ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پریان در غربت 16

ول کنم نبود همین جور داشت منو می کرد .. خوشم میومد .. -واااایییییی مهدیس خوشم میاد یکی منو بگیره سوختم .. واااااااییییییی .. بکش بیرون سوختم بکش بیرون و اون همچنان داشت به گاییدنم ادامه می داد تا این که یواش یواش سرعتشو یواش تر کرد  و با این کارش نشون داد که خیلی راحت می تونه به طرفش حال بده و تجربه زیادی در این کار داره . خوابو به چشام آورده بود .   دلم می خواست همچنان منو بمالونه . ولی حس کردم یه کیرکلفت ولی نه زیاد بلند  اومده با چاک بالای کونم داره بازی می کنه و جند بار خیلی آروم اونو از پایین به سمت بالا روی چاک کونم می کشیدو سر مرز کمر می ایستاد و بعد بر می گشت عقب و این حرکت رو از نو شروع می کرد . چقدر این حرکت به من حال می داد یه مزه ای می داد که داست دیوونه ام می کرد . دلم می خواست دوباره کیرشو فرو کنه توی کسم  . کاندومشو کشیده بود بیرون . از اونجایی که کیرش بیرون اومده بود احساس امنیت می کرد .. دستاشو هم گذاشته بود دو طرف کونم و اونو به کیرش فشار می داد و یه لحظه حس کردم که قطرات آب کیرشه که داره روی کون و کمرم می ریزه .. صداش شبیه زوز ه های شغال بود می دونستم داره حال می کنه و از من لذت می بره . حرکات و صدا هاش اینو به خوبی نشون می داد .. منو تمیزم کرد و ماساژو از نو شروع کرد .. -آخخخخخخخخخ مهدیس .. تو چیکار داری می کنی . خوش به حالتون هنوز در حال گاییدن توهه . -خوش به حال تو پریس جون که زود ار گاسم شدی احساس سبکی می کنی . من خوشم میاد ولی نمی دونم چرا قفل کردم دوست دارم آبم بیاد .. .. میگم یه چیزی ازت بخوام نه نمیگی ؟/؟ الان از وقت ما هنوز مونده که بتونیم بازم حال کنیم . اگه عیبی نداره اونی رو که تو رو کرده بفرستش سراغ من .. جبران می کنم . اگه حالمو جا آورد که جبران می کنم . دلم نمی خواست  شی میل من از پیشم تکون بخوره ولی رو در واسی  گیر کرده قبول کردم که اون همچین کاری بکنه . طرف من رفت رو دهن مهدیس .. مهدیس سرشو آورد بالا و در همون حال که داشت از پشت و در حالت خوابیده کس می داد ساک هم می زد . چه صحنه با حالی شده بود . منم پا هامو به صورت هشت باز کرده و کف دستمو رو کس می کشیدم . مهدیس با اشاره دست حالیم کرد که یه دور بگردم و به جای  دمرطاقباز قرار بگبرم این جوری راحت تر می تونم با کسم ور برم . راست هم می گفت چرا این چیز ساده به عقل من نرسیده بود . شی میل من با دستاش موهای مهدیسو نوازش می کرد کیرشو که دوباره سفت شده بود از دهن مهدیس بیرون کشید تا اون بتونه حس خودشو بده بیرون . .. اون پشتی هم سرعتشو زیاد کرده بود .. -آخخخخخخخخ منو ببخش پریسا نزدیکه .. نزدیکه .. دارم ردیف میشم .. همین دمه .. فقط چند لحظه صبر کن .. اومد .. اومد آخ کسسسسسسسم .. دیگه کارم تموم شد .. ووووووییییییی .ووووووویییییییییی سوختم ..سوختم . خواهش می کنم .. طرف کیرشو کشید بیرون و کاندوم رو به سمتی انداخت . کیرو گذاشت لای سینه های مهدیس و در حالی که اونم با صدای نازکی داشت حس خودشو نشون می داد لای سینه های مهدیس خالی کرد . یه دقتی به رنگ آب کیر اون نشون می داد  که انگاری مثل آب مردا رنگ شیری خالص نداره و رگه های زردی هم درش دیده میشه .  مثل شیری که بخواد کره بده . چه جونی داشتند این دو نفر . اومدن سراغ من .. حریص شده بودم . حالا هر دو تا کیر رو می خواستم .. قمبل کردم تا نفر دوم کیرشو راحت تر بفرسته توی کون من .. کیرش کمی شل شده بود ولی اون قدر جا داشت که بتونه قسمتی از اونو هم که شده به خاطر دلخوشی من و خودش توی کسم فرو کنه .. از داخل آینه که نگاه می کردم دستشو گذاشته بود زیر بیضه هاش و سر کیرشو اول به کونم فشار داد . نمی تونست کیر رو بکنه تو کونم و راستش در اون لحظه منم دوست داشتم با کسم ور بره هر چند کون دادن هم به جای خود لذت خودشو داره . این کاندومی هم که دوباره سر کیرش کشیده بود این کیررو پیچونده بود . به هر مصیبتی بود تونست یه قسمت از کیر رو بکنه توی کوسم .. نفر قبلی هم که اومد رو بدنم و مالش منو شروع کرد . دوباره همون حس قشنگ دقایقی پیش در من زنده شد ولی کیر اونا در حد و اندازه هایی نبود که بخواد بیش از اندازه بهمون حال بده . با این حال خیلی مزه داد و من و مهدیس  با یه احساس  آرامش و سر زندگی خاص بدون این که احساس کوفتگی هم کنیم  با بدنی آماده و قبراق از اونجا اومدیم بیرون .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی