ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لبخند سیاه 13

نه این سوراخی نبود که من آخرین بار ی که با دقت نگاش کرده بودم اونو به این صورت ببینم . از بس از درد کون می نالید و درد درد می کرد و منم رو حساب تعارف و تا حدودی هم مدارا دست از سر کونش بر داشته بودم دیگه حواسم نبود که به این مسئله دقت کنم . اگرم مشکلی در مقعدش وجود می داشت باید به من می گفت . باید مشخص می کرد . اون این جوری نبود که بیماری خودشو ازم مخفی کنه . اون مشکل دفع نداشت . باید یه چیزی توی کونش فرو رفته باشه . یه چبز کلفت .. داشتم از حرص دیوونه می شدم . نمی دونستم کدوم حرفشو می تونم  باور کنم و به کدوم حرفش باید شک کنم . اونی که اومده بود خونه مون برادر مهسا بود .. چرا تا به حال در موردش چیز خاصی نگفته بود . اصلا اون چرا باید بیاد این جا .. یعنی دور و بر مقعد در قسمت بیرونی و ابتدای سوراخ کون ربطی به حرکات داخلش نداره ؟/؟ من باید بفهمم که اون داخل چه شرایطی داره . دوست داشتم اون کونو فقط اسیر خودم ببینم . فقط مال من باشه .. به هیشکی دیگه روی خوش نشون نده . حرص می خوردم . داشتم داغون می شدم . با این که دوست داشتم زمین دهن باز کنه و منو ببلعه .. با این که حس می کردم بیش از حد خرد و در هم شکسته  شدم ولی نمی دونم چرا در کنار خون به جوش اومده ام  , در کنار غیرت و مردانگی ام ,  احساس حسادت خاصی هم می کردم . دلم می خواست اونم طعم کیر منو از قسمت کونش بچشه . شاید تا حالا اشتباه کرده باشم . شاید باید کونشو می گاییدم به حرفاش توجه نمی کردم اونو با قدرت می کردم . این  تقصیر خودم باشه که کار من تا به اینجا رسیده . من دوستش داشتم ولی حالا انگاری می خواستم  با دستای خودم خفه اش کنم که اگه منم  نمی تونم بهش برسم کس دیگه ای هم نتونه اونو از چنگ من درش بیاره . خیلی ناراحت و عصبی نشون می دادم . انگشتمو رو لبه کون گذاشتم . یه بند انگشتمو فرو کردم توی کون و اونو بیرون کشیدم و جلو بینی ام گرفتم . اون حتی تا می تونست به این قسمت از بدنش می رسید . غلبه با بوی عطر خوش و گرون قیمتی بود که در کنار یه دستبند طلا و سند یه آپار تمان روز تولدش بهش هدیه داده بودم و اون این عطر رو علاوه بر قسمتای دیگه تنش به سوراخ کونش هم مالیده بود تا دیگه  تنش هیچ بوی بدی نده و پیش معشوقش سر بلند باشه . جز این دیگه چه نتیجه ای می شد گرفت . انگشت میانی دست راستمو یکبار دیگه فرو کردم توی کونش . اون بار تا یه بند انگشتو خیلی راحت تونستم فرو کنم توی کونش . می ترسیدم بیشتر به طرف جلو حرکتش بدم . آخه چند بار که قبلا این کارو کرده بودم و اون به من اجازه داد به جای کیر یه نمادی از کیریعنی انگشتمو فرو کنم اون داخل و  همراه با دیدن قاچای کونش حال کنم این جور نبود که این قدر راحت بتونم انگشتمو حرکتش بدم .  اگه کون خود به خود گشاد شه باید بیشتر آدمای دنیا یا همه شون کون گشاد باشن . هر لحظه منتظر بودم انگشتی رو که فرو کردم توی کونش به یه مانعی بخوره .حلقه کونش رو انگشتم کیپ شه نذاره  انگشت به جلو حرکت کنه .. اما خیلی راحت انگشتم تا ته رفت . هنوزم جا داشت . اووووووففففف نه نهههههه این امکان نداره .. اگه اون چند ماه هم کون داده باشه .. باید خیلی زیاد داده باشه تا به این جا رسیده .. -آخخخخخخخ فرهاد داری چیکار می کنی دردم میاد . تو که جررررررم دادی ..  دیگه خیلی داری بچه بازی در میاری . چند بار باید بگم کون شوخی بر دار نیست . اگه یکی دو تا از مویرگهای مقعد منو پارش کنی حداقل تا 6 ماه باید عذاب بکشم نمی تونم یه جا بشینم .. -دیگه حتی نمی تونی  کون بدی .. اینو که گفتم چند لحظه ای یخ شد . من  این کارو مخصوصا کردم که اونو بپیچونم و به فکر بندازمش .. اون هم می تونست بترسه از این که در مورد اون خیلی چیزا می دونم و هم این که می تونست این حسابو بکنه که من از این که اون در مورد کون دادن به من واهمه داره دارم به اون متلک میگم . خیلی زود بر خودش مسلط شد -حالا داری به من متلک میگی . من که جز یکی دوبار اونم نصفه و نیمه بهت کون ندادم . فکر کنم همون یک بار بوده باشه .. حالا داری منو اذیت می کنی ؟/؟ باشه هر جور دوست داری و عشقته . اگه دوست داری می تونی کیرت رو فرو کنی توی کون من و با هاش حال کنی و ببینی چه جوری درد می کشم . از درد کشیدن من لذت ببری .. خیلی مار مولک بود .. منم نکردم کم کاری و تعارفشو قبول کردم . دیگه اون سیاست رو در بایستی و خجالتو باید میذاشتم کنار .. عضلات کون زنم کمی شل به نظر می رسید و کیر منم بیش از اندازه داغ شده بود .به خودم زحمت ندادم که یه روغن یا کرمی هم به سر کیر یا دور سوراخ کونش بزنم . حس می کردم که باید راحت بشه اونو از کون گایید . ای کاش دردش می گرفت ای کاش بازم هنگاییدن کونش احساس تنگی می کردم .. ولی تقریبا اون انگشت همه چی رو برام ثابت کرده بود . به دستم نگاه می کردم . یعنی من لاغر شدم که  انگشتو راحت می تونم توی کونش فرو کنم ولی نه .. نه نههههههه بهتره این قدر خودمو گول نزنم و واقعیتو قبول کنم . کیرم همون کلفتی رو داشت . تازه این روزا سیراب نمی شد . انگاری بازم آب داشت . هوس داشت . می خواست بره به یه سوراخی . سر شار از هیجان شه وبعد خالی شه . بازم خالی شه . ولی نه نه , اون به  من لذت تکمیلی نمی داد .  اون نباید بی شور و حال بوده باشه .. عشقشو .. شورشو .. هوسشو برای یکی دیگه گذاشته . برادر مهسا .. اون کی می تونه باشه . چه رابطه ای با اون داره .. آیا حقیقتو گفته ؟.. در این که اون مرد برادر مهسا بوده نباید شک می کردم . مواردی رو که گفتن حقیقت براش موردی نداشت و درد سر ساز نبود بیانش می کرد . -فرهاد زود باش کمرم درد گرفت خسته ام می خوام بگیرم بخوابم .. اصلا به فکر بچه اش نبود .. بی احساس شده بود .. سر کیرمو به سوراخ کونش چسبوندم . فقط یه فشار کوچیک آوردم . انگار حلقه کون شده بود شبیه ابتدای کس که  هنگام پذیرایی از کیر خودشو باز می کنه . مثل لبای ماهی جا باز می کنه . کونشم همون طور شده بود . کیرمو خیلی راحت تا هفت هشت سانتی رو فرو کردم توی کونش . این مقدار برای کون خیلی زیاده . حداقل کونهایی که تجریه زیادی در زیر کیر رفتن نداشته باشن .. بازم با یه فشار دیگه دو سه سانت دیگه از کیرمو گذاشتم که بره .. -فرهاد زود باش . داری ارزیابی می کنی .؟. واااااااییییییی جر خوردم .. درد داره منو می کشه .. مویرگام پاره شد .. اوووووففففف زود باش خیس کن توی دلم گفتم  .. لعنت بر تو و مرام تو زن دروغگو .. تو هنوز جا داری که بازم کیرمو جلو تر بفرستم و قاطعانه همین کارو هم انجام دادم .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی