می خواست به من حال می داد . حالا هر دو تا مرد رو با هم داشتم . کیر فرنود و دستای مهرداد رو . مهرداد فکر می کرد که من  فکر می کنم که این فرنوده که دو تا قاچ کونمو به دو طرف بازش کرده و داره با سوراخ کون و چاک وسطش بازی می کنه ..  شوهرم از ترس این که من به دو صدایی شدن شک نکنم حرفی نمی زد . و این که من متوجه  این نمیشم که دو نفر دارن به من حس میدن اینو به حساب حواس پرتی من در اثر خوردن اون معجون گذاشته بود . و دیگه این اطمینان رو نداشت که ممکنه در تشخیص صدا ها هم اشتباه کنم .
-خوشم میاد .. خوشم میاد .. بکن .. انگشتتو بکن توی کونم . اووووووفففففف .. خیلی می خوام .. یه خیلی باید بذاری توی کونم .
 اینو هم می دونستم که فرنود راضی تر بود به این که تنهایی منوبکنه . ولی خب دیگه مهرداد شوهر من بود و معشوق من  نباید به شوهرم  حسادت می کرد ..... ادامه دارد .... نویسنده ..... ایرانی