ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیطون بلا 55

ازپشت کرده بود توی کسم . خودشو بهم چسبونده بود . این مردا خیلی دوست دارن که از پشت بکنن توی کس زن . این جوری خیلی بهشون حال میده و کون زن هم به خوبی در دید اونا قرار داره . پاهامو به دو طرف باز کرده بودم تا کیرشو خیلی راحت تر بکنه تا ته کسم . هیجان و اضطراب ولم نمی کرد . بوسه کیرش بر سر کسم ادامه داشت . وقتی که اونو نرم نرم می کشید بیرون و نرم نرم فرومی کرد توی کسم یه آتیش و سوزش لذت بخش و کم سابفه ای رو توی تمام تنم به وجود می آورد که دوست داشتم خیلی تند تر کس منو بکنه .. اونم همین کارو می کرد می دونست و حس می کرد که شراره چی می خواد . شراره یه گلوله آتیش بود  . داغ داغ . یه دختر حشری . زنی که نیاز داشت به یک مرد . مردی که بتونه بهش تکیه کنه . حتی شناسنامه شو دیده بودم  ودیدم اسم زنی به عنوان همسر درش ثبت نشده . این جوری خیلی بیشتر به من می چسبید .دوست نداشتم  زندگی اونو خرابش کنم . ولی عباس .. عباس چی .. به یاد اون افتاده بودم .. حس کردم اون جورا هم که فکرشو می کنم آدم درست و حسابی هم نیستم . دلم می خواست چهره اونو به وقت لذت بردن خودش ببینم . ببینم که با چه حرصو اشتهایی کیرشو فرو می نه تا ته کسم و می کشه بیرون . خودمو بر گردوندم . آغوشمو واسش باز کردم .. مثل لاپام ..
-منو ببوس .. بیشتر می چسبه ..
یه نگاهی به نوک سینه هام انداختم . دقیق  نگاش کردم . اون خیلی خوب فکرمو خوند  . قبل از این که لبامو ببوسه و با لباش جفت لبامو قفلش کنه  نوک سینه مو به نوبت می ذاشت توی دهنش .. چند بار این طرفو میکش می زد و چند بار دیگه طرف دیگه رو . -آههههههههه پسر پسر این جوری که تو داری می خوری دیگه هیچی ازم باقی  نمی ذاری .
 میک زدن اون طوری بود که حس می کردم یه لذتی  در مغز سینه هام داره پخش میشه که از اون جا در حال حرکت به طرف کسمه ..
-آخخخخخخخخ این جا رو که داری می خوری که  این جوریه اگه اون لبا همین الان بره روی کس چه طور میشه ؟!
 با عشوه گری های خودم اون لبا رو به سمت کسم کشوندم . خوشم میومد ازشیطنت خودم آره  شراره می دونست که کی باید شیطون بشه و شیطنت خودشو نشون بده . لباشو گذاشت روی کس ..
 -وووووووییییییی ووووووووییییییی کسسسسسسم تکونش نده... نگهش داشته باش .. بذار من خودم تکونش بدم .
 کسمو رو لباش حرکت می دادم . اونو به چونه اش فشار داده و بالا و پایینش می کردم  -حالا بخورش ..
 -خیلی بامزه هست شراره .. خیلی دوستت دارم ..
 -خوبه همین جوری خوبه .. میکش بزن . لبه هاشو بیشتر بفرست توی دهنت . بیشتر کشش بیار .. کشش بده . من می خوام .
 به موهای سرش و گاه به سینه اش چنگ انداخته و بازم کسمو  رو چونه اش حرکت می دادم .
-حالا کیرت رو می خوام .
 -مطمئنی .. تازه هم رفته بود توی کست ..
 -آره بازم می خواد . کسم بازم می خواد . ..
 این بار اون از روبرو کیرشو فرو کرد توی کس .. و دستامو دور کمرش حلقه کرده  و اونم  صورتشو به صورتم چسبوند و طوری با لذت منو می بوسید که منو برد به حس و حال و هوایی که فکر می کردم نکنه اولین زن زندگیش باشم که داره با هام حال می کنه و خودم خبر ندارم . دستامو گذاشته بودم رو کونش . خوشم میومد با اون بازی می کردم . اون خودشو آروم رو بدنم می مالوند . شکمش در تماس با شکم من قرار داشت . و با این حرکت آروم کیرشو به ته کسم می رسوند .
 -آخخخخخخخخخ تند تر تند تر .. یه چیزی بگو .. بگو خوشت میاد .. لذت  می بری .. -مردا حال کردنشونو با تمرکز و حس گرفتن نشون میدن . اونا بیشتر حواسشون به اینه که دیر تر آبشونو بیارن . همش دارن به جلو گیری فکر می کنن واسه اینه که شاید زیاد نتونن حرف بزنن . من دارم حال می کنم . شراره دوستت دارم ..
اون این عبارت دوستت دارم رو رها نمی کرد . جمله ای که ازشنیدنش لذت زیادی می بردم . بهنام اینو بار ها گفته بود . و عباس خان اشرفی که حالا نمی دونستم در مورد من چی فکر می کنه و چه انتظاری داره  . انگشتشو گذاشته بود روی ناف من و باهاش بازی می کرد .
 -نهههههه نهههههههه تو جادوگری سامان ..
 -جادوگری که توسط شراره آتشین افسون شده ...
 شراره آتشین چه اصطلاح قشنگی .. داشتم فکر می کردم که چه کس دیگه ای از این اصطلاح آشنا استفاده می کرده .. ولی هر چه بود زیر کیر اون  این احساسو داشتم که یه دنیا رو در اختیارم دارم . ... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی