ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن نامرئی 233

دیگه از دست دوز و کلک های این هفت تا کشور خسته شده بودم . معلوم نبود سیاه بازیها رو از کی شروع کرده بودن ؟ با یک بر نامه حساب شده . همه با هم دست داشتند . از نقطه ضعف و شل بودن ملت ایران استفاده کردند و وقتی فهمیدند که این ملت زور رو قبول می کنه گرونی رو قبول می کنه و هر گونه فشار رو می پذیره و صداش در نمیاد نشستن با هم بر سر تقسیم غنایم و سرقت های جدید به توافق کردن . البته راست می گفتن . مذاکره انجام می شد اما نه مذاکرات هسته ای . مذاکره برای چاپیدن ملت ایران و مذاکره برای این که دولت  به شش کشور طرف مذاکره هسته ای خود به خصوص به امریکا باج بده .. روز به روز حلقه محاصره رو تنگ تر و تنگ تر می کرد . نفس این ملتو گرفتند . مشتی گرگ های درنده به نام مافیای اقتصادی و نظام امپریالیستی ولایت فقیه از حلقوم ملت از جیره ملت می کشند و میدن به شیر های جهان .. چیزی به نام تحریم برای دولت ایران وجود نداره .. کشتی کشتی بار به ایران میاد . ولی انحصار اون در دست مافیا و سپاهه . ملت باید به هوش باشه . بیدار شه . نذاره بیشتر از این سرشو کلاه بذارن . خیلی راحت 7 تا کشور شرکت کننده در مذاکرات هسته ای دارن به ریش ملت ایران می خندن . یعنی واقعا یه عده ای هنوز باورشون نشده که تمام اینا از همون اولش سیاهکاری بوده ؟ هنوز فکر می کنن که بنگاههای خبر پراکنی همون وجهه پنجاه سال پیشو دارن ؟ مستقل  هستند ؟ امریکا به ایران دستور میده که به ما فحش بده ... و از طرفی اونا هم از ما انتقاد می کنند . این دور تسلسل سالهاست که ادامه داره . و فکر کنم به نسلهای بعد به ارث برسه اگه ملت نجنبند . خانواده شرکت کننده در این مذاکرات میان کس و کونشونو میدن . لنگشونو هوا می کنن و به خیال خودشون دارن حال می کنن . اگه این نادیاست که همه اونا رو رسوا می کنه . ریشه اونا رو می خشکونه . به آتیششون می کشه . بد جوری عصبانی شده بودم . هرچند خودمم داشتم حال می کردم ولی حساب من از اینا جداست . من دیگه جون ملتو توی شیشه نکردم . این جا از دیسکو و هر چی جنده خونه بد تر شده  . کسی دلش به حال کسی نمی سوزه . مدارکمو قایم کردم و وارد جمع شدم . حس کردم که نیاز دارم آروم بگیرم . خیلی کفری بودم .  یه گوشه ای چند نفری نشسته بودند و با لباس و کت و شلوار و تقریبا به صورت نمایشی در حال تهیه فیلم بودند و می خواستن بگن که اینا دور میز مذاکره هستند . از تمام این تقلبات هم فیلم تهیه کردم . به محض این که پام به ایران باز شه همه شونو رسوا می کنم . کاری می کنم که جز استعفاء وفرارچاره ای نداشته باشند . موازنه جهانی رو به هم  خواهم ریخت . ولی باید خونسرد می بودم . به محض این که خودمو نشون دادم یکی از پشت اومد و خودشو بهم چسبوند ..  دلم نمی خواست از بر و بچه های این هیئت ایرانی باشه . از نظر من همه اونا کثیف و شیطانی بودند . از ماست که بر ماست . ولی اونا سودشونو می کردند . هر چند از خارجی ها انتظاری نمی رفت ولی انسانیت و حقوق بشر رو زیر پا گذاشته بودن . سرمو بر گردوندم .. طرز صحبت اون مرد نشون می داد که یک آلمانی باشه . پیشونیش بلند بود .  لای کونمو باز کرد و کف دستشو گذاشت رو سوراخ کونم و کیرشو از همون سمت فرو کرد توی کونم .  با اشاره دست اون یکی دیگه هم از روبرو اومد و خودشو چسبوند به من . اونم از روبرو کیرشو فرو کرد توی کسم .
 -آهههههه دو تایی تون خیلی با حالین .
 خیلی هم قدرتمند بودند . بازو هایی قوی داشته و سینه هایی بر جسته که آدمو به یاد قهرمانان زیبایی اندام مینداخت . .. منو رو هوا بلند کرده و رو هوا می کردند .  این جوری خیلی به آدم لذت می داد . دو تایی شون هم عجب زوری داشتند . چقدر خوشم میومد .بی خود نیست این بر و بچه های اتمی و هسته ای این قدر دوست دارن حال کنن. هم پول ملتومی چاپن و هم این که کیف دنیا رو می کنن . دوتایی کیرشونو به یه اندازه فرو می کردن توی سوراخ و با هم می کشیدن بیرون . چقدر به این سبک به من لذت می داد .. خیلی هم زور داشتن .. بعد از چند دقیقه منو گذاشتن پایین . حس می کردم خیلی خمار شدم .  اونا به زبون آلمانی یه چیزایی گفتند و دو سه نفر دیگه هم به اونا پیوستند . منورو زمین خوابوندند . یکی رفت زیر من دراز کشید از همون زیر فرو کرد توی کونم یکی هم رو من سوار شد وکرد توی کس و یکی هم از اون بالا گذاشت تو دهنم .. چند نفر دیگه هم اومده بودند و با سینه ها و قسمتای دیگه بدنم ور می رفتن . .. دیگه اصلا نمی تونستم جیغ بکشم .. ظاهرا چند تا ایرونی اومدن اون جا .. مرد هم بودن ..
  -ببینم اون هم ولایتیه ؟
-نمی دونم زبون ما رو می دونه . میگه من سیتی زن امریکام و از طرف اونا اومدم .. -من که تا حالا اونو ندیدم.
-کس شر نگو . مگه الکیه که هر کی دلش خواست بیاد این جا کس و کونشو هوا بده ؟  الان پرونده اینا زیر ذره بین سازمان سیاست . مگه ما خود ما که میاییم این جا همیشه همون عده هستیم ؟ ببین ما خودمون چه نعمتهایی داریم غریبه ها دارن ازش استفاده می کنن . عجب کس و کونی و تن و بدنی داره .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی