ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

اتوبوس هوس 74

نلی خودشو به ما رسوند .
 -رویا ! تو ایمانو قبضه اش کردی . پیاده شو بینم . تا کی می خوای اونو به انحصار خودت در آورده باشی . الان  انگشت نمای همه زنا شدی .
 -ترجیح میدم انگشت نمای خانوما شم ولی ایمان منو کیر نمای همه خانوما و آقایون بکنه . حتما این پسر مجرد تن و بدن خوب دیده که اومده طرف ما .
رستم هم ظاهرا تا به حدی فریده رو گاییده بود که اونو ار گاسمش کرده و فریده هم بی حال خودشو به گوشه ای ول کرد و یکی دیگه افتاده بود به جونش ..  یه چشمکی به رستم زده وبدون این که نلی متوجه شه اونو نشون رستم پسر رویا دادم و با ایما و اشاره حالیش کردم از اون جایی که دارم مامانشو می کنم و سر حال بودن مامانش به کیر من بستگی داره بیاد  و یه جوری به نلی حال بده که دست از سر من بر داره . حال و حوصله گاییدن نلی رو نداشتم . تازه از طرفی حس می کردم که تا حالا بیشتر مردا نلی رو گاییدن و دیگه شاید اون حس و حالی رو که من ازش انتظاردارم نتونه داشته باشه . با این حال اندام خیلی شیک و کار درستی داشت و می دونستم اگه بیفته روم در این حالت و شرایط تا حدود زیادی نیروی منو می کشه .  کیر من تازه توی کون رویا جا افتاده و به اصطلاح جا خوش کرده بود و به این زودیها نمی تونست از اون دل بکنه . ولی رویا با یه التماس خاصی بهم نگاه می کرد . اومد و در گوش من گفت به همین زودی همه چی رو فراموش کردی ؟
 -نلی من که خیلی بهت رسیدم . این جا که ما دیگه عاشق و معشوق بازی نداریم . داریم ؟
-باشه بهم می رسیم
-نلی .. تو زیر کیر هفت هشت تا مرد دیگه خوابیدی من اومدم مزاحت شدم ؟ بذار حالمونو بکنیم . چرا این قدر اذیتمون می کنی ..
-تو این طور فکر کن ..
-غیر از این نیست .
-بس کن ایمان.
 -من که کاری ندارم تو باید بس کنی .
رویا : شما  چه تونه .. بذارین حالمونو بکنیم ..
 رستم دیگه دست به کار شد . از جاش پا شد و کمر نلی  رو گرفت و از پشت کیرشو به صورت تمام قد مایل گذاشت رو چاک کون نلی و یه خورده با کسش بازی کرد و بعدش هم نوک اونو به سوراخ کون نلی چسبوند . نلی فریادی کشید که فکر کنم مرغان آسمون به حالش  گریه کردند ولی من و رویا داشتیم کیف می کردیم . 
-چطوره رویا ؟
-اووووووفففففف عالیه . چه هوای دلپذیری !
-دردت میاد ؟
-وقتی که می بینم میون این همه کیر .. کیر توست که داره سوراخمو می شکافه و کارشو انجام میده  لذت می برم . احساس غرور می کنم .
نلی همچنان داشت دست و پا می زد و غرولند می کرد . ولی رستم ول کنش نبود
 -جوووووووووون چه کونی داری نلی . دلم می خواد ببرمت بالای درخت   انجیر بکنمت ... ولی خب حالتش طوریه که نمیشه رفت اون بالا . یعنی برای تو سخته که بری اون بالا . ولی می تونم تو رو بچسبونم به درخت .
-نه رستم همین جوری خوبه ..
کیر رستم  خیلی کلفت تر از اون اولین باری که در میون این جمعیت فعالیت می کرد شده بود . حلقه کون نلی هم توجه منو به خودش جلب کرده بود . حالا داشتم به این فکر می کردم که مرغ همسایه غازه و از وقفه ای که در گاییدن رویا پیش اومده بود اونو متوجه این کردم که حواسم پرت شده .
-ببینم حواست نیستا ..
  -نه رویا جون . تو که می دونی من وقتی کونو می بینم از خود بی خود می شم
-  کون منو یا کون نلی رو ؟
 -من به کون نلی چیکار دارم ؟
 -آره جون خودت تو گفتی و منم باور کردم .
 -آخخخخخخخ رویا جون بذار حالمونو بکنیم . 
-ببین رستم دیگه نلی رو جرش داده .
-من میگم تو حواست به اون جا هست میگی نه . ولی حلقه کونم کیرت رو می خواد . من احساس نیاز عجیبی می کنم . مثل یه زن بار داری که ویار داشته باشه .
-چه ویاری ! بگو هر کاری از دستم بر بیاد انجامش میدم .
 -کونم آب می خواد .. بزنش .. آب بده به من ..
-دلم می خواد بیشتر بکنمت . بیشتر از کونت لذت ببرم .
-بهم آب بده . آب بده .. بعد برو طرف نلی .
 یه خورده باهش تند بر خورد کردم .
- درسته من خلیلی ناراحت میشم از این که بقیه تو رو بکنن  ولی این جا که خونه و یا محفل دیگه ای نیست . از اول خودمون قول و قرار کردیم که این جا قانون مخصوص خودشو داشته باشه و در واقع نوعی قانون جنگله .
 چند بار کیرمو آروم به سمت جلو و عقب کشیده و در یکی از این دفعات که خیلی داغ شده بودم توی کون رویا خالی کردم ..
 -حالا می خوای بری بروایمان ! .. منم میام رو نلی کار می کنم تا از دلش در بیارم . هر چی باشه همکاریم و چش تو چش میفته .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی