ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مامان بخش بر چهار 98

-محجوبه خانوم شما در موقعیتی نیستید که این طور رفتار کنید و حرف بزنید . پسرا کاری کنید که زبون این گستاخ بسته شه . حق هیچ گونه  اعتراضی هم نیست .
 سه تایی کیرشونو به شدت به کس و کون محجوبه فشار داده اونو رو به جلو حرکت می دادند .
-آخخخخخخخخ ووووووییییییی .. احسان . این جوری کونمو نکن .. من دیگه نمی تونم . نمی تونم . پاره شدم . نیما : اگه من نتونم زنمو بکنم میام کونتو جر میدم ارغوان ..
- بچه ها نیما زبون درازی کرد . نیما قمبل کن . سزای تو بادمجون کلفته که محجوبه در حال جر خوردن باید  فرو کنه توی کون تو . تا دو تایی تون پس  از پاره شدن یه مدت رو توی خونه استراحت داشته باشین . امید وارم به خوبی متوجه این جریان شده باشین که زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد .نوروز خان! برو از داخل  حیاط یه ماشه  زغال داریم اونو بر دار بیار که من می خوام این خیار نصفه رو از کون نیما در بیارم . چون این جوری که رفته توی کون نیما بعید می دونم که با دست در بیاد .
-ارغوان شما چیکار کردین ؟ نکنه داماد من بمیره .
-برو ماشه رو بیار . کار انبر دست رو می کنه ولی ماشه درد و عذاب و شکنجه اش کمتره و اگه به خوبی وارد کون شه کمتر درد میاره . میشه تمامی خیار یا بهتره بگم اون نصفه ای رو که توی کونش گیر کرده در آورد .
 -اگه بچه ام بمیره خفه شه چی ..
-فوقش یه چیز مسهل و ملین بهش بدیم کوفت  کنه به کونش زور بیاره اون خیار رو رد کنه . ولی اگه بتونیم با ماشه درش بیاریم خیلی بهتره . چیه بر و بر نگام می کنی . من که نگفتم قراره با ساطور یا کارد و چنگال درش بیاریم . از طرفی من کاری ندارم که این جناب چی می کشه و چی نمی کشه ولی بعدش می خوام یک بادمجون فرو کنم توی کونش . بادمجون یه ویژگی داره که اگه دم اونو نزنین و وارد کون بکنین می تونین همون دم یا دسته اونو بکشین و اونو از جایی که فرو کردین درش بیارین . به همین راحتی .
 لحظاتی بعد دو تا انگشت شست و سبابه دست چپمو گذاشتم روی سوراخ کون  نیما و اونا رو باز ترش کردم . ماشه فلزی بود .. حتی نیم سانتیمتر هم حرکت رو به جلوی اون کشنده بود .
 -بچه ها یکی بیاد جلوی دهن اینو داشته باشه .
نریمان : منو یاد اون قدیما که می خواستن دندون بکشن میندازه . دست و پای طرفو نگه می داشتند با یه چیزی شبیه به انبر دست دندونو می کشیدن . صدای نعره طرف تا بیست تا خونه اون ور تر می رفت . نیما جون سوسول بازی در نیار . الان بری بیمارستان بهتره ؟
بادمجون رو با دسته گرفتم جلو چشاش و گفتم نگاه کن الان درش میارم یه چیز کلفت تر فرو می کنم توی کونت .. در عوض نرم تره و دسته هم داره . وقتی تا ته بره توی کونت کونت میشه عین کون یک میمون دم دار. این بادمجونی که آوردم کلفته ولی کوتاهه . چون می خوام که همه اونو فرو کنم توی کونت .
داشتم ماشه رو می ذاشتم توی کونش ..
-یه فشار بیار به خودت .. یه فشار ..
 چشای نیما داشت از حدقه در میومد . نریمان جلوی دهنشو داشت .. خیار یه حرکتی کرد و اونو راحت با ماشه در آوردم . حالا نوبت بادمجون بود .. اشک از چشای نیما در اومده بود .. بادمجونه رو هم نرم نرم و تا ته کردمش توی کون نیما .. هنوز فرصت باقی بود برای این که بازم بخواهیم حال این  هشت نفر رو بگیریم ولی نریمان و منیژه رو که خلاص کرده بودیم چون بهشون قول داده بودم که اگه نوروز و منصوره روشکست بدن آزادن . محبوبه رو هم دوست نداشتم که بهش دستور بدم .. منصوره و محجوبه و نیما و ناصر و نوروز رو می تونساتم مشغولشون کنم . وای این سه تا پسرام همچنان در حال گاییدن محجوبه بوده دست از سرش ور نمی داشتن ..
 -بس کنین شما منو از هر چی سکسه  بدم آوردین.
  اشکان : اتفاقا تازه داری لذت می بری واسه این که فضای کس و کون قشنگ تو با این سه تا کیر آشنایی پیدا کرده حیلی راحت می تونی با اونا کنار بیای . این سه تا پسرام حسابی این دختر بی پرده و زن نیما رو داغونش کرده بودن . شدت ضربات زیاد شده بود . در یک لحظه سه تایی شون کیرشونو در آوردند ..
 -بچه ها  سه تا کیر رو فرو کنین توی دهن منصوره جون . چقدر هم این آب از کس و کون محجوبه به عقب برگشت کرده بود . .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

دادشم دمت گرم عالی بود بقیه داستانها هم عالی بودن مرسی

ایرانی گفت...

ممنونم ازت دلفین گل و مهربون و دوست داشتنی . دست گلت درد نکنه ...ایرانی