ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هوس اینترنتی 111 (قسمت آخر )

خودمو رو فرنود خم کرده و این بار به جای بوسیدن لباش شروع کردم به بوسیدن نرمه گوشش . هیجان زده شده بودم .  نرمه گوششو گرفتم توی دهنم و خیلی آروم میکش می زدم ..
-عزیزم من خیلی هوس دارم . هر وقت دیدی که دیگه دست ازمیک زدن بر داشتم بریز توی کسم . همون سر بالایی هم بریزی ایرادی نداره . لذت می برم .  من دارم ارگاسم میشم .. جووووووون . آخخخخخخخخ کیررررررت جادومی کنه .. بزن ..
شروع کردم به میک زدن نرمه گوشش . این فشارو کم و زیادش می کردم .  تمام بدنم سست شده بود . انگار دیگه جایی از تنم حس نداشت . فقط می خواستم لذت ببرم . حال کنم . کیر مهرداد هم توی کونم داشت بهم جال می داد ولی حالا فقط فکر این بودم که کس من کی منفجرم می کنه . به لحظه انفجار و اوج هوس رسیده بودم . نزدیک بود گوش فرنود رو بکنم ولی دیگه شل شده بودم . حس کردم که آب کس ریخته شده .. فرنود یه چند ثانیه ای مکث کرد .  مهرداد همچنان با هیجان سر گرم گاییدن کونم بود . آب کیر فرنود همچین به سقف کیرم می خورد و اون داخل پخش می شد که حس کردم دیگه جونی برام نمونده . جوووووون جوووووووووون .. جوووووووووون .. ..فرنود هم با صدایی آروم به مهرداد گفت که می تونه آبشو خالی کنه توی کونم . مهرداد هم با هیجان این کارو انجام داد . با این که رفته بودم به یه حالت خماری و بی حسی ولی انگشتامو فرو می کردم توی سوراخ کونم و کسم و آبو می کشیدم بیرون و فرقی هم نمی کرد که از کونم خارج شده باشه یا از کسم .. اونو می ذاشتم توی دهنم . حس می کردم که این جوری خیلی لذت بخشه که بخوام به عنوان یک زن پاکدامن واسه شوهرم بمونم و اونم فکر کنه که من به خاطر خوردن اون معجون رفتم به عالم بی خبری . فرنود از حال رفته بود .. خوابش برده بود . مهرداد از جاش پا شد . به دور و برش نگاه کرد . من فوری چشامو بسته خودمو زدم به خواب . ظاهرا رفت به اتاقی دیگه و قسمتی از اون محلول قلابی هوس رو ریخت توی یه قوطی و مثلا پنهونش کرد که فرنود نفهمه . سر در نیاوردم ..فرنود رفت و من و مهرداد تنها شدیم . خودمو زدم به بی  خیالی و خستگی . چشامو بستم . در حالی که مهرداد داشت با هام ور می رفت و نفهمیدم کی خوابم برد . وقتی بیدار شدم مهرداد بیدار بود.
 -طناز خیلی ناز شدی .
-مهرداد من یه حس عجیبی دارم . یه خوابای عجیبی می دیدم . همش حس می کردم که یه مرد دیگه ای غیر از تو داره منو اذیت می کنه ..
 وقتی که داشتم این حرفا رو بر زبون می آوردم مهرداد کیرش شق کرده بود  . کف دستشو گذاشته بود روی کون فمبل کرده من  ..
-طناز یعنی این که تو خواب می دیدی که یه مرد دیگه کیرشو کرده توی کس یا کونت و داره باهات ور میره ؟ این جا جاش بود که من به او می توپیدم که چطور غیرتت  قبول می کنه که این حرفو بزنی ولی اون خودش زود تر به حرف اومد و گفت تعجب می کنم چطور این خوابو دیدی مگه از این فکرا توی کله توست .. می دونستم کرم اونو .
 -مهرداد تو خودت می دونی من یک تار موی تو رو به تمام مردای دنبا نمیدم و تا به حال هم جز تو با هیچ مرد دیگه ای نبودم .
 ولی با خودم گفتم از حالا به بعد دیگه مخ به کار گیری شروع شد . هر مردی رو که دلم بخواد میارم سمت خودم و هر کی رو که دلم بخواد کاری می کنم  تو و اون منو به اشتراک بذارین  و اگه از کسی خوشم نیاد اون معجونو جلوی چشات می ریزم دور . نوشیدنی قلابی رو که مثلا به عنوان آرامش اعصاب باید به من انداخته شه  .. بر نامه رو طوری ردیف کردم که بتونم از آیدی فرزاد براش پیام بدم . خلاصه اون شب بازم رفتم در قالب فرزاد اولین مردی  که با اون رابطه  نا مشروع داشتم و کیرش هم کلفت تر و دراز تر و با حال تر از کیر تمام مردایی بود که تا به حال با هام سکس داشتند . ... چت خودم با مهرداد رو در قالب فرزاد قلابی شروع کردم .. مهرداد طوری هیجان زده بود که در جا گفت
-فرزاد جون بالاخره موفق شدم .. 
و ماجرا رو برای من کاملا تعریف کرد . همون چیزایی رو که می دونستم .
-فقط فرزاد جان این فرنود دوست داره که این محلول رو زمانی به خورد طناز بده که خودش اون نزدیکی باشه و خودش باهاش سکس کنه ولی من دلم می خواد که خودمم اینو یعنی این محلول رو در اختیار داشته باشم وهر وقت که یه موردی روپیدا کردم دبگه معطل نکنم . اومدیم این فرنود هم مرده کس دیگه ای نباید پیدا شه که زنمو بکنه ؟
-مهرداد جان اتفاقا منم شنیدم از یکی از دوستام که همچه معجونی درچین هست . قرار بود تا دو سه روز دیگه براش برسه .. باهاش خیلی صمیمی هستم برات یه چهار لیتری ردیف می کنم .
 -ببینم مگه عرق سگیه ؟
 خلاصه از این آت و آشغالا رو که خودمهرداد مقداریشو از فرنود کش رفته بود و چند لیتر شو هم دادم به یکی بیاره برسونه به ما و بنویسه از طرف فرزاد .. خلاصه با این تر فند ها دیگه کاری کردم که شوهرم با فریب دادن من سر خودش کلاه بذاره و منم عشق و حالمو بکنم . ولی این طور نبود که هر مردی رو که اون انتخاب کرد منم قبولش کنم . به این فکر می کردم که در بعضی موارد به طرفی که منومی کنه نگم موضوع چیه و بعضی وقتا هم بگم . گاهی ممکنه  فرصت پیش بیاد  و گاهی هم چون مهرداد وارد سکس می شه  من نمی تونم  چیزی بگم و خودمونولو بدم . به غیر ازفرنود سعی می کردم که خودمو وابسته به معشوق دیگه ای نکنم . اگرم می خواستم مهرداد رو راهنمایبی بکنم باید از طریق فرزاد قلابی و چت کردن این کار روانجام می دادم و از اون جایی که حرفای فرزاد تا حالا همش درست بود و در جهت خواسته های مهرداد ,  اون هر حرفی رو که از فرزاد قلابی یا من می شنید بهش توجه می کرد . ..شوهرم مهرداد  اولین موردی رو که بعد از فرنود ,  ردیف کرد تا سه تایی مون با هم حال کنیم یکی از دوستاش بود که پزشک بود و در خارج طبابت می کرد و برای مرخصی اومده بود ایران . صحبتای اونا رو می شنیدم که پزشک باورش نمی شد همچه محلولی وجود داشته باشه و از مهرداد خواست که نمونه ای از اونو بده بهش تا ببره آزمایشش کنه که مهرداد گفت این آخریش بود .. خوشم اومد . چون مهرداد از نظر خودش نمی خواست دردسر درست کنه .. اسم دوستش بود فرشا د. خیلی هم بی رحمانه کار می کرد ... دستاشو روی کس من مالوند و خوب که خیسم کرد کیرشو با فشار کرد توی کونم . قبل از این که من بگم آخ آخ مهرداد آخ و واخش در اومده بود . حالا این مهرداد بود که رفته بود زیر و من خودمو انداختم رو کیرش تا کیرش وارد کسم شه .. دکتر همین جوری حرف می زد . چون واقعا مشکوک بود ..
-آخخخخخخ کیرم .. مهرداد طلاقش بده من بگیرمش ..
 -هر وقت خواستی و در ایران بودی میای همین جا پیش من . من زنمو دوست دارم و به هیچ قیمتی ازش جدا نمیشم .
-حالا من یه چیزی گفتم چرا می زنی ؟
 خودمورو کیر مهرداد حرکت می دادم و فرشاد هم کونمو با فشار می کرد . فرشاد با دستمالی های خودش داغم کرده بود و مهرداد هم کسمو بسته بود به رگبار .. لذت می برد از این که می دید مرد دیگه ای جلو چشاش داره زنشو می کنه .. دو تایی شون ارضام کردند . چند شب بعدش که رفتم اینترنت دیدم واویلاست .. در اون سایت سکسی که مهرداد عکسای  بر هنه منو گذاشته بود و فرزاد هم به در خواست و ترفند خودمون همین کارو کرده بود .. عکس های سه نفره خودم و ومهرداد و فرشاد و در مورد دیگه من و مهرداد و فرنود رو دیدم که چهره هامون تا حدی پوشونده شده بود که شناسایی نشیم .  این مطالب زیر عکسام نوشته شده بود ..
-ببینید این زن منه .. دو نفری داریم می کنیمش . این تقلب نیست . فتوشاپ نیست ..اینا همه عکسای واقعیه .. هر کی دوست داره با زن من باشه سایز کیر وسایر  مشخصاتشو   بده و یه سری کارای دیگه تا ببینم قبول می کنم که به من و زنم بپیونده یا نه ؟  در نهایت مهرداد اینو نوشته بودنه سیخ می سوزه نه کباب . بالاخره به آرزوم رسیدم...... ولی حیف که من نمی تونستم همه چی رو آشکار کنم وگرنه می نوشتم هم سیخ می سوزه هم کباب ..بالاخره به آرزومون رسیدبم ... پایان ... نویسنده ... ایرانی 

4 نظرات:

ناشناس گفت...

خسته نباشی عزیزم. متشکرمبرا زحماتت. امیدوارم که هر روز در تمام مراحل زندگی موفق تر از روز قبل باشیو
همراهت gorgani

ایرانی گفت...

ممنونم دوست گل و آشنای من گرگانی عزیز و نازنین .. خیلی دلم می خواد داستانهایی رو که روندشون به نحوی باشه که بشه تمومش کرد این کارو بکنم که با احتساب داستانهایی مثل لبخند سیاه و خار تو گل دیگران تعداد انتشارات من در روز بیشتر از سه تا نشه که بتونم با کیفیت و تمرکز بهتر ی بنویسم . با سپاس از همراهی شما : ایرانی

sia گفت...

سلام.. خسته نباشی.
بلاخره تمومش کردم.. اولین داستانی بود که اینقدر طول کشید تا تمومش کنم، حدود 2ماه پیش شروع کردم به خوندنش..
داستان عالیی بود.. مثل همیشه. آخرش هم خیلی خوب تموم شد. ولی از اصل موضوع که اینترنت باشه یه مقدار دور بود.. اونجا که با فرزاد داشتن فیلم میومدن و اولین سکسش با غریبه بود خیلی بهم چسبید. دمت گرم. اگه این وسط نقش فتانه هم بیشتر میشد بهتر بود. سکس آنال هم بجز این آخریه، هیچی نداشت..
بهر حال دیگه این داستان هم تموم شد. بازم مرسی...

ایرانی گفت...

سلام سیا جان ... این داستانها همون جوری که فبلا گفتم همه شون زاییده ذهن و خیال هستند گاه واسه فانتزی تر شدن یه چیزایی رو هم میشه چاشنی کار کرد که شاید در عمل به این صورت نشه . خسته نباشی و دست گلت هم درد نکنه به خاطر پیام گرمت . با درود ...ایرانی