ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 75

کون جبار یه کون گنده و درشت بود . از اون کونهایی که بهش میگن آبدار . ولی شبیه به چشمه ای بود که دور و برشو علف گرفته باشه . پشم و پیله زیادی داشت یعنی از اون کون های مودار بود  . با این که از استیل و درشتی کون اون خوشم اومده بود ولی از این که بهداشت رو رعایت نکرده بود یه جوری شده بودم . تازه این ترس هم در من به وجود اومده بود که نکنه اون داره منو آزمایش می کنه  ببینه چیکار می کنم . کمی که با خودم فکر کردم  حس کردم که دارم اشتباه می کنم . اولا من که شخصیت مهمی نبودم که بخواد منو آزمایش کنه و در ثانی چه نفعی می تونست برای اونا داشته باشه . ظاهرا اونا هم از اون آدمایی بودند که ما در ظاهر   طور دیگه ایشون  می بینیم ولی باطنشون خیلی فرق داره با اون چیزایی که ظاهر می کنن . حالا من باید کون جبار رو می گاییدم . یه نگاهی به قسمت جلو بدنش انداختم  . وای اون جا جنگلی تر بود . خیلی سیاه بود . یه دستی به موهای انبوه قسمت جلو بدنش زدم . فقط قسمت جلو کیرش مشخص بود .
 سمیه : نترس وحشت نکن . استخاره هم نکن . من که خودم می دونم تو چه جور آدمی هستی ونیم ساعت پیش هم من و جبار شاهد بر نامه های هیجان انگیز تو با بقیه بر و بچه ها بودیم . پس پیش من فیلم بازی نکن ..
 نمی دونستم چی بهش بگم . آخه کیر من شیدا که مثل کیر مردا نبود به این راحتی ها اونم پس از انزال شق شه ..
- ببخشید این آقا جبار اونجوری که نشون میده از اون بسیجی ها و مکتبی ها و مذهبی های با ایمان و پیرو خط امامه ..  این پشم و موهایی که داره عبادتشوخراب نمی کنه؟ -نه ما پیرو مرجع تقلیدی هستیم که دراین مورد  ایرادی نگرفته  .. یعنی میگه درصورتی که بتوان موهای بلند بدن را تمیز نگاه داشت حفظ و نگه داری آن ایرادی ندارد .
می خواستم یه متلک هم بهش بندازم که گفتم ولش .. من که دلیر شده بودم و می دونستم این جاسوسان همه چی رو دیده کلی هم کیف کردند  با این زن قنداق پیچیده دختر خاله شده گفتم سمیه جان من این کیرم تازه آبشو خالی کرده به این نون و ماستها خالی نمی کنه و شق نمیشه . یه نیروی قوی و دوپینگ لازمه . بعد از گفتن این حرف مث بچه هایی که شیطونی می کنن ساکت شده و یه گوشه ای وایسادم .
- حالا من خودم برات ردیفش می کنم . بدون این که مقنعه و بند و بساطشو در بیاره دهنشو باز کرد و گفت بکن توش بذار توی دهنم . بذار .. تا می تونی کیرت رو فرو کن توی دهنمو بکشش بیرون . نرم می کنی .. سفت می کنی هر کاری می کنی بکن . من می خوام حال کنم . شوهرم کیف کنه . کون بده .. مگه ما از آخوندا کم تریم ؟ اونا هر غلطی که  دلشون بخواد می کنن و حالا به ما که رسید همش در پی اینن که ما رو ارشاد کنن .
 من می خواستم بهش بگم که شما و آخوندا هر دو تا تون سرتون توی یک طویله وآبخوریا آبشخورهست که گفتم ولش برای خودم شر درست نکنم و من فقط یک هفته ای این جا مهمون هستم  و بهتره که این هفت روز رو تبدیل به هفت سال نکنم . خیلی دلم می خواست صورت این جنده خانوم کیر ساک زن رو ببینم ولی ظاهرا به خاطر مصلحت نظام و مسائل امنیتی این کارو انجام نمی داد .
-سمیه جان . من که نا محرم نیستم . اگه اون رو بند خودت رو در بیاری بیشتر به من لذت میده . حال می کنم .
 -من به خاطر مصلحت نظامه که این کارو نمی کنم .  
کاش این کیرم جواب می داد و کس و کون این جنده خانوم رو هم می کردم .  مثل این که برای این جبار خیلی عقده شده بود که این آخوند ها با این که کونی هستند چرا دارن ارشاد می کنن که کون دادن بده . ولی اینا دلیل نمیشه  . تا یه آدم آمادگی کون دادنو نداشته باشه به دنبال این کارا نمیره . سمیه نقاب از چهره برداشت و منم کیرمو فرو کردم توی دهنش .. آخ که این زن چقدر خوشگل بود ولی یه حسی بهم می گفت که کس و کونش مو داره  . چون وقتی که  مرجع تقلید اونا همچه فتوایی صادر کنه حتما اونا حال می کنن که پشمشونو زیاد کنن . کیرم کاملا شق شده بود . سمیه ای که ناز داشت نقابشو برداره یعنی همون مقنعه و پوزه بندشو , یواش یواش خودشو بر هنه کرد و اومد سمت من .. وای حالا زن و شوهر دو تایی شون لخت بودند . حدس من کاملا درست بود .  سمیه با همه خوشگلی دور و بر کسش خیلی مو داشت . یه نگاهی به جبار کونی انداخته و گفتم ببینم مرد مومن تو از لاپای پشمکی زنت خوشت میاد ؟
 -نه راستش من زیاد خوشم نمیاد ولی برادرا خیلی خوششون میاد . اونا نمی ذارن که  سمیه کسشو برق بندازه ..
 -مگه توشوهرش نیستی  ؟ اختیار با توست .
-بعدا بهت میگم ..
سمیه : خب حالا بگو جبار . چیه پیش  این می خوای آبروی ما رو ببری ؟خانوم کیردار !  جبار هوای منو داره که منم براش مردایی رو ببرم که به کونش صفا و به خودش حال بدن . ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی 

