ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هر کی به هر کی 263

راستش این مدل مقاومت کردنای مینا خیلی به دلم نشسته بود و منو گستاخ ترم کرد به این که زود تر بیفتم روش و یه دلی از عزا در بیارم . چه حالی می داد حال کردن با زنی که  روسری سرش باشه و اصلا خودشو خارج از این بر نامه ها نشون بده . دستمو گذاشته بودم رو شورتم .. ظاهرا اون متوجه این حالت من شد . کمی ترس برش داشته بود .
-آقا آریا اگه حرفی داشتید  بفر مایید من در خدمت شما هستم .
-مینا خانوم  این رزمایشی که ما داریم مانورهمراه با تفریحات سالم و آماده باشه . ما در هر لحظه باید آماده حمله و دفاع از نوامیس خود باشیم برای همین بر نامه های تمرینی و آزمایشی زیادی داریم . ..
آروم شدن مینا نشون می داد که دچار ترس شده . آروم آروم داشت به سمتی حرکت می کرد که جمعیت باشه و خودشو از چنگ من نجات بده . من می دونستم که اگه کیر منو نوش جون کنه و معجزه منو ببینه دیگه حالش جا میاد و به مزه این کیر عادت می کنه و خوش به حالش میشه . سریع خودمو رسوندم بهش ..
 -ولم کن چیکار می کنی ..
دستمو گذاشتم رو دهنش ..
 -منو ببخش . چاره دیگه ای ندارم .  خودت رو باید با بقیه هماهنگ کنی .
می دونستم شاید کار درستی نباشه . ولی نمی دونم چرا این کیر به من اعتماد به نفس خاصی داده بود . از طرفی اون جوری که میلاد می گفت فقط مادرش در مایه های دژ تسخیر نا پذیره و برای من هم خیلی مهم بود که این قلعه رو فتح کنم . من باید پیروز می شدم . چشم امید بیش از صد نفر به من دوخته شده بود . یعنی بقیه می دونستن چه خبره ؟ اون قسمتی که من افتادم رو مینا چمن وزمین نر می داشت .. روسریشو در آوردم و اونو به سمتی پرتش کردم .. به طرفم لگد مینداخت ..  اصلا این جوری سکس رو دوست نداشتم . ریسک بزرگی کرده بودم . به این امید که میثم موفق شه بقیه رو همراه خودش کنه .  می دونستم میثم از این که من مادرش رو بکنم ناراحت نمیشه ولی ته دلش غرور خاصی داشت از این که مادرش مقاومت کنه و به این آسونی ها خودشو وا نده  -مینا جون ما پسرت میثم و عروست شهره رو آوردیم توی خط . همین کیر رو من تا ته فرو کردم توی کس شهره جون . عروست رو گاییدم . الان شوهرت و بقیه فامیلات منتظر چراغ سبز تو هستند . کار سختی نیست . فکر نکن به این سادگی ها هم می تونی بیای به بسیج خانوادگی ما . ما این جا کلا فا میل هستیم . هر کسی هم که برای اولین بار وارد این محفل میشه چه زن چه مرد باید امتحان بده و مسئول گرفتن امتحان از خانوما من هستم . پس من همین حالا ازت امتحان هم می گیرم و در حین امتحان گرفت متوجه میشی که این کار چه لذتی داره ..
 از اون طرف هم من به میثم جون سپردم که  پری جون مادر بزرگم که موتورش عین یک زن جوون کار می کنه از مردا امتحان بگیره ..البته امتحان پری جون از مردا رو می تونستیم یه جوری ماسمالی کنیم . هر چند که پری خوشگله من خیلی مقرراتی بوده   دوست داره  که قانون تحت هر شرایطی رعایت شه . میگه اگه در مورد مسئله ای بخواهیم تخفیف بیاییم عادت می کنیم . خب اینم واسه خودش یه حرفی بود و باید بهش احترام گذاشت . .. یه لگدی به کیرم زد که به شدت دردم گرفت و بی حس شدم ولی ولش نکردم .
 -می کنمت کثافت . واسم ادای مذ هبی ها رو در میاری ؟
 طوری باهاش رفتار کردم که دیگه ترس برش داشت و از ترس جونش دیگه چیزی نمی گفت . ولی خیلی بی حس شده بودم با این حال اونو لختش کردم . دستم همچنان رو دهنش قرار داشت .
-ببین جنده .. اگه جیغ بکشی کسی هم به کمکت نمیاد . میثم می دونه چه خبره . نمی ذاره بقیه بیان کمک یا فکر کنن که من چه بلایی سرت میارم . درسته که تو مادر میثم و میلاد هستی وهمچنین همسر میشا خان . ولی پای پنجاه و خوردی زن در میونه . همه زنهای خودشونو گذاشتن به اشتراک . دیگه میثم  و میلاد که نمیان به خاطر یک نفر در مسجد رو ببندن .
کیرمو  گذاشتم رو دهنش ..
-باز کن ساک بزن . خیلی دردش اومده .. الان باید با خیسی  دهن و بعد با کس تو قاطی شه به من حال بده .. دهنشو باز کرد ..
 -حالا خوب شد .. نرم نرم ساک بزن .. دردش رو می چینه
. دیدم با این که کیرم رفته توی دهنش ولی ساک نمی زنه . درد کیرم کمتر شده بود . دهنشو مثل کس می کردم . یه پهلو شدم کف دستمو گذاشتم روی کس درشت و صافش .. هر چی چنگش می گرفتم نم پس نمی داد . .. بازم شروع کرد به دست و پا زدن .
-مینا جون بس کن دیگه . این قدر مغرور نباش . من که خودم حس می کنم داره خوشت میاد این قدر ادای مومنا رو در نیار .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی