ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لبخند سیاه 184

-فرزانه جون کجایی تو .. کجا گذاشتی رفتی  . نکنه رفته باشی خونه . ما خیلی ناراحت شدیم که تو با اون حالتت مجلسو ترک کردی . ببینم همین دور و برایی ؟
-تو اگه ما رو دست نندازی کی دست بندازه .؟! همه تون سر و ته یک کرباسین . منتظرین ببین کی زمین می خوره و بهش بخندین . منتظرین یکی بیفته و ازایستادن خودتون لذت ببرین . دوست دارین دیگران به زندگی شما حسرت بخورن. ولی زندگی همیشه بر وفق مراد نیست . زندگی آدما همش به یک منوال نمی گرده . فکر نکنین که امروز خورشید آسمون شما بهتون می خنده واستون شادی میاره . فردایی هم هست که ابری بیاد و جلوی این خورشیدو بگیره . ما که اون روزو نمی خوایم . هر گز به خاطر بد بختی دیگران لذت نبرین ..
 -آهای صبر کن یواشتر . بذار منم بیام . چیه این قدر دور گرفتی و همش می خوای حرف خودت رو بزنی . تو شوهر به اون خوبی داشتی ولش کردی رفت  واسه خوشگذرونی های خودت . واسه این که به یک مرد قانع نبودی . ازبس حریصی ..  حالا هم داری به زندگی بقیه حسادت می کنی . من و شوهرم با هم خوشبختیم ..
-ببینم اصلا من کاری باهات داشتم ؟ حرفی بهت زدم که داری از شوهرت حرف می زنی . این چه طرز بر خورد با مهمونته . هر کی نبودم دختر عموت که بودم .یادت رفت زری ؟ اون وقتا که محصل بودی و یک دختر دبیرستانی , داشتی واسه دوست پسرگرفتن خودت رو می کشتی چقدر نصیحتت می کردم که این کارا آخر و عاقبت خوشی نداره ؟
-یکی می خواست به تو پند بده فرزانه . اگه اون موقع من دوست پسر می گرفتم مجرد بودم . وقتی که شوهر کردم دیگه دور همه اینا رو قلم گرفتم . چون می دونستم آخر و عاقبت خوشی نداره . یکی باید تو رو نصیحت کنه که چراخودتو در اختیار یکی دیگه گذاشتی .
-خودم تن داشتم و خودم اختیار به کسی هم ربطی نداشت ..
-همین ؟ یعنی هر زن شوهر داری بره کس و کونشو هوا بده که من دلم می خواد من کس دارم و اختیار ؟ اینم شد حرف ؟
-آره تو هم برو بده . کی جلوتو گرفته .
-تو ننگ فامیل ما هستی . راستش من خجالت کشیدم  که تو رو اونجا دیدم . فقط زهره یه خورده باعث شد که تو پررو شدی . می گفت خوب نیست . دختر عموی  منه . مهمونه . نباید طردش کرد .
-بازم زهی به معرفت عروس خانوم . امید وارم شوهر اون دیگه جنده از آب در نیاد -منظورت چیه .. مگه مردا هم جنده میشن ؟
-یک مرد وقتی که میره دنبال زنای دیگه .. زن بازی و دختربازی می کنه و هوسباز میشه اونم یک مرد هرزه و کثیفه . اگه آدمای پاکی هستند که تحمل دیدن آدمای کثیفو ندارن در همه حال باید یک مدل باشن .. اگه آدمای کثیفو از خودشون دور می کنن دیگه نباید پارتی بازی کنن .
 -نمی فهمم چی داری میگی
-تو از اولشم نفهم بودی . اون از دوست پسر گرفتنت و اینم از شوهر کردنت . چشاتو بسته بودی کور بودی . رفتی یه مردی رو انتخاب کردی که هفته ای حداقل با یک زن غریبه حال می کنه .شایدم آشنا .. من چه می دونم .
-نمی دونی بی خود حرف نزن .. شاید کیوان من یه خورده چشم چرون وشیطون باشه ولی اهل این بر نامه ها نیست .
 -تو رو به جون اون قسمت ازسر کیرش که آدمو به یاد کیر های ختنه نشده میندازه راست میگی ؟ تو رو به اون جوشی که رو بیضه اش زده راست میگی ؟ تو رو به جون اون خال قرمز تقریبا گنده ای که روی سینه راستش اون قسمت بالا قرار داره حقیقتو میگی ؟
-نههههه نهههههههه فرزانه .. خفه شو تو اینا رو از کجا می دونی .؟ تو می خوای زندگی منو خراب کنی .. آشغال ..جنده ..
 -آره من جنده هستم . یک زن جنده .. هرزه و هوسباز .. وحق دارم با یه مرد جنده حال کنم . ولی شوهر خیلی خوش کیری داری .. حیف که خیلی خمار و خواب آلوده بودم . ببینم اون رسیده یا نه . آخ که چقدر بعد از یک میهمونی کسل کننده ,  یک سکس داغ با شوهر دیگران می چسبه . آخیش ... اگه دیدی امشب آب شوهرت دیر اومد یا حال سکس نداشت بدون که خوب شیره شو کشیدم . دست خودم نبود اون هر چی رو که داشت رو من خالی کرد . گفتم همه رو بریزه توی کسم .  می دونم بار دار نمیشم ولی اگه حامله شم بچه رو به دنیا میارم تا اونم یه سهمی از اموال و املاک کیوان داشته باشه .. حالا هرچی که داره .. کم یا زیادش . دیگه شرمنده ام ..
زری جیغ می کشید و بد و بیراه می گفت . در میان بد و بیراه گفتن های او صدای هق هق گریه اش میومد .
-آشغال ..کثافت ..نه امکان نداره کیوان بهم خیانت کنه ..
-یادت رفت ؟ آره ؟ اون سابقه داره . تو اونو با همه این کاراش قبول کردی . چه ایرادی داره ! تو داری ثواب می کنی .. من اگه جات بودم می رفتم تلافی می کردم .  می رفتم با یه مرد با یه پسر دوست می شدم . لذت سکس با غریبه با نامحرمو می چشیدم . می تونی از همین حالا شروع کنی . یه عشوه بیا ده تا پسر دورت جمع میشن . اگه واسه حال کردن عجله داری یه نگاه کن تو چشای هر کدومشون .. اونی رو که حشر و حرصش بیشتره می گیریش با هم میرین به یه جای خلوت . اگه جا پیدا نکردی می تونی بری  داخل یه ماشینی در یه جای دنج یا توالت هم بد جایی نیست . باید حرصت رو بخوابونی . اگه کیر شوهرت متعلق به دیگرانه کس و کون تو هم باید متعلق به دیگران باشه .. دموکراسی به همین میگن .. حیف عجله داشت فقط یک بار ار گاسم شدم . اولش نمی خواستم قبول کنم . آخه پای تو در میون بود . ولی بعدش که خوب فکر کردم دیدم دختر عمو مثل یه خواهره واسه آدم .. اگه متوجه شی ممکنه خیلی هم خوشحال شی .. ببینم این گریه هات گریه خوشحالیه ؟ ..می دونم دوستم داری -خیلی پستی فرزانه ...
-من چرا پستم .. پست اون شوهرته که با وجود زن داشتن یه زن دیگه رو زیر خودش خوابوند .
-فکر نکردی اگه بقیه بفهمن چی میشه ؟
-آب از سر ما گذشته . برو فکر خودت باش . اگه دوست داری برو بگو . آبروی خودت و شوهرت میره . ما که دیگه آبرویی نداریم . یه زن تنها و جنده ایم . واسه خودمون عالمی داریم دختر عمو . فقط یادت باشه دل جنده ها رو نشکونی که خدا هم دلت رو می شکونه . این قدر هم به خودت نناز قیافه نگیر . هیچ پخی نیستی . برو به همه بگو فرزانه زیر کیر کیوان خوابیده . یه عده میگن ببین زری  نتونسته شوهرشو راضی کنه اون متوسل شده به زنای دیگه .. یه عده دیگه هم میگن ببین زری چقدر بی عرضه بوده شوهره آدم حسابش نکرده و رفته با دختر عموش بوده .. فکر نکنم حتی جرات اونو داشته باشی که به روی کیوان هم بیاری .  واسه من فرقی نمی کنه .. ما رو هم که بکشونی پیش قاضی میگم دروغ میگه ...برو مدرک بیار ...
همین جور داشتم واسه خودم حرف می زدم که متوجه شدم  ارتباط قطع شده .. احساس سبکی می کردم . هیشکی نباید سر به سر من بذاره . ..... ادامه دارد .... نویسنده ..... ایرانی