ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لبخند سیاه 152

کیرشو چسبونده بود به دهنم و ولم نمی کرد ازاین کارش خیلی عصبی شده بودم . به یاد اون وقتی افتاده بودم که جرات این کارو نداشت یا اگرم می خواست این کاروبکنه باید منو ارضام می کرد یا خودم داوطلب این کار میشدم  و یا این که اون قدر بهش اظهار عشق و علاقه می کردم که مثلا روش باز می شد .. ولی اون زمان دیوونه وار دوستش داشتم حالا چندشم می شد .نمی تونستم تحملش کنم .   به جای این که حرف دلمو بزنم وبگم ازت متنفرم دهنمو بازکردم تا به کیرش لب بزنم . آخه اگه اونو هم از دست می دادم دیگه مردی در زندگی من نببود که بخوام اونو به عنوان سمبلیک هم که شده تکیه گاه خودم قرارش بدم . بهش بنازم . به زحمت جلو ریزش اشکهامو گرفتم . چند بار حس کردم که می خواد آبشو خالی کنه توی دهنم . خواستم کیرشو بکشم بیرون یا دهنمو ازش جدا کنم ولی اون متوجه شد . سرمو محکم به دهنش فشار داد . نفسم در نمیومد . احساس خفگی می کردم .
 -بگیرش .. بگیر فرزانه . خودت می خواستی . حال کن .. الان میذارم توی کونت .  اوههههه داره می ریزه .. وقتی که داره میاد خوب میکش بزن . می خوام همون اول تمام آب خالی شده ام توی دهنتو بخوری .
 حالم داشت بد می شد . نفس تنگی گرفته بودم . پنجه هامو انداخته بودم رو صورتش . داشتم پشیمون می شدم و شده بودم از این که چرا با اون اومدم به این جا . چشاشو طوری از حدقه در آورده بود که ترسیدم ..
-بخورش می خوام بکنم توی کونت . کار دارم .
حالا دیگه به تنها چیزی که فکر می کردم خلاصی از دست اون بود . برام فرقی نمی کرد که بکنه توی کونم یا کسم . از این می ترسیدم که نکنه یه وقتی سرم بلایی بیاره . وقتی مطمئن شد تمام منی خالی شده توی دهنمو خوردم کیرشو کشید بیرون لختم کرد . کمرمو گرفت ..
-مهران  این وحشی بازیها چیه .. تو که این جوری نبودی .
-به من میگی وحشی ؟ اونم به کسی که دوستش داری و عاشقشی و جلو پاش به زانو افتادی ؟
 به اندازه کافی تحقیرم کرده بود . اگه فرزاد  سرم همچین بلایی می آورد شاید لذت می بردم . شاید ازش می خواستم که ادامه بده .
 -کونت همون کونه فرزانه .. خیلی حال می کنم خشک بدون کرم مالی کیرمو توی کون طرف فرو می کنم ..
-نه خواهش می کنم مهران این کارو نکن . چرا این جوری شدی . دستتو می بوسم .. دوباره واست ساک می زنم . فرزاد یه مقداری از طلاهامو بهم داده .. میشه باهاش خیلی کارا کرد . فاکتور هم دارم .
-اصل,  اون زمینا و خونه ها بود که از چنگت در آورد .
 -اونا حق خودش بود که ازم پسش گرفت .
 -تو ناشیگری کردی مقصر خودتی که اون فهمید . نباید کاری می کردی که اون شک کنه ..
 -دست شما درد نکنه . حالا ما یه چیزی هم دستی بده شدیم ؟
 -نه الان من یه چیزی بهت دستی میدم .
-دستی میدی ؟
-نه بهتره بگم پایی میدم .
 دستشو گذاشته بود جلوی دهنم . کیرشو محکم به سوراخ کونم فشار داد . این حرکتش بی شباهت به نوعی تجاوز نبود . در این حالت نتونست بیشتر از چهار پنج سانت کیرشو توی کون من فرو کنه . به نظرم کیرش درد گرفته بود که تا همون مقدار هم قانع شده بود .
 -خیلی نامردی .. خیلی نامردی .
-جووووون همون کونو داری . ولی تو این نامرد رو دوست داری . تو ازاین به بعد به حرفای این نامرد گوش می کنی . من پادشاه توام . تو هر حرفی رو که من می زنم انجامش میدی . باید نشون بدی که دوستم داری و در عمل هم نشون بدی . اون وقت من در مورد تو یه تصمیمی می گیرم . هر چند ازصیغه خوشم نمیاد ولی شاید صیغه ات کردم . البته به شرطی که خرجی و مهریه نخوای . ..
 به حرفاش نمی تونستم توجهی کنم .. برام اهمیتی نداشت که چی داره میگه . من فقط می خواستم خودمو از این آپار تمان خلاص کنم و برگردم پیش پدر و مادرم تا هفته بعد که تکلیف خونه جدیدم مشخص شه . مهران همون چهار پنج سانتی رو که کرده بود توی کونم به صورت دورانی توی کون حرکت می داد و دردمو خیبلی بیشتر می کرد .. ولی دهنم بسته بود و نمی تونستم حرفی بزنم . دستش محکم رو دهنم قرار داشت . با یه دستش می زد به کون و کپلم .
 -همونه .. این کون همونه .. هنوز همون خوشگلی و خوش اندامی رو داری .
دستشو از جلو دهنم بر داشت و اونو روی کسم قرار داد . کیرشو دیگه حرکت نمی داد تا با ور رفتن با کسم هوسمو زیاد کنه . می خواست لذت ببره از این که می دید که من حشری شدم . کسمو چنگش می گرفت . یه روزی ازاین کارش همون در جا و تا مرزبی نهایت لذت می بردم ولی حالا پس از سی چهل بار چنگ اندازی تازه کسم می رفت که خیس کنه ..
 -مهران .. کونم ..کونم .. بکش بیرون بیرحم . دلم داره کنده میشه . من تحمل ندارم . هر قدر دوست داری کسمو بکن . کونمو ول کن . خواهش می کنم . تو رو به جوونی خودت قسمت میدم .. درد منو کشته ..
-به من میگی حال نکنم ؟ مگه خودت دوست نداشتی این طور شه ؟اگه قول بدی زیاد حرف نزنی جیغ نکشی خیلی زود ولت می کنم .
 یه پهلو کرد  شروع کرد به میک زدن سینه هام . یه لحظه یه صدایی رو از روبرو شنیدم .. انگار یکی داشت می رفت ..
-مهران غیر من و تو هم اینجا کسی هست ؟
-ایرج خانه .. صاحب خانه ..
-یه وقتی این ور نیاد و نبینه ؟
-فکر کنم تا حالا همه چی رو دیده و جق هم زده .. رفته پیشواز.... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی