ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مرا ببخش خواهرم 28 (قسمت آخر )

-همون که تو رو می بینم انگاری هم داری کارای قشنگ می کنی و هم حرفای قشنگ می زنی . فرخ دیشب از این می گفتی که زن نمی خوای بچه نمی خوای . ولی می دونی من چی می خوام -چیه می خوای ازدواج کنی و از پیشم بری ؟/؟ تنهام بذاری ؟/؟ -خیلی بد جنسی .. کی می خواد منو بگیره من که بچه ام نمیشه . -چرا عارف که می خواست . -اذیتم نکن . تو می خواستی به زور شوهرم بدی از شرم خلاص شی . -ولی داشتم دق می کردم -داشتی خودکشی می کردی و می خواستی منو به کشتن بدی . .. یاد آوری لحطات تلخی که به نهایت روشنی رسیده بود هر دومونو شاد و حشری تر می کرد . -فدای خنده هات شم فرشته . وقتی که می خندی انگار دنیا رو بهم داده باشن . خیلی حقه بازی . -فکر نمی کردی فرشته تو یه روزی شیطون شه .. مجنون تو هم عاقل شه و با یه نقشه ماهرانه ضربه ات کنه ؟/؟ -چی بگم فرشته . زن اگه یه چیزی بخواد هیچ چیز و هیچ کس جلو دارش نیست . -دیدم و اینو به من ثابت کردی . -فرخ .. -می دونم می خوای بگی که خیلی حرف می زنم . -حالا بهم بگو فرشته چی احساس می کنی ؟/؟تو چشام نگاه کن و بگو .-حس می کنم که خیلی هیجان زده ای . خوشحالی . دلت می خواد خواهرت عشق و هوس خودشو به بهترین صورتی نشون بده . -برادر خواهرت چی . اون نمی خواد نشون بده ؟/؟ -چرا دو تایی می تونن با هم نشون بدن . قبل از این که من بخوام لبامو بذارم رو سینه های فرشته اون این کار رو با سینه های من انجام داد . نوک سینه های درشت و مردونه من تیز شده بود . یه دستش رو یه طرف سینه ام کار می کرد یه دستش بود روی کیرم و با لباش یه سینه دیگه مو میکش می زد . -نهههههه فرشته .. خوشگل من داری چیکار می کنی .. ولی اون با تمام وجودش داشت باهام حال می کرد و به من لذت می داد . دوتایی مون یه پهلو شده بودیم دستامو تا اونجایی که می تونستم رو پشتش حرکت می دادم .  -عشق من .. عزیز دلم . فرشته من .. من داداش بد تو هستم . آخه تو دیگه کی هستی که تا حالا هیچ کاری بدی در حق من نکردی .. می دونم حالا داری کارای قشنگ می کنی که حرفای قشنگ هم هست . خواستم اونو بخوابونم و کسشو لیس بزنم که گفت داداش . من دیشب هوشیار بودم که کسمو می خوردی . حالا حس کن منو که دارم برای اولین بار تو رو با تمام وجودم می خورم . -برای آخرین بار نباشه . ؟/؟ نه می دونم نیست فرشته !چون با هر نفس تو من تولدی دیگه پیدا می کنم . در کنار تو حس می کنم هر لحظه ..نفسم .. زندگیم تازه می شه . -فرخ .. فرخ چقدر از حرفای قشنگ و شیرینت خوشم میاد . در آغوشم بگیر .چقدر این نگاهش شبیه به زمانی شده بود که وقتی که هوشیار نبود با تمام وجودش داد می زد که اونو بکنم . انگاری یه چیزی می خواست که کسشو بجنبونه . دیگه نذاشتم کاری کنه . پاهاشو از وسط باز کردم .. سرشو تکون داد . زبونشو خوندم . اون حرکت مستقیم کیرمو می خواست . -فرخ .. چقدر دلم می خواست دیشب جیغ می کشیدم و احساس خودمو نشون می دادم . -حالا می تونی جیغ بکشی . در و پنجره ها همه بسته .. الان هم یه جایی هستیم که هر چه فریاد بکشی صدات جایی نمیره ولی زیادی جیغ نکش . -وااااااییییییی .. نههههههه کسسسسسسسم کسسسسسسسم داداشششششش .. تا آخرشششش می خوام می خوام .. تخماتم بفرست اون داخل .. اونو هم می خوام .. بده .. بده .. یه دستشو گذاشته بود دور کمرم منو با زور زیاد دور خودش چسبونده بود . رهام نمی کرد . سرعت من کم شده بود ولی سرعت فریاد اون زیاد شده بود .. -بکن .. بکن .. بکن .. کسسسسم .. کسسسسم .. جووووووون جوووووون فرخ .. آتیشم کن . من کیر می خوام .. کیرت رو بده .. بده .. جووووون .. جووووووون .. داره میاد .. آبم داره میاد داره می ریزه .. وقتی که بیاد تشنه ام میشه .. داره میاد .. اوووووففففف حالا آب می خوام .. داداشی .. آب بده .. آب کیرت رو بده ... با لذت به کس فرشته گلم نگاه کرده  و از تماشای غنچه ناز باز خواهرم لذت می بردم . -آههههههه فرششششششته فرشششششته داره میاد .. کیرم .. کیرم . چند بار خودشو به سقف کیرم کوبوند . با دو تا دست کمرشو نگه داشته و آبمو با فشار و به حجم زیادی توی کسش خالی کردم . -جااااااااان جاااااااان دارم سبک میشم .. -بریز فدات داداش .. خالی کن توی کس فرشته .. کس فرشته مال کیر داداششه . بازم می خوام .. بازم می خوام .. بازم تشنه مه .. من و خواهر عاشقم سیر نمی شدیم . طوری نگاش می کردم که انگاری این آخرین فرصتیه که می تونم در کنارش باشم ولی این طور نبود چون احساس من درون من چیز دیگه ای می گفت و اشتباه هم نمی کرد . می دونستم که روز های بسیاری مثل امروز خواهیم داشت . ما برای بیشتر زنده بودن و بیشتر در کنار هم بودن تلاش می کردیم . .. اون روز بعد از یک ساعت سکس جانانه فرشته و من پهلو به پهلوی هم قرار گرفته بودیم . صورتشو به طرف من بر گردونده بود و لبامو گذاشته بودم رو صورتش و زیر گلوشو هم می بوسیدم . بوی خوش موهاش دیوونه ام کرده بود . اصلا قصد خاصی نداشتم ولی کیرم که لای چاک کونش بود یه حرکتی کرد و محکم به سر مقعدش فشار آورد .. -داداش من بی حواسو بگو بمیرم برات . اصلا یادم نبود که بهت بگم بکنی تو کونم .. -عزیزم من چند باز تا سه چهار سانت رو که رفتم از درد جیغ می کشیدی ولت کردم . -یادم نمیاد دیشب از این کارا کرده باشی . فقط با کرم چربش کن من آماده ام .. راستش بیشتر از این که خودم بخوام کونشو بکنم از تقدیمی اون و این که یه تشکری ازش کرده باشم هوس کونشو کردم . اصلا دوست نداشتم دردش بیارم . ولی استیل قشنگ کونش و کس غنچه ای زیر سوراخ کون سوزنی فرشته , طوری داغم کرده بود که ده دقیقه تمام داشتم کونشو با انگشت چرب و آماده اش می کردم . با همه اینا فرشته به شدت درد می کشید . وقتی هم که کیرمو فرو کردم توی کونش حس کردم یه چیز خیلی سفت و چسبونو تنم کردم . اوووووففففففف چه کون تنگی و کیرمو داغ داغ کرده بود . زیاد حرکتش نمی دام -داداش تکون بخور .. حرکت بده .. اون کونشو به سمت کیر من حرکت می داد و می گردوند . سعی می کرد کمتر دردشو نشون بده . دستمو رو کسش می کشیدم تا لذت ببره . آب کیرمو خیلی زود توی کونش حس کرد . دو تایی مون در آغوش هم خوابیدیم . -وقتی بیدار شدم دیدم ناهارمونو آماده کرده و گفته آقا داماد امروز مغازه تعطیله ؟/؟ -بی خیالش . ....... روز ها و هفته ها همچنان می گذرند و من و فرشته همچنان منبع عشق و هوس همیم . هیشکی اینو نمی دونه . شاید هم هیشکی نتونه احساس ما رو درک کنه . ولی می دونم در این دنیای خاکی , دنیای کوچیکی که خیلی ها بزرگش می دونن و دنیای بزرگی که خیلی ها کوچیکش می دونن , هستند خواهرا و برادرایی که عاشق هم باشن . هستی و وجودشونو از آن هم بدونن عشقبازی باهمو حرکت مقدسی بدونن که دلهای اونا رو به هم نزدیک تر می کنه و پیوند عشقی و عشقشونو محکم تر . نمیشه گفت عشق چه جوری به سراغشون میاد همون جوری که در مورد خیلی از عشقا میشه همینو گفت . شاید هنوز آتش های زیر خاکستری وجود داشته باشه که پس از صدها و شاید هزاران سال هر چند صباحی در گوشه ای از این کره خاکی شعله ور میشه .شاید .... پایان ... نویسنده .... ایرانی 

4 نظرات:

ناشناس گفت...

بسیار زیبا و علی نگاشته شده بود
لذت خوندن و احساس اونجا بودن یک طرف و دنبال کردن داستان یک طرف
ممنون از داستانهای زیبات

ایرانی گفت...

آشنای عزیز و گل و دوست داشتنی من ... اولا باید منو ببخشی که این نظرت دیر منتشر شد .. پیام شما رفته بود به قسمت اسپم یا هرز نامه ها .. میون صد ها اسپم خارجی که معلوم نیست از کجا میان .من هر روز اسپم رو کنترل می کنم ولی بازم از دستم در رفته بود و ثانیا خیلی خیلی از لطفت ممنونم از این که همراه من در این داستان بودی و علاوه بر مسائل سکسی به جنبه های عاطفی و نوشتاری آن هم فکر کرده و توجه داشتی سپاسگزترم . بازم ازت عذر می خوام که به خاطر قرار گیری نظرت در اسپم از دستم در رفته لود . با احترام و ادب ایرانی

ناشناس گفت...

خیلی نگارش قشنگی داشت با سپاس از شما ایرانی عزیز

ایرانی گفت...

منم از شما به خاطر توجه و محبت و پیام قشنگتون سپاسگزارم . شاد باشید ...ایرانی