ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن نامرئی 224

خب حالا باید چیکار می کردم . فعلا باید چند قدمی رو جلو تر می رفتم . دیگه حسش نبود سر به سر اینا بذارم . به اندازه کافی فیلم گرفته بودم .  چند تا از این مموری ها رو هم کش رفته بودم . جلیل و اعظم هم کارشونو تموم کرده بودن . یه ولوله عجیبی در طبقات به راه افتاده بود . همه از این طرف به اون طرف می رفتن . چهره های امریکایی و روسی و فرانسوی .. این آلمانی ها بیشتر یه حالت خشن داشتن . طوری از این طرف به اون طرف می دویدن که آدم فکر می کرد بمب گذاری چیزی شده باشه . .فکر می کردم  فقط این ما هستیم که یک لشگر با خودمون آوردیم . کشور های دیگه دست کمی از ما نداشتند . . دسته جمعی اعضای کشور ها در یک تالار بزرگ جمع شده بودند .. درست شبیه یه یک محفل عروسی بزرگ و پر شکوه شده بود . رو هر میزی مشروبی هم سرو شده بود .. چه غذاهایی ! فکر کنم خیلی از این غذاها هم از گوشت خوک بود .  با این که خیلی از زنای ایرانی خودشونو با مد روز ردیف کرده بودند ولی زنای خارجی سکسی تر به نظر می رسیدن . همه شون یه کارتی داشتن که به سینه شون آویزون بود . من خیلی دلم می خواست که خودمو نشون می دادم و قاطی اینا می شدم . اون جوری  شاید  اهالی هر کشوری فکر می کردن  من مال یه کشور دیگه ام . فقط قیافه ام شبیه به چینی ها نبود . ریش بعضی مردای ایرانی داشت حالمو به هم می زد . یکی دو نفرشون هم پیشونیشون طوری جای مهر  بود که آدم فکر می کرد کون اسب داغ شده . یه لحظه تعجب کردم که دارن چیکار می کنن . یه چینی  و همچنین از کشور های آلمان , انگلیس , فرانسه , امریکا , روسیه و ایران یک نفر که  حالت مرتب تر و آراسته تری داشت از جاش پا شد و رفت در یک اتاقک شیشه ای دیگه دور یک میز نشست .. از تمام این صحنه ها فیلم می گرفتم .. یه تیکه کاغذ روبروی هر صندلی گذاشتند .. بیشتر این کاغذا سفید بود . ظاهرا می خواستند از جلسه نمایشی و فر مایشی  مذاکرات هسته ای فیلم تهیه کنن و اونو به سر تا سر جهان مخابره کنن . یه چند نفر خبر نگار دکوری هم اومدن که مثلا بخوان از این بر نامه ها فیلم تهیه کنن .خبر نگارا از کشور های مختلفی بودن .. همه شون به صورت نمایشی از نماینده کشور ها فیلم گرفته و مصاحبه های قلابی تر تیب می دادن . هنوز جلسه ای شروع نشده بود . کاری صورت نگرفته بود ... یک نفر وارد شد که انگار نقش کار گردان رو داشت . خیلی جالب بود . داشتند فیلمی بازی می کردند که هنر پیشه های ان از چند کشور بودند . کار گردان با خبر نگار و نماینده ایران در مذاکرات هسته ای صحبت کرد و نمی دونم چی شد که اون ایرانی از در شیشه ای خارج شد .. خبر نگار زود تر از اون رفت بیرون .. منم با اونا رفتم . حدس می زدم جریان چیه . الان مشخص می شد که  فردا در کشور افزایش قیمت داریم یا کاهش قیمت . چون تمام نگاهها متوجه این مسئله و مذاکرات قلابیه .. خبر نگار جمهوری اسلامی خودشو رسوند پای پله ها ی هتل .. نماینده ایران تا رفت در ماشینو باز کنه خبر نگار جلو شو گرفت .. البته  چند تا مثلا محافظ هم اون نماینده ایران رو دور کرده بودند . اون ایرونی مادر قحبه طوری عجله نشون می داد که اگه هر کی نمی دونست فکر می کرد راستی راستی برای رفتن عجله داره . در حالی که من می  دونستم که اون چقدر کرم روز گاره . و الان دل تو دلش نیست که زود تر برگرده به تالار  و بطر مشروب رو باز کنه .  کفشو ببینه حال کنه . ایرونی ها ی شراب خوار همه جا مایه آبرو ریزی هستن . خدا نکنه مشروب مفت گیرشون بیاد . ..
- آقای ... ببخشید وقت شما رو می گیرم . خسته نباشید . الان چشم امت مبارز به  نتیجه مذاکرات شما دو خته شده .. در صورت امکان بفر مایید نتایج مذاکرات تا به حال چگونه بوده ..
-با درود و سلام بر امت مبارز و همیشه در صحنه ایران و اسلام .. همان گونه که مستحضرید استفاده از مزایای انرژی هسته ای صلح آمیز حق مسلم ما و ملت غیور ایرانه .. که در این چند ساله اخیر ملت ایران اثرات مثبتشو دیده .. الان دنیا از این که ما داریم برای حقمون می جنگیم به ما افتخار می کنه .
 -ببخشید مذاکرات امروز چگونه بود ..
 -شما که خودتون می دونید این امریکا و انگلیس خیلی سنگ اندازی می کنن . بر سر دو بند هنوز با هم اختلاف داریم .. اونا میگن باید اورانیوم غنی نشده  رو ببریم به یکی از کشور های دیگه و در حدی که نشه بمب اتم ساخت غنی کنیم و برش گردونیم .. ولی ما با این امر موافق نیستیم و داریم تبصره ماده هایی تنظیم می کنم که طرفین به یک نقطه مشترکی برسن ..
-پس امروز خوشایند نبود ..
 -نه این مذاکرات ادامه داره . ولی فکر کنم شرایط به همین صورت بمونه .. .....
 این جوری که نماینده ایران می گفت جنسا دوباره می کشه بالا . باید جنسای بازارو خرید و احتکار کرد .. سریع خودمو رسوندم به محفل جشن و شادی .. اون نماینده و خبر نگار و بقیه هم بعد از من اومدن .. واااااایییییییی عجب بند و بساطی شده بود . تالار پذیرایی رو کرده بودند شبیه جنده خونه .. مردا با یه شورت و زنا با یه شورت و سوتین بودن .. کارت سبز رو هم دیگه کسی به سینه نداشت . همه امت واحده شده بودند . منم اول یه فیلم حسابی گرفتم .. بعد این که خودمم دوست داشتم با اینا قاطی شم . ولی اولویت رو باید به فیلمبر داری می دادم . احتمالا مصاحبه خبر نگار با نماینده کمیسیون هسته ای ایران که پخش شه جنسا می کشه بالا .. ولی به نظرم  الان اعلام نمی کنن . صبر می کنند یک روز بگذره تا اون جنسایی ر و که میشه خریداز ما بهتران و دانه درشتهای داخل ایران  بخرن . البته بعضی تجار و بازاریها خیلی زرنگند و دست نگه می دارن .. ولی با این حال سود های کلانی روی این مذاکرات هسته ای میشه .. ظاهراجمعیت داخل تالار  دویست نفری می شدن . اصلا از این مردای چینی خوشم نمیومد . زنای محجبه ایرانی دل و جیگرشونو ریخته بو دن بیرون . دو سه تا از زنای ایرونی شکم زشتی داشتن . همون زنایی که می گفتن مرگ بر امریکا دلشون برای کیر امریکایی لک زده بود . ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی