ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 106

-سینا چقدر عطشت زیاده .دوستت دارم .. دوستت دارم .. خوب  می دونی که چطور باید دل مادرت رو ببری و اونو آتیشش بزنی .
 سینای سیراب شده از سکس با ساناز به راحتی سارا رو می کرد . دستاشو گذاشته بود جلو دهن مادرش و ضربات کیرشو محکم به انتهای کس مادرش وارد می کرد .. سارا از هوس فقط می تونست دست پسرشو بلیسه و زبون بزنه .. وقتی سعی کرد که دست سینا رو گازش بگیره پسر فهمید که نزدیکه که مادرش ار گاسم شه دستشو شل کرد تا اون بتونه هوس خودشو با گاز گرفتن دست اون خالی کنه . سینا خیلی خوشش اومده بود . اون لذت برد از این که می دید مادرش بازم آبشو خالی کرده .. کیرشو سپرد به داغی کس سارا جونش .. هر چند بیشتر از یکی دو جهش نتونست توی کس مادرش آب بریزه ولی همونو خیلی با حرارت نشون داد و با چند پرش خالی دیگه اضافه تر نشونش داد تا مادرش فکر نکنه که اون لذت کمی برده .. احساس خستگی زیادی می کرد . از اون طرف شیرین التهاب زیادی برای دیدن سینا داشت . بیش از این که به مشتریا توجه داشته به خودش فکر می کرد . حس می کردکه به سینا عادت کرده . این که وقتی اونو در اختیار دیگران می ذاره دستخوش حسادت عجیبی میشه . اون نمی تونست این حسادت رو تحمل کنه . ولی باید با این وضع کنار میومد . سینا بهترین دستیار و یاورش بود . زنا و دخترایی که از پیشش می رفتن برای دوستای صمیمی خودشون تبلیغ می کردند که یکی هست که اونا رو به آخر هوس و اوج لذت می رسونه .  اسمشو که نمی دونستن ولی با نشونی هایی که به شیرین می دادن اون به خوبی متوجه بود که همه اونا طالب سینا هستند .  فرق بین یک مرد و یک زن در تن فروشی اینه که یک زن از اون جایی که بیشتر حالت مفعولی داره کمتر احساس خستگی می کنه . اگه یک زن بد کاره ارضا نشه آبش نیاد برای مردی که داره اونو می کنه مسئله ای نیست ولی اگه زنی با یه مرد بد کاره حال کنه از اون مرد انتظار داره  آبشو خالی کنه و معمولا  انزال چند بار در یک روز برای مرد اونم در چند روز پشت سر هم حتی عواقب وخیمی داره . سینا یک ساعتی رو در اتاقش به خواب رفت ولی از اون جایی که می دونست شیرین دلشوره داره و ممکنه براش زنگ بزنه خودش دچار دلشوره شد و نتونست بیش از این بخوابه . خیلی خوابش میومد . سینا مستقیم رفت به خونه عملیات .. یه زن خیلی خوشگل و تقریبا میانسالو دید که با یه لباس نیمه فانتزی و سکسی  جلوش وایساده ..
 -خیلی وقته منتظرتم ..
 -ببینم شما با شیرین خانوم صحبت کردین ؟
اون صدا واسه سینا خیلی آشنا بود . با تعجب به اون زن نگاه کرد ..
 -شیرین ! تو چقدر خوشگل شدی .. ناز شدی ..
 گل ازگل شیرین شکفته شد ..
 -یعنی اون شیرین قبلی دوست داشتنی نبود ؟
-اگه ناراحت شدی پس من دیگه ازت تعریف نکنم . حس خودمو بهت نگم . نگم که چقدر این شیرین ناز و طناز شده رو دوست دارم .
-می کشمت اگه نخوای حستو بگی  . خیلی زحمت کشیدم تا خودمو  به این جا برسونم تا تو ازم تعریف کنی . تا دلت رو ببرم .
-ببینم مشتری ندارم ؟
-فراوون .. اصلا برات مزایده گذاشتند .. ولی فکر کن منم یکی از اون مشتریا که هر چی اونا بدن بیشتر از بقیه بهت میدم .
 -من به اندازه کافی بهت بدهکارم شیرین .
 -ببینم نقدا میدی یا قسطی ؟
-اگه دوست داری یه مقدارشو همین حالا بدم .
-بریم روی تخت اتاق بغلی . من نمی تونم .. دیگه نمی تونم صبر کنم . از دیروز تا حالا دارم واست لحظه شماری می کنم . شوهرم دلداریم داده .   اون خیلی نوازشم کرد .. بغلم زد . درکم کرد که من چقدر هوس تو رو دارم .
سینا با این که دوست داشت زود تر با شیرین سکس کنه و بره ببینه بر نامه روزش چیه با این حال تا می تونست از اون تعریف کرد که لذت ببره .. بعد با هیجان و هوس  طوری باهاش سکس کرد که اگه در اون لحظات به شیرین می گفت برو بمیر اون زن خودشو واسش می کشت .
-شیرین دوستت دارم . خیلی هوس انگیز شدی
-اگه بخوای همیشه واست همین میشم .
 -ببینم شوهرت رو وسوسه نکردی ؟
-چرا عزیزم . ولی هر کاری کرد بهش راه ندادم .
-ناراحت نشد ؟
 -نه درکم کرد . چون می دونه که من مال توام . فقط مال تو ..
شیرین با لذت کیر سینا رو گرفت دستش و اونو فرستاد توی کسش ..
 -اوووووخخخخخخ جووووووون .. چقدر داغه . نشون میده که این دوروز استراحت بهش ساخته ..
سینا در دل گفت فقط خبر نداری از بس کس گاییده که دیگه به هیجان عادت کرده تا کس می بینه شق می کنه .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی