ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هرکی به هرکی 215

آرمیلا دیگه دید که چاره ای نداره خودش با هام همکاری هم می کرد و از پشت خودشو به کیر من می مالوند .-خواهر عجب کونی داری . به جون خودت هر وقت که میدیش به من فکر می کنم تازه واسه اولین باره که تقدیم چاکرت می کنی می کنی . خودت می دونی که چقدر فدایی داری . -تو فدایی آنیتا هستی . -حالا عزیز دلم داری کون میدی خوب خوب بده . اون حالا نوبری چند روز دیگه از دهن میفته . خدا از دلت بشنوه . این حرفا رو می زنی که اینجا من دارم خودمو در اختیارت میذارم بتونی به اندازه کافی حال کنی  من که در بست دراختیار داداشی خودم هستم . -فدات شم آرمی خوشگله . ببین فرنوش چه جوری داره کون خواهر من و تو رو می کنه . چه حرصی می زنه . ببینم تو ناراحت نیستی شوهرت داره خواهر زنشو که خواهر مون بشه می کنه ؟/؟ -اتفاقا خیلی هم خوشحال میشم . چون تو ناراحت میشی . من دلم خنک میشه -خیلی بد جنسی آرمی  که دلت میاد منو ناراحت ببینی . -تو بد جنس نیستی که همش منو ناراحت می کنی ؟/؟ .. خلاصه دلی از عزا در آوردم ولی برای این که حال خواهرمو زیاد نگرفته باشم کیرمو از سوراخ بالاش در آورده کردم توی کسش . اون طرف بابا و فرنوش دو تایی شون کمر آنی رو داشته ولش نمی کردند . یکی از پایین و یکی دیگه از بالا اونو می کرد . -فرنوش  یواشتر . هنوز سیر نشدی ؟/؟ مگه آرمی بهت نمی رسه . تو و بابا جاتونو با هم عوض کنین . خسته نشدین ؟/؟ این کون من حالتو بهم نزد //؟ -اووووووففففففف خواهرزن  گلم . نوکرتم .. فدایی داری . باور کن این کون و سوراخش با کونی که هر شب زیر کیر منه فرق می کنه . .. تا آرمیلا این حرفو از شوهرش شنید اونم در کنار رقیبش و خطاب به اون خیلی بهش بر خورد . -فرنوش زبون دراز حقته که دیگه بهت نرسم . اینه جواب اون کون دادنهای من که هر وقت خواستی تو رو بی نصیب نذاشتم ؟/؟ داداش آرین با زن و مادرش در حال حال کردن بود . کیرشو فرو کرده بود توی کون مامان ولباشو گذاشته بود رو لب پریسا . -آرمیلا میریم سمت اون سه تا ؟/؟ -کدوم سه تا ؟/؟ -مامان و پریسا و آرین .. -اول باید منو سر حال کنی بعد . چون اگه این جوری بریم می دونم که تو منو ار گاسم نکرده ولم می کنی و من این جوری کمرم خیلی درد می گیره .. -آرمی بیا روم . اون کون گنده ات رو بنداز رو کیرم و کیرمو تا ته فرو کن تا ته کست و هر جوری که عشقته با من حال کن فقط زودتر این کارو انجام بده که باید برم به پریسای مظلوم هم برسم . -از کی تا حالا اونم جزو گروه مظلومان قرار گرفت //؟ پس من چی ؟/؟ چرا بین من و اون تفاوت قائلی . همیشه می خوای منو از بقیه کوچیک تر نشون بدی . آرمیلا من همچین قصدی ندارم . این تویی که همش سعی داری خودت رو کوچیک جلوه بدی . -این قدر حرف نزن کارت رو انجام بده . کارم دیگه تموم شد .. داداش حالا آبتو می خوام . نگاه کن اون طرف بابا و فرنوش  هم کارشونو تموم کردن . -پس بگیر آرمی جونم که اومد . دوستت دارم خواهر خوشگله من . درسته که این روزا زیاد به من گیر میدی ولی منم اون جوری که باید هواتو نداشتم . -چقدر خوب نشون میدی وقتی که مهربون میشی . . با همین حرف زدنها بود که حس کردم آبم روونه کس خواهر نازم شد .. تا کیرمو کشیدم رفتم سمت مامان . آرمیلا پاهاشو دراز کرده بود و همون وسط لمیده بود . اون طرف فرنوش و بابا آزاد و آنی سه تایی کنار هم دراز کشیده بودند . من رفتم سراغ پریسا . کیر داداش از پشت رفته بود توی کس مامان . مامان الیا : ببینم آرین به اندازه کافی منو گاییدی نمی خوای دست عوض کنی ؟/؟ می تونی بری سراغ آرمیلا یا پریسا . چیه زنت بهت حال نمیده ؟/؟ کردنش واست تنوع نداره ؟/؟ مامان همین که متوجه شد دستم خالی شد یعنی کیرم خالی شد هوس منو کرده بود . در واقع نو که اومد به بازار کهنه شده دل آزار . -مامان جون این زشته . نگاه کن الان داداش آریا کیرشو کرده توی کس زن خوشگلم پریساوداره زن داداششو می کنه . نمیشه که من بهش بگم کیرت رو بیرون بکش  من می خوام زنمو بکنم .اولا من به اندازه کافی پریسا رو می کنم ثانیا داداش آریا ممکنه بگه عجب داداش خسیسی دارم یک زن داره حالا داره واسه ما خسیس باری هم در میاره ..... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی