ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن نامرئی 226

نگاه من به اون چهار نفر بود که چیکار می کنن .
نازی : فکر کن با دو تا شاهزاده خوشگل سوار بر اسب سپید روبرو هستیم که اومدن سراغ ما . من و تو نمی تونیم تشخیص بدیم که کدومشون خوشگل تر هستند . ببینم به نظر تو در این حالت  چه جوری اونا رو انتخاب کنیم .
 -از روی کیرشون . من و تو چه جوری به تفا هم برسیم .
 -هیچی شازده های گل پسرمونو عوص می کنیم .
شکوفه نگاهی به اطراف انداخت و دید که چند تا زن هم با هم مشغولند . لباشو گذاست رو لبای نازی و گفت اگه بدونی این جوری هم چه حالی میده .
نازی : آره راست گفتی ولی مردای هسته ای رو ببین که چه جوری دارن حسادت می کنن ؟
 -این جا دیگه باید سیاست رو فراموش کرد . برای تنها چیزی که دور هم جمع نشدیم همون هسته ای بودن کار و سیاسته  . این جا همه دارن با هم حال می کنن .
-من اصلا دلم نمیاد مردم رو کس خل حساب کنیم.
 -قربونت برم چقدر تو دلسوز و مردمی هستی .
 ظاهرا حوصله اون دو تا سیاه پوست به سر اومده بود . یه لحظه دیدم که  مت و جک نیششون تا بنا گوش بازشده  هر کدوم کف دست کلفتشونو گذاشتن رو کس یکی از این زنا . ظاهرا مت دستشو گذاشته بود رو کس نازی ..
 شکوفه : من دارم همین جا کف سالن دراز میشم ..
نازی : جنبه داشته باش . آبرومون میره . یه کاری نکن که این خارجی ها فکر کنن ما ایرونی ها آدمای ندید بدیدی هستیم .
 شکوفه : اصلا اونا نباید همچین فکری کنن . تازه شوهرامون که خیلی بد تر از ما هستند . اونا رفتن وسط چند تا چشم بادومی گیر کردند ..
 نازی : اونا زرنگن . اونا کس گربه ای و نقلی دوست دارند.
 شکوفه : و ما هم کیر کلفت ..
 مت و جک به تر تیب نازی و شکوفه رو بغلش کرده و اونا رو به ناگهان از زمین بلند کردند . دو تامرد هم مثل این که دوست داشتند مثل اون دو تا زن کنار هم باشند و از لحظه ها شون لذت ببرن  .
-اووووووففففففف نازی نازی ..  من دیگه سست شدم . نمی تونم چشامو باز نگه داشته باشم .
-نفس منم دیگه نمیاد .
 مت یه دستی رو کیر کلفتش که به نظرم میومد نزدیک به سی سانت شده باشه کشید و اونو به صورت افقی روکس نازی حرکت می داد . یه کیر سیاه امریکایی  رو کس سفید ایرونی یه منظره قشنگی درست کرده بود . اونا می رفتند تا پیوند هسته ای بین ایران و امریکا رو جشن بگیرن .  دنیا نگران این جلسات بود و اونا داشتن با هم حال می کردند . باید از این صحنه ها فیلمای جالبی ضبط می کردم . خیلی با حال می شد . من باید اونا رو رسوا می کردم .  مت کیرشو فرو کرده بود توی کس نازی و جک هم به همون سبک روی هوا داشت شکوفه رو می کرد . کیر کلفت و کاملا شق و سفت اون دو تا سیاه پوست و لکه های سفید هوس دو تا زن ایرونی نشون می داد که این چهار نفر با تمام وجودشون دارن حال می کنن . چند تا از زنا و مردا که به هیجان اومده بودند داشتند از این لحظه های با شکوه فیلم می گرفتند که مسئولین امنیتی جلسه و کمیسیون هسته ای مانع انجام این کار شدند . ظاهرا اکبر و ارسلان و دو تا زن چینی که با هم بودند خودشونو به نزدیک شکوفه و نازی می رسوند .. اکبر و ارسلان با هیجان به جمع نگاه کرده  به زبون انگلیسی و فارسی مرتب اینو عنوان می کردند که اینایی که این جور رو هوا با لذت و با تمام وجودشون دارن به این دو تا امریکایی کس میدن  زنشون هستند . طوری با افتخار داشتن اینو بیان می کردند که آدم فکر می کرد این ایرونی ها هستند که هسته اتمو شکافته و بمب اتم رو برای اولین باره که اونا ساختند .
 -اوووووووههههههه شکوفه شکوفه .. بگو چی می بینی من هرچی  می خوام سرمو بر گردونم صحنه گاییده شدن خودمو ببینم نمی تونم . تو برام  تعریف کن . می خوام ببینم . ببینم چه جوری کیر مت داره کسمو شکافش می ده راه رو باز می  کنه . میره داخل و بر می گرده ..
-نازی من دارم می بینم . وااااایییییی چه حالی میده . راستشو بگم مرغ همسایه شده غاز . دلم می خواد کیر مت بره توی کسم .
 -ووووووییییییی عزیزم چی داری میگی من که خودم الان می بینم کیر جک چه جوری داره کست رو جر می ده میره داخل و بر می گرده ..
 -ببین ارسلان و اکبر رو نگاه که چه جوری دارن کیف می کنن که ما داریم با دو تا امریکایی حال می کنم ؟
 -آره ما مایه افتخار اون دو نفر و مایه سر بلندی ایران عزیزمون شدیم .
-حتما به ما تشویقی هم میدن که پیوند بین دو کشور دوست و برادر رو تحکیم بخشیدبم . -باید با دو تا سفید پوست امریکایی هم حال کنیم تا اونا دیگه با اطمینان تشویقمون کنن .... ادامه دارد ...نویسنده .....ایرانی