ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مامان بخش بر چهار 108

قلی از این حرف من جوش آورده بود .  خیلی دلم می خواست بببینم اگه یه وقتی زناشو با مردایی غیر از پسراش ببینه چه حالی بهش دست میده . بازم می تونه همین تحمل فعلی  رو داشته باشه یا اون وقت بیدار میشه . خیلی دلم می خواست با اون تر فند زنونه ای که واردم چند تا از اون مردای  ایرونی خوش تیپ و خوش اندام رو بکشونم طرف خودم و لیزا و طوری باهاشون حال کنیم که بریم به عالم هپروت و مثل فیلمای سینمایی در همین لحظه مرد خونه از راه می رسه و زناشو می بینه که در بغل مردای غریبه و زیر کیر اونا قرار دارن . این جوری حرص می خوره .. لبای اسحاقو قفل کرده بودم تا آروم زیر گوشش زمزمه کنم .
-ببینم خوب تونستین قابشو بدزدین .  اونم خیلی آروم زیر گوش من گفت مامان واسه این بود که  حال بابا رو بگیریم .
 -واسه من فیلم نیا . اون وقت دیگه حساب این جا رو نمی کنی که حال منم گرفته میشه  قلی : شما مادر و پسر چی دارین به هم میگین . میگم ارغوان تو و پسرات که به اندازه کافی ازم انتقام گرفتین . چه طوره در همین شرایط بیاییم و با هم یه خونواده ای شیم که قدر همو دونسته و می تونیم در کنار هم زندگی مسالمت آمیزی داشته باشیم . 
-قلی جان مردی که دنبال عیش و نوش و تفریح خودشه و عمری رو به زنش خیانت کرده و میره در دیار غربت یه زن دیگه ای  میستونه اون دیگه لیاقتشو نداره که اسم شوهر روش بذارن .  قلی جان تو بدون اجازه من رفتی زن گرفتی . استشهاد می کنم که رفتی و خرجی هم ندادی . حالت رو می گیرم . از اون چند ر غاز مال و منالی هم که داری خیلی هاش به من می رسه ..
 داشتم با خودم  می گفتم الان  با این کیرایی که از پسرای گلم خوردم و نصیبم شده بد جوری هوس کیر مردای دیگه رو کردم  که سعی کردم حرفامو طور دیگه ای به قلی بزنم .
-آقا قلی ! می خوام بدونم که  وقتی آدم با اشخاصی غیر از همسرش سکس می کنه چه تنوعی داره و چه احساسی به من دست میده .اگه اسم تو به عنوان شوهر روی من بمونه اون وقت من دیگه نمی تونم آزادانه عمل کنم . خوشم نمیاد یه آقا بالا سر داشته باشم که موی دماغ آدم باشه . تازه مگه تو از دست غر زدنهای من خلاص نشدی ؟ مگه مرض داری یک بار دیگه خودت رو اسیر کسی کنی که هر لحظه می خواد در کارای تو دخالت کنه ؟
 -نههههههه نهههههههه ارغوان . من پسرا مو به زور تحمل کردم که ببینم دارن با تو سکس می کنن . بازم این دلخوشی رو واسه  خودم در نظر گرفتم که اونا بچه های منن از گوشت  و خون منن . ولی چه جوری می تونم اینو تحمل کنم که مردای غریبه ای با تو هستند و دارن حال می کنن .
-عزیزم . قلی جون من چون تو رو دوست دارم عاشقتم .. پدر بچه هامی و عمری رو واسه  من و بچه هام زحمت کشیدی دارم اینا رو میگم . دارم این کارو می کنم که تو عذاب نکشی . من نمی خوام کار حرامی انجام بدم . تو که بهتر از هر کسی می دونی که من اهل حلال و حرام هستم . قلی منو گاییدی که . با این که کیرت شغالی شده ولی خیلی به کون من حال میده
-ارغوان فکرمو همه تحت تاثیر قرار دادی .من نمی دونم تا چه حد راست گفتی که دوست داری بری با مردای دیگه باشی .
 -من با کسی شوخی ندارم . من تصمیم گرفتم که در درجه اول برای خودم زندگی کنم . پسرام هم در واقع بیشتر به مادرشون وابسته اند تا پدرشون . ولی تو باید از این اتفاقاتی که واست افتاده پند بگیری .
 کیر اسحاق و پدرش دو تایی منو از این رو به اون رو کرده بود . حالا فقط به این دو تا کیف فکر می کردم . قلی که بد جوری ترس برش داشته بود واسه کون من سنگ تموم گذاشت . انگشتاشو رو پوست کونم می کشید و از این کارش خیلی لذت می بردم و به من آرامش عجیبی دست می داد .
 -قلی یواشتر ... زن امریکایی جنده ات رو ببین معلوم نیست چند بار داره به اینا میده و چند بار ار گاسم شده .
 کیر کلفت اسحاق خیسی های کسمو کشیده و روی کشاله های رونم اثری از هوسهای من وجود داشت . کف دستشو رو کونم می کشید اونا رو به دو طرف بازشون می کرد . مدام کمرمو می بوسید . فکر کرده بود با این کاراش می تونه دلمو به دست بیاره .
 -قلی تو تا حالا حداقل با صد تا زن دیگه به غیر من طرف بودی . من بعد از جدایی با تو می خوام دست کم با پنجاه تا مرد دیگه طرف باشم .  اگه پسر خوبی باشی شاید تو رو هم جزو اون پنجاه تا مرد قرار بدم . بدون نوبت هم میام پیشت می خوابم .
 -نه تو یک جنده نمیشی .
-بشم یا نشم ربطی به تو نداره . آخر و عاقبت مردی که زنشو ول می کنه به امون خدا همینه .. اسحاق تو حواست به کار خودت باشه .. چه کیفی داره . آقا بالاسری به اسم شوهر رو سر آدم نباشه ..... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی  .