2 نظرات:

ناشناس گفت...

یک داستان ام بود تو سایت ؛؛؛ که ما باش حال میکردیم اونم تهش اینجوری افتضاح داره تموم میشه , نه حالت سکسی داره نه جذابه , همه مردم ایران کونی ان , همه زندانیا کونی ان , همه اخوندا فلان انن , بابا بیخیال شما داستانو چرا مزخرف میکنی , یه داستان نشد ما ببینیم روند خوب طی کنه همه تهشون افتضاح شد , داستان کوتاه بنویس چند قسمتی اینارو اخرشو بد گند زدی

ایرانی گفت...

با درود به دوست گرامی .. راستش من خودم تمایلی نداشتم که این قسمتو این جوری بنویسم . اصلا دوست ندارم داستان سکسی بنویسم . برای همین تعداد داستانهای سکسی رو دارم کم می کنم . تمامی این داستان به غیر از این یک تیکه رو با سلیقه خودم نوشتم فقط این یک تیکه رو یکی ازم درخواست کرده بود .حالا از نظر شما مزخرفه از نظر اون دوست ما این طور نیست و من گفتم حالا اگه در این مورد بهش احترام بذارم خواسته شوانجام بدم چیز خاصی هم اتفاق نیفتاده . داستانهای سکسی آش دهن سوزی نیستن که واسش این قدر چونه بزنیم و یه چند قسمتی که در همین فضا باشم سعی می کنم از این فضا دور شم و داستان رو به سلیقه خودم در بیارم .در ضمن من این داستان رو حالا حالا ها تموم نمی کنم . و حداقل به اون دوست و خواسته اون باید احترام گذاشت و من این جور دونستم که حالا که همه کارا خلاف در خلافه و داستانهای سکسی همش خالی بندی و دروغ و چاخانه و هر کسی به هیجان و علاقه ای که در مورد خاصی داره اونو می پسنده .. در یه جایی یکی منو می کوبید که چرا داستانهای سکس پدر با دختر می نویسم ولی همون از داستانهای سکس برادر با خواهر خوشش میومد .. خنده ام گرفته بود .. باسپاس .. ایرانی