ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هرجایی 100

خیلی بده که آدم  اصالت خودشو از یاد ببره . این که وقتی به دنیا اومد هیچ نبود . یک موجود برهنه ناتوان .  فکرکردی کی هستی پسر . -مامان خواهش می کنم . به موقعش من می تونم حرفامو بزنم . من می تونم از خودم دفاع کنم . -برادرای عزیزم که حالا حرص مال دنیا شما رو کشته و از سر نوشت دیگران و حتی همین پدر گلمون پند نمی گیرین . شما و بابام کجا بودین وقتی من نیاز مالی شدید داشتم . وقتی که به مادرم و امکانات مالیش فکر می کردم . وقتی که می دیدم اون فقط به فکر منه ولی در اون زمستون سرد با این که لباسم کافی نبود هیچی ازش نخواستم آخه اون همه چیز خودشو داده بود به من . وقتی از سرما , تب و آنفلونزای مرگبار اومد سراغم شما کجا بودین . و امروز کجایین ؟/؟ وقتی که من بدون این که بخوام به دخترای دیگه حسادت می کردم وقتی که عید میشد و می دیدم که اونا همراه باباشون میرن خرید شما کجا بودین ؟ بابام کجا بود . مادرم همه چی رو واسم فراهم می کرد  . من شاید از بابام چیزی نمی خواستم .  آخه من بیشتر از اونی که نیاز داشتم نمی خواستم .. ولی من خودشو می خواستم . اون هویت گمشده ای که به من شخصیت بده .. به این که پیش بقیه پز بدم که منم بابا دارم .  منم دستمو بدم به دستش .. منم سرمو بذارم رو سینه اش . منم خودمو واسش لوس کنم . شما پسرا که این چیزا حالیتون نیست . نه قدر باباتونو می دونین نه مامانتونو . شاید هم همه تون این طور نباشین ..ولی بیشترتون تا یه دخترو می بینین و از دواج می کنین هوش از سرتون می پره . نترسین داداشا من به پول پدرم نیازی ندارم . من به خودش نیاز دارم . خودش مال من پولش مال شما . این صورت چروکیده اش .. این اشکهایی که لبخند زیبا ترش کرده ..مال من .. این نگاهی که انگار به اندازه یه دنیا ثروت  با منه مال من ... این دعایی که پشت سرمه مال من .. پولش مال شما ... اونو به حال خودش رها کردین که چی بشه ..ببینم شما چند تا بچه دارین ؟ بچه هاتونو دوست دارین ؟ این بابام چقدر از مالشو تا حالا استفاده کرده . چقدشو ازش استفاده کردین ؟/؟ هر وقت چیزی خواستین بهتون نداده؟ . به شما منت گذاشته ؟/؟ دست نیلوفر رو سر پدرش بود و همچنان سخنرانی می کرد . -واسه شما هر چی حرف بزنم فایده ای نداره . شما همش حرف خودتونو می زنین . بعضی ها حاضرن جونشونو بگیرن ولی پولشونو نگیرن . شما دو تا داداشام از این دسته این . بیست و خوردی سال ازم بزرگترین . هیچ وقت بی بابا نبودین تا حس کنین که من چی دارم میگم . تا حالا خیلی آزارش دادین . من یک ریال از پولشو نمی خوام . اون وقتا که می خواستم نتونست بهم بده .. حالا خودش اومده .. میگه همیشه به دنبالم بود .. منم حرفاشو باور می کنم . ثروت مال خودتون ولی به هیشکدومتون اجازه نمیدم به اندازه ارزنی پدرمو آزارش بدین . در همین لحظه رحیم به حرف اومد و گفت -شرم آوره پسرا .. از پدرتون شرم نمی کنین .. از خواهرتون خجالت نمی کشین .. از خدا شرم کنین بترسین .. این چه نمازیه که می خونین ؟/؟ فقط بلدین کمرتونو دولا و راست کنین ؟/؟ من جنازه ام رو زمین بود هیشکی نگام نمی کرد . می گفتن پاره کردن شکم من دردسره .. می گفتن خودمو علاف یک مرده نمی کنیم .  دخترم بدون این که منو بشناسه اومد و فرشته نجاتم شد .اومد و به من زندگی ودرس زندگی داد .. اومد و منو به زندگی بر گردوند . اومد وخدا کاری کرد تا او نو بشناسم . من چیزی ندارم که به اون ببخشم . اگه هزار برابر اینم مال و منال داشتم در برابر عشق و صداقت و بخشش این دختر چه ارزشی می تونست داشته باشه .. نیلوفر ادامه داد ... -مال دنیا به دست میاد می تونی کار کنی .. یه روزی باید هر چی رو که داری بذاری به حال خودش .. یه جای دو در یک نصیبت میشه .. همین یه تیکه زمین .. ولی آدما اینو خیلی سخت می فهمن .. من یه بار مرگو با چشام دیدم . همه جا رو تیره و تار می دیدم هیشکی نمی دونه مرگ چیه تا اونو حسش نکنه . منم می ترسیدم . مامانمو کنارم داشتم ولی یه حسی بهم می گفت که یکی دیگه هم هست که اگه من چشامو  به رو این دنیا ببندم اشکش در میاد . دلم می خواست زنده بمونم و خنده هاشو ببینم صدای نفس کشیدنشو بشنوم . فریاد و زاری مادر و نیاز من بود که شاید منو زنده نگه داشت تا به امروز برسم . من شما رو با عشق در آغوش کشیدم . چون این خون پدر,  جون پدر و بوی پدره که ما رو به هم پیوند میده . شاید به اندازه پدرپولدار نباشم ولی وقتی شبا سرمو میذارم به بالین و روتختم کنار مادر مهربونم دراز می کشم فکر نکنم بیشتر از دو سه متر جا رو اشغال کرده باشیم .. بسمونه ... من فراموش نکردم کی بودم .. وقتی به یاری خدا پدرمو از مرگ نجات دادم این برام بزرگترین پاداش بود .. مادر بریم من دیگه نمی تونم اینجا وایسم . دشمن خودمو می تونم ببینم ولی نمی تونم کنار دشمنای پدرم وایسم .... ادامه دارد ... نویسنده ..... ایرانی