ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مرا ببخش خواهرم 26

-این چه وضعیه فرشته . زود باش خودت رو بپوشون . روش ملافه انداختم . اون ملافه رواز روش انداخت . دوباره انداختم و دوباره انداخت . -فرشته من تا حالا نزدمت کاری نکن که دست روت بلند کنم .. -منو بزن . هر کاری دوست داری انجام بده من که حرفی ندارم . ولی می خوام بازم از اون کارای قشنگی که دیشب با هام کردی بکنی . از اون حرفای قشنگ بزنی . منو بزن . ولی می دونم دوستم داری . حالا اگه دلت میاد منو بزن ؟/؟ من که هر وقت مریض میشم خیلی مهربون میشی . بازم بهم بگو .. بگو دوستم داری . بازم کیرت رو بکن توی کسم . همونی که دوستش داری . همونی که هر وقت فکر می کنی من حواسم نیست انجامش میدی . -فرشته بس کن . من خودمو می کشم . -بمیرم برای شرم و حیات . به من نگاه کن . سرت رو بالا بگیر- . فرشته خجالتم نده . -ببینم دیشب چی می گفتی ؟/؟ حرفاتو تکرار کنم ؟/؟ شاید نتونم عین جملاتتو بگم . تو گفتی که شاید من فرشته ازت متنفر شم  اگه متوجه شم که باهام سکس کردی . تو گفتی از همه چیزت می گذری . تو گفتی همیشه برای من می مونی . اگه این طوره چرا می خوای بین خودت و من فاصله ایجاد کنی . مگه تو نگرانی ات از این نبود که وقتی که من متوجه شم  در حالت بیماری من باهام سکس کردی ازت متنفر شم ؟/؟ فرخ من دیشب کاملا هوشیار بودم . من تمام حرفات رو می شنیدم . خیلی جلومو گرفتم تا نگم که بیدارم و هوشیار . که بهت نگم من قرصامو ول نکردم و اون از فیلمم بود که گولت بزنم . تمنای تن تو رو داشتم . منم غرق هوس تو بودم . تو رو خواستن این که عشقو با شهوت و گرمای تن تو احساس کنم . چرا باید این تابو که ما از یک پدر و مادریم بین ما فاصله ایجاد کنه . چرا . صد ها سال پیش هزاران سال پیش  خواهر و برادر می تونستن با هم هم خوابگی کنن از دواج کنن . مگه بابا آدم و ننه حوا .. بابا مامان ما نیستن ؟/؟ و با با مامان همه زن و شوهرا و زوج های دنیا ؟/؟چرا باید بین ما فاصله باشه ؟/؟من دوستت دارم . عاشقتم . داداش تو خودت گفتی که من همه چیزتم . زنتم مادرتم پدرتم خواهرتم ..عشقتم .. آدم که دل عشقشو این جوری نمی شکنه . می شکنه ؟/؟ به من بگو اینه رسم دوست داشتن و عاشق بودن ؟/؟ می دونی عزیزم بیش از این که تشنه باشم که بخوام باهات سکس کنم خواستم این دیوار رو بشکنم . این سدی رو که بین ما وجود داشت و تو می گفتی که در هوشیاری نمی تونی باهام سکس کنی و خجالت می کشی . حالا که می دونی من هوشیار بودم . من تمام اون چیزایی رو که برام تعریف کرده بودی از کارات و از حالات من به هنگام سکس حفظ کرده بودم . نقش خودمو به خوبی بازی کردم . تونستم گولت بزنم . آره زن شیطونه . فرشته شیطونه . فرشته ای که عاشق داداششه . اونو می خواد . اونو می پرسته . دیوونشه . جونشو واسش میده . چرا فکر می کنی همه چی بین ما تموم میشه . سکس لذت عشق ما رو دو چندان می کنه . بی نهایت می کنه . حس می کنیم که دیگه فاصله ای بین ما نیست . فقط من و تو . در خونه ای که منم و تو . من و داداش عاشقم . وقتی تو رو دارم انگاری هیچی نمی خوام . نمی خوام کس دیگه ای رو داشته باشم . می خوام دوستم داشته باشی . حالا دیگه چیزی وجود نداره که ازش هراسان باشی و تو در بیداری باهام سکس کردی . من تمام کلماتت رو شنیدم . از سکس با تو لذت بردم . دلم می خواست بهت بگم داداش من هوشیارم . بزن بزن .. محکم تر کیرت رو محکم بزن به ته کسم تا  برات ناله کنم . هوسمو خالی کنم . دلم می خواد منم یه زن عادی باشم . با دستام نوازشت کنم . برای لحظاتی موهاتو نوازش کردم .. دلم می خواست دستامو بمالونم به همه جای بدنت . بهت بگم من اسیر دستای تو ام با بدن لخت من هر کاری دوست داری انجام بده . می خواستم بگم کیرت رو بده به من ساک بزنم . حالا تو این جوری می خوای . عشقو این جوری می بینی . من باید حرفای قشنگمو وقتی از داداشم بشنوم که فکر می کنه من بیمارم ؟/؟ یعنی سالم من برات ارزش نداره . ؟/؟مگه تو اشک نمی ریختی و سلامت منو نمی خواستی؟/؟. البته وقتی هم که حس می کردی حالم خوبه برام حرفای قشنگ می زدی ولی حرفای سکسی هم می خوام . از اونایی که خودمو بسپرم به تن تو . روحمونو یکی کنم و بهت بگم داداش خوبم داداشی که از گوشت و خون منی .. روحمون هم یکیه . با تمام وجودم دوستت دارم عاشقتم . می میرم برات . دیوونتم . دیوونتم . .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی