ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خار تو , گل دیگران 14

در یکی از این چت ها کلام رد و بدل شده ای رو دید که با این که اون طرف  زن این چت نبود ولی خیلی خجالت کشید . چون واسه یه لحظه خودشو جای اون گذاشته بود . پسر خطاب به اون زن : دلم می خواد با کیرم بلندت کنم .
  زن : من حاضرم به شرطی که کونشو داشته باشی   کیرت رو جلو شوهرم در آری و بذاری توی کسم ..
 -کاری می کنم که آقات خودش کیرمو بگیره و اونو به سمت کس و کون تو بفرسته .
 -اگه این کارو بکنه که همیشه کیر لیس تو میشم ..
 -حالا خانومی بکش پایین ..
 -چیه پیش پرداخت می خوای ؟
 -واسه من میشه پیش دریافت خانومی
 -بیا اینو علی الحساب بگیر ..
-من اون کون تپل و کس نازت رو بخورم .
-موهای کسم بلنده .. باید همه شو بخوری ......
خلاصه  ویدا مدتی خودشو با گفتگوهای چتی اون دو نفر مشغول کرد.. .. وقتی هم که وارد فیسبوک شد هوشنگ رو هم اون جا دید .. هما واسه این که داداشه هواشو داشته باشه اطلاعات دست اولی رو از ماندانا گرفته بود .. ماندانا هم یه بده بستونهایی با هما داشت . خلاصه  این سه تا به نوعی دستشون  در یک کاسه بود.. حالا هوشنگ  با اعتماد به نفس خاصی سر صحبتو با ویدا باز می کرد . هر چند اون استاد مخ زنی بود ولی در این مورد متوجه بود که بازنی سر سخت روبروست . با این حال باید از یه جایی سر صحبتو باز می کرد و خودشو خیلی با فرهنگ و با کلاس نشون می داد ..
 -ویدا خانوم .. شما استثنایی هستید .
-بازم که داری هندونه زیر بغلم می ذاری.
 -راستش من اگه بخوام ازدواج کنم دوست دارم یه همسری مث شما داشته باشم .
 -خب اینو که قبلا هم گفته بودی .
-الان هم میگم به نظرت صورت مسپئله و باطنش هر دو خراب میشه ؟
 -نمی دونم چی داری میگی .
-توخوبم حس می کنی که من چی دارم میگم . خیلی با هوشی .
-نکنه می خوای زن بگیری.
- این تصورت رو از همین حالا می گفتی ... راستی  من می خوام خیلی صمیمانه تر باهات بر خورد کنم . زیاد رسمی بودن هم فایده ای نداره .
 ویدا حس کرد که نکنه هوشنگ می خواد باهاش از اون صحبتای سکسی کرده یا بهش اظهار عشق بکنه . .. با این حال دوست نداشت پیش قدم شه و یا در مقابل اون کم بیاره .
 -می تونم سوالی بکنم ؟
 -بفر ما ..
-در مورد خانوماست .
-اگه مودبانه باشه و از کلمات زشتی استفاده نشده باشه بفر ما .
 -می خواستم بگم این روزا زنا هم به شوهراشون خیلی خیانت می کنند ؟
 -تا اون زن کی باشه و اون مرد انگیزه اش چی باشه 
-زن به نظرت واسه این کار  انگیزه نداره ؟
-ببین هوشنگ خان درسته که خیانت در بین خیلی ها و این روزا میون خیلی از  خانوما مد شده . اما باید ریشه یابی کرد . آیا خیانت واقعا به یک زن لذت میده ؟ ..
ویدا صورتش سرخ شده بود . اصلا فکرشو نمی کرد وارد این بحث ها شه اما با توپی پر داشت با هوشنگ صحبت می کرد .
 -به نظر شما بزرگترین عامل این کار خانوما چی می تونه باشه ؟ اونا خیلی تنوع طلب و بی وفا هستن ؟
 به ویدا بر خورده بود از این که شخصی   خانوما رو به این صورت   خیانت کار می دونست .
-هوشنگ خان بی توجهی مرد به زندگی و بی علاقگی مرد و نرسیدن به مسائل خانواده و زندگی زناشویی شکافهای عمیقی رو بین زن و شوهر ها به وجود میاره.. 
-یعنی اگه تمام مردای دنیا با وفا باشن زن خیانتکاری در این عرصه وجود نخواهد داشت ؟ من که این طور فکر نمی کنم .
 -هوشنگ ! مردا خیلی خود خواهن.
 -نیست که زنا نیستن ؟
 -ولی اونا به این سادگی خیانت کار نمیشن . 
-خیلی از زنا به دنبال اخاذی  هستند.
 -طوری حرف می زنی که به من بر خورده .
-تو یک مورد استثنایی هستی.
 -تعجب می کنم که شما مردا کارای زشتتونو نمی بینین و همش به دنبال ایراد گرفتن از ما خانوما هستید .
 -من فقط خواستم دلیلشو بپرسم .
-منم که جواب بدی ندادم به دل می گیری .
 -یعنی تو مورد خاصی رو ندیدی که یک زن متاهل از بودن با مردی غیر از شوهرش لذت ببره ؟
 -اگه فکر می کنی من یا یکی از دوستان یه همچین شرایطی داریم در اشتباهی.
 -ویدا ! ..من دارم یک اصل جامعه شناسی و روانشناسی اجتماعی روبرر سی می کنم . اصلا ولش .
- شما مردا همش به دنبال اینین که یه جنس بی درد سر رو تورش کنین ؟
 -ویدا منم این جوریم ؟
 -من که تو رو نمی شناسم . انتظار داری همین دو روزه تو رو مثل کف دستم بشناسم ؟ تازه من که خودم شوهر دارم و کاری به این کارا ندارم . ولی شاید هم در مواردی حق با تو باشه ..
 -از حرفام ناراحت شدی ؟
 -نه اصلا .. زنای بد هم زیادن هوشنگ .. اونایی که به شوهرشون پشت می کنن اما بی دلیل .. ولی تعدادشون زیاد نیست . این عده لذت رو در تفریح و بی خیالی و دوست مرد زیاد دونستن می دونن.
 -به نظر من کاملا درست میگن و زنا هم می تونن مث مردا از زندگیشون لذت ببرن ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی