ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن نامرئی 227

مت با اون کیر سیاه و بادمجونیش در حال گاییدن نازی بود ..  اون لخته های سفید هوس با هر رفت و برگشت کیر حسابی منو وسوسه کرده بود . جک هم  کیرش دست کمی از کیر مت نداشت .  انگار شکوفه های صورت شکوفه باز شده و اونو شبیه غنچه های تازه باز شده کرده بود . صورتش شکفته و سرخ به نظر می رسید . 
-وووووویییییییی نازی .. نازی اگه بدونی چه کیفی داره .
-ولی من فکر کنم من دارم بیشتر کیف می کنم
-بازم چه عجب که مرغ همسایه غاز نبوده .
-من کی از این حرفا زدم و چشم به دنبال اونایی بود که چشمت به دنبال اونا بود..
شکوفه : حالا من یه چیزی گفتم .. آخخخخخخخ جک   منو بکن می دونم حالیت میشه که چی دارم میگم . آخه تو همه اینا رو حس می کنی .  ..نازی  جون !خیلی دلم می خواد شوهرت اکبر و شوهرم ارسلان بیان و ببینن که داریم چه کیر های نون و آبداری می خوریم . اینم کیره که شما  دوتا مرد دارین ؟
  نازی : من که دلم می خواد هر دو تا کیر امریکایی رو با هم داشته باشم که ببینم دو تا کیر کلفت رو با هم داشتن چه حالی میده !
 شکوفه : هیچی کون پاره میشی . دیگه اون وقت شوهرت میره سرت زن میاره . نازی : غلط می کنه . چوب توی کونش می کنم . اصلا به همین  مت خوشگله میگم کیرشو بکنه توی کونش و از دهنش در آره تا دیگه هست از این غلط ها نکنه . ولی تازگی ها مشکوکم که اکبر  با زن یکی از مجتهدین ستم ستیز جان بر کف خلد آشیان مصلحت نظامی رابطه داره .
شکوفه : این که کاری نداره تو هم برو با همون مجتهد رابطه برقرار کن و کاری کن که شوهرتم  به تو مشکوک شه ..
 نازی : آخه اون حاج آقا هفتاد و پنج سالشه ولی زنش بیست سالشه . اون وقت به قول مردا من کیر می خورم . ولی ای کاش کیر می خوردم .
یه چند ثانیه بعد دیدم که زبون هر دو تا شون بسته شد و حسابی ساکت شدند . فقط از عقب کونشونو می مالوندن به کیر طرف امریکایی شون . من فقط محو این صحنه ها بودم و این فضای هسته ای که اونا درست کرده بودند . این که چه جوری دارن ملتی رو رنگ می کنن . دنیا رو رنگ می کنن . این بازیهای هسته ای هم درست شده شبیه به فیلمهای دنباله دار یا داستانهایی که خیلی طولانی شده .. با این تفاوت که در بر نامه های هسته ای تقلبات و تخلفاتی وجود داره که حالا تقریبا دنیا ازش با خبره  . بر نامه ها و مذاکراتی که با نوعی سیاهکاری و فریفتن دنیا و ملت ایران همراهه . همه اونا رو رسوا می کنم . ولی  در اون لحظه حس کردم که هسته کسم داره آتیش می گیره و دوای این سوختگی چیزی نبود جز پماد منی .. این که آب کیر بریزه روی کسم یا داخل اون و منو آروم کنه . یه آبی باشه که بر آتیش ریخته میشه . نازی و شکوفه  دیگه خجالت نمی کشیدند از این که دهها نفر شاهد گاییده شدن دو سفید پوست ایرانی توسط دو سیاهپوست گردن و کیر کلفت امریکایی باشن . تازه خیلی کیف هم می کردند وبه چند تا زن هموطن خودشون فخر می فروختند ..  نازی مرتب جیغ می کشید و فریاد می زد و اشاره به کیر چند تا مرد دیگه می کرد . چقدر از تصویر ورود و خروج کیر در کس این دو زن ایرانی لذت می بردم . چه با حال میشه  این فیلمها رو تماما بذارم در سایت های مختلف و مذاکراتشونولو بدم . افشا می کنم .رسواشون می کنم .  کاری می کنم که حاج آقا وافورشو ببره به کره ماه و اون جا شنگول بازی در بیاره . کور خونده .. نازی و شکوفه سر هاشون روبروی هم قرار داشت .
 نازی : شکوفه به سینه هام دست بزن !
شکوفه : منم می خواستم بگم تو هم به یه جای بدنم دست بزن .. باشه باشه ..
 نازی : منم این کارو می کنم .
دستای شکوفه و نازی رفت روسینه های هم ومنم رفتم کمکشون . اونا دیگه از حال رفته بودند . چشاشونو بستند و منم حتی رو کمر دو تایی شون دست می کشیدم . چند پرش و جفتک اسب مانند زدند و حس کردم که آبشون  از کس بیرون ریخت . وقتی مت و جک کیرشونو از کس اون دو زن مومن و با تقوا و مصلحت نظامی و هسته ای ایرانی بیرون کشیدند آب سفید کیرسیاهشون  طوری از کس های سفید  بیرون زده بود که  حس کردم فواره ای بلند شده یا آتشفشانی فوران کرده .. فکر کردم حتما اون دو تا مرد برای  دقایقی  استراحت می کنن . ولی ول کن نبودن . با کیرشون آبی رو که در حال پس ریزی از کس بود به طرف سوراخ کون کشونده و گذاشتن حسابی سوراخ کون نازی و شکوفه خیس بخوره .. مت و جک جاشونو عوض کردن . مت  کیرشو به کون شکوفه فشار داد و جک هم با سوراخ کون نازی بازی می کرد . یه فشاری به کون این دو نفر کافی بود تا جیغشون همه رو متوجه کنه که دو تافته جدابافته در حال حال کردن هستند . اتفاقا چند تا دیگه از زنای ایرونی گفتند چه ندید بدید .. ... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی