ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 90

ما دیگه شماره تلفن و موبایل همو گرفتیم که اگه کار ضروری پیش اومد برای هم زنگ بزنیم .. خیلی هم بهش سفارش کرده بودم که کاری نکنه که اون کیر کلفت از دستش در بره .. اونم به من اطمینان داد که در رفتنی نیست . چون طرف یکی از صاحبان یکی از هتلهای شیک اون جاست و در واردات و صادرات کالا هم دست داره و خیلی هم با شوهرش دوسته . من چه جوری تحمل می کردم تا پژمان بیاد و حتما چند روزی رو هم باید از مهمونا پذیرایی می کردیم . اونم قبول نمی کرد با هام بیاد .. شایدم میومد . فرقی هم نمی کرد اون بیاد یا نه . وقتی کون و کس یک زن به خارش بیفته و مرد دیگه ای به غیر از شوهرش باید اون خارشوبگیره هیچ چیز و هیچ کس نمی تونه جلو دارش بشه و اگه اونو زیر سنگ وتوی زندان هم بندازن کارشو می کنه . ولی حالا رو چیکار می کردم . نگاهم به کیر کلفت اون مرد بود که رضایت داده که دنیا عکس کیرشو بذاره توی اینترنت . به اون کیر نگاه می کردم و با سوراخ کونم بازی . دلم می خواست خودمو به مانیتور می مالوندم . اون باید بدونه که آتنا کونی با بقیه فرق می کنه . تحملشو داره . ولی خیلی سخت نشون می داد . که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها . دنیا حق داشت که این جور همون اول از کون دادن کم بیاره . فکر کرد کون دادن هم به همین راحتی هاست . عشق می خواد علاقه می خواد .تکنیک می خواد . قربون کون خودم برم . یه نگاهی بهش انداختم و تصور اون لحظه ای رو می کردم که این کیر بره داخلش . آخخخخخخخ چه هیجانی .. حالا دیگه کسمم به حرف در اومده بود و اونم دلش واسه کونم می سوخت . ولی خودشم یه همچین حسادتهایی به کونم می کرد که چرا من زیادی هواشو دارم و همش از اون حرف می رنم . بازم رفتم جلو آینه  کونمو به دو طرف باز کردم .. آتنا ..تو چرا واقعا این جوری شدی .. مجرد که بودی این قدر با خودت حال نمی کردی . هر قدر بیشتر میری زیر کیر این و اون بیشتر طعم و مزه کیر میاد زیر زبونت و کونت .. کف دستمو می مالوندم روی کسم و خیسی اونو  با سوراخ کون قاطی می کردم . کونی که تا حالا پذیرای دهها کیر شده بود . البته نه هر کیری .. بیشترش همه کلاس بالا .. من باید کلفت ترین و دراز ترین بادمجونی رو که توی بازار پیدا میشه تهیه کنم و با خودم تمرین کنم . نمی دونم چرا همش واسه هر چیزی شعر یادم میومد .. نابرده رنج گنج میسر نمی شود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد . رفتم سمت میوه فروشی ها و چند مدل بادمجون تهیه کردم . از همین حالا باید می رفتم توی فاز تمرین که وقتی با اون روبرو میشم کم نیارم .. می رفتم جلو آینه . باید در چند حالت اونو آزمایش می کردم . یه حالت بدون بی حسی و یک حالت  استفاده از بی حسی که به فرشید و رامین کون دادم و خیلی هم بهم چسبید و اونا  هر مدلی که می تونستن با کون من حال کردند . این بازیهای من ادامه داشت . فقط همینو فهمیدم که دیگه نمی تونم در اون لحظات بدون کیر اصلی باشم .  خفه شی دنیا که آتیش به جونم زدی .  حال و حوصله شیرینو نداشتم که زنگ بزنم و ازش بخوام که یکی رو واسم  جور کنه تازه اونم جز همین فرشید و رامین کس دیگه ای به ذهنش نمی رسید ولی این پیمان هم بد نبود . به شرطی که منو پیش پر هام رسوا نمی کرد . خیلی می ترسیدم از این که برادر شوهرم زندگی منو خراب کنه . دیگه بی پروا شده بودم . هر چند می دونستم که تا اون کیر جنوبی رو توی کونم حس نکردم نمی تونم آروم و قرار بگیرم ولی من حکم یک معتادی رو پیدا کرده بودم که اگه احساس نیاز می کردم یه نموره ای هم که شده باید مواد بهم می رسید . .. نمی دونستم به چه بهانه ای واسه پیمان زنگ بزنم و بهش چی بگم . بالاخره دلمو زدم به دریا و گفتم آتنا این که بار اولت نیست و تو هم که دختر بچه نیستی . بهش میگی که به پرهام چیزی نگه .  چند تا تلفن روی کارتش ثبت شده بود . زنگ زدم به یکی ازشماره های ثابت.. البته از تلفن منزلم ..
 -ببخشید شرکت پیمان ؟ ..
یه زنی گوشی رو بر داشت بفرمایید امرتونو ..
با اون زن که حرف زدم و خبر جنس و پیمان و شرکتو گرفتم خودشو همسرش معرفی می کرد .. و منم گفتم باشه بعدا تماس می گیرم . از این بهتر نمی شد . می تونستم این جوری اونو بتر سونم که اگه به برادر شوهرم چیزی بگه منم منم به همسرش میگم .. بالاخره به موبایلش زنگ زدم ..
 -آقای پیمان من زن داداش پرهام خان هستم .. می تونم از نزدیک ببینمتون ...
 -اگه لیست بدین جنسای درجه یکو واستون بیارم ..
 -شما با جنساتون بیاین از هموناش انتخاب می کنم . فقط درجه یک یک باشه ..
آخرشم یه آهی کشیده و گفتم زود تر بیا که اگه دیر کنی من به جای دیگه ای سفارش میدم ... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی