ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خار تو , گل دیگران 8

ویدا حس می کرد که رامین بیش از اندازه بی حال شده . اون چند بار دیگه در این نقطه خیلی زود به انزال رسیده بود و دیگه اون جور که ویدا می خواست نتونست سر حالش کنه ..
-نه نههههههه رامین .. با زم که زود آبتو آوردی . تو چقدر بی اراده ای . من چند بار باید بهت بگم . من کمرم درد می گیره .. باید سبکم کنی .
 -پس مگه من دارم چیکار می کنم ؟
 -چیه دلت پیش اون پرونده هاییه که ریختی رو میزت ؟ نکنه دوست داری به منم یاد بدی بیام کمکت ؟ فرضا بشی آقا رئیس چه به درد ت می خوره وقتی که نمی تونی توی خونه ریاست خودت رو نشون بدی ؟
 رامین حس می کرد که ارضا شده . آبشو سر بالایی توی کس ویدا خالی کرده بود و واسه سکس بیشتر,  انگیزه ای رو احساس نمی کرد . داشت به این فکر می کرد که باید دو سه ساعتی رو کار کنه .. صبح زود هم که همش خسته و خواب آلود بیدار شده به زحمت می رفت سر کار . یکی دوبار نزدیک بود تصادف کنه .  رامین متوجه شد  که کیرش بازم داره شل میشه ..  در جا کیرشو از کس ویدا بیرون کشید و با دستمال شروع کرد به پاک کردنش . زن می دونست که اون می خواد چیکار کنه . هر بار که  رامین از ار ضا کردن ویدا توسط کیرش نا امید می شد سعی می کرد این کارو بسپره به لب و زبونش که با میک زدن کس بتونه جبران کنه .. هر چند ویدا نیاز شدیدی به این حس می کرد که رامین این کارو با کیرش انجام بده ولی دیگه گاه مجبور می شد که با اون همراهی کنه .. رفت و خودشو شست و تا اون جایی که می تونست خودشو تمیز کرد و تقریبا مطمئن شد که اثری از منی شوهرش با قی نمونده .. رامین دهنشو گذاشت رو کس ویدا .. زن با این که خوشش میومد ولی از بس حرص خورده بود حس کرد که نمی تونه خوب تمرکز داشته باشه ..مجبور شد با گفتن این عبارت که رامین خوبه دیگه من ار ضا شدم کاری کنه که شوهره دست از سرش بر داره . وخشمش وقتی به اوج رسید که شوهره به جای این که بغلش بزنه و کنار هم بخوابن از جاش پا شد و رفت تا به کارای عقب افتاده اش برسه .
 -رامین بیا بگیر بخواب . این قدر خودت رو هلاک نکن . مگه واسه کار توی خونه بهت حقوق میدن ؟
-عزیزم . بانک وقت و زمان نمی شناسه . این جوری نیست که تو هر ساعت که دوست داشتی محیطو ترک کنی -ببینم بقیه هم مثل تو عمل می کنن ؟
-من به بقیه چیکار دارم . باید وجدان کاری داشت .
 -وجدان خانوادگی چی ؟ من که ازت راضی نیستم .
 -عزیزم جبران می کنم . همش که این جور نمی مونه . هر وقت رئیس شدم می شینم و به کارای دیگران نظارت می کنم .
-آره جون خودت . اون وقتم میگی که ببین من نمی خوام مثل روسای قبلی باشم . کار رئیسو هم که انجام میدی هیچ , کار بقیه رو هم جمع می کنی میاری خونه .
 ویدا نفهمید کی خوابش برد . وقتی هم که از خواب بیدار شد شوهرشو کنار خود ندید . رامین صبح زود بی صدا اونم وقتی که دید  ویدا در خواب سنگینی فرو رفته آرام خونه رو ترک کرد . خودشم از این وضع خیلی ناراحت بود . با این که می دونست حق با زنشه ولی فکر می کرد که ویدا خیلی به اون گیر میده .. آخه همش واسه مسائل مختلف روش منت می ذاشت .. مرد  منو  مهمونی نمی بری .. با مهمونی دادن میونه خوشی نداری ..  منو نمی بری بیرون دور بزنیم . همش کنج خونه نشستی ...همش می خوای خودت رو به دیگران و به رئیست نشون بدی .. هرچی ویدا می گفت راست می گفت . حق داشت . ولی مرد  به امید گذشت زمان بود که هم از فشار کاری کم شه و هم  این که زنش بیشتر با این شرایط کنار بیاد . دو سه باری هم از قرص  وایاگرا استفاده کرد که بتونه در صورت انزال کیرش شق بمونه و جوابگوی زنش باشه .. خیلی هم مراقب بود که ویدا نفهمه اون از این قرص استفاده می کنه .نمی خواست در مقابل اون احساس ضعف کنه .  کارش تا حدودی موفقیت آمیز بود ولی پس از دو سه بار مصرف تصمیم گرفت دیگه استفاده نکنه . چون سرش به شدت درد گرفته  و نمی تونست کاراشو به درستی انجام بده .. هر بار هم که این قرصو مصرف می کرد حداقل یه نصف روز حالش بد می شد و سردرد شدید داغونش می کرد .. یکی از این روزا ویدا دید که رامین وقتی به خونه بر گشته یه کارتنی هم دستشه -عزیزم این چیه .. -هیچی لپ تاب عزیزم .. -چه به درد می خوره . تو که خونه  لپ تاب داری و کارای اداری رو  هم هر وقت که لازم باشه با هاش انجام میدی ..  -راستش چند تا از اینا رو به نرخ مناسب و با اقساط از طرف یه شرکتی که پیش ما وام می گیره  به عنوان فروش با نرخ کم  در اختیار ما گذاشتن . به عنوان کار مند نمونه یکی از اینا هم نصیب من شد و گفتم که بگیرم برات که حوصله ات سر نیاد .. چقدر صبحها توی خونه بشینی .. دود و ترافیک و گشتن الکی در تهران بزرگ هم که دردی رو دوا نمی کنه . ویدا یه نگاهی بهش انداخت وگفت راستش من زیاد با اینا کار نکردم .. ولی فکر نکن با گرفتن این چیزا واسه من بتونی سرمو شیره بمالی . تو اصلا به زندگیت توجهی نداری .. -عزیزم خط اینترنت هم که داریم که به تلفن وصله .. یه خط و مودم سیار هم گرفتم  که محکم کاری بشه . -خوب به فکر محکم کاری این چیزا هستی ولی به محکم کاری زنت اصلا فکر نمی کنی .... ادامه دارد .... نویسنده ... ایرانی