ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هر کی به هر کی 265

دستمو که از رو دهن مینا گرفتم دیدم داره ادای اون زنایی رو در میاره که عذاب وجدان گرفته .
 -خانومی تو که داری کس و کونتو میدی این کارا چیه . معنی نداره .
 -ای شیطان صفت . گناه من به گردن توست . من دینمو به دنیای خودم فروختم .
-ببینم با کدومش حال می کنی . کدوم داره به تو لذت میده .
-من آتشو به جان خریدم .
 -به کیرم می خواستی نخری .
-صداش بعدا در میاد ..
-آخخخخخخخخ مینا خانوم این قدر ناز نکن . میگی من الان کیرمو از توی کست بیرون بکشم و دیگه کاری به کارت نداشته باشم ؟ همینو می خوای ؟
-نهههههه نههههههه
-پس چه کوفتته ؟
 -حالا که کردی و نجسمون کردی ادامه بده . حالا که آتیشو به جون خریدم . دیگه چیکار میشه کرد .  فقط یه کاری کن که آبروم پیش  پسرام نره . پیش شوهرم خجالت نکشم .
در اون تاریکی هاج و واج نگاش می کردم . این یا واقعا کس خل بود یا این که ما رو کس خل گیر آورده بود . اصلا معلوم نبود چه مرگشه !
-مینا جان .. حال کن . حالشو ببر . نشون بده که به عنوان یک زن کاری و حشری می تونی خودت رو آماده کنی که در کنار پنجاه و خوردی مرد قرار بگیری . البته اونا قرار نیست که همه شون تو رو بگان ولی این آمادگی رو باید داشته باشی که  اگه هر کدوم ار اونا خواستن بتونی بهشون حال بدی . در ضمن این مسئله رو هم فراموش کن که آبروت پیش بچه هات میره و پیش شوهرت خجالت می کشی و از این حرفا . این کس شرات رو ول کن . اصلا تو که  تا چند دقیقه دیگه می خوای وارد این جمعیت شی باید حس کنی  که شوهر نداری . حس کنی که مجرد هستی . اصلا جنده ای می خوای به همه بدی .
-وااااااییییی من بمیرم ..من بمیرم .. مینا بمیره . نه .
-چیه کیرمو بیرون بکشم خانوم مومن ؟ همونایی که تو الان داری فکرشومی کنی که آبروت پیش اونا رفته دارن با هم وبا بقیه حال می کنن . فکر نکن که آبروت رفته اونا منتظر اینن که ببینن تو داری چیکار می کنی . چشم امید جمعیتی به تو دوخته شده . الان شوهرت با کلی زن داره حال می کنه . البته اول مادر بزرگ پری باید از اونا امتحان بگیره . فکر کنم خیلی راحت تر از تو قبول شن . به راحتی آب خوردن . ولی  من تو رو دارم با ارفاق قبولت می کنم . ببینم اگه شلوغش کنی از همین راه تو رو می فرستم برگردی آبادی . بچه ها به احترام تو و این که با اونا باشی دوست دارن که  یک مجوز هم برای تو صادر شه . این جوری به همه اونا بیشتر می چسبه . دیگه تا این حد که نباید ناز بکنی ؟
 میثم : آریا جون فدات همه منتظر ت هستیم .
-عزیزم یه ده دقیقه معطلی داره . پنج دقیقه واسه مامان جونت و بعدشم  خواهر زنت شهناز و مادر زنت شهلا رو هم می فرستی که همین جا کارشونو یکسره کنم و یه تستی هم از اونا بگیرم . ببینم مردا وضعیتشون چطوره  -اوووووههههه عالی . پری جون خیلی راحت همه شونو قبول کرده . داداش میلاد و بابا میشا و پدر زن جانم شهاب خان همه شون مجوز گرفتن .
 -میشم جان : شهناز و شهلا رو بفرست .
-اطاعت میشه داداش فدای مرامت . هوای مامان جونمو داشته باش . می دونم اگه کیرت رو بخوره دیگه هوس کیر بابا رو نمی کنه .. زنم شهره هم بد جوری هوس کیر تو رو کرده . به خواهرش شهناز میگه حاضرم برم جای تو امتحان بدم .
-داداش این آبجی شهره ما خیلی با مرامه . بهش بگو آبجی غلومتم . حتما یه بر نامه ای هم میذارم که یه صفای دوباره ای به کس و کونش بدم . حالا میثم جان برو یه جوری گردش کن تا من بیام در ضمن شهناز و شهلا رو هم بفرست بیان این جا ..
 مینا که صداشو آورده بود پایین تر گفت -آریا چیکار داری می کنی . شهناز عروس منه و شهلا هم مادرش . من باید از خجالت بمیرم .
-ببینم اونا که می خوان بیان زیر کیر من امتحان بدن از خجالت نمی میرن که تو می خوای بمیری ؟
 -آخه اونا رو من حساب ویژه ای باز کرده بودند .
-برو خدا روزیتو جای دیگه ای حواله کنه . آخه این دوره زمونه کسی رو کسی حساب باز نمی کنه همه به فکر خودشون هستند .
 -مینا جون متاسفم بقیه دارن کارشونو پیش می برن . من به خاطر یک نفر نمی تونم در مسجد رو ببندم . مجبورم تو رو رفوزه کنم . اینو که گفتم مینا از این رو به اون رو شد . ترس برش داشت و افتاد روم . دیگه شجاعت و شهامت رو با حشری بودن  قاطی کرد. حالا من زیر قرار داشتم و مینا هم داشت از بالا خودشو رو کیر من حرکت می داد . .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی