ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 82


صحنه خیلی جالبی شده بود . چهار نفر توی یک خط . خوشم میومد جلال انقلابی و بسیجی بزرگ چه جوری دستاشو به دو طرف باز کرده بود که جمال بسیجی امروز کیرشو بکنه توی کونش .. . منم با هیجان کیرمو فرو کرده بودم توی کون جمال . کون سفید جمال سوسول چه  لذتی می داد . کیرم به دیدن کون اون جون دوباره ای گرفته بود . همچین با سمیه دختر خاله شده بودم که هر چی به ذهنم می رسید می گفتم ..
-سمیه جون مطمئنی که جمال بچه تو و جباره ؟
-اوووووووهههههه چی داری میگی اگه شکم داری من برم تست بدم .
-نه عزیز دلم , حرف یک زن با ایمانو قبول می کنم .
-اگه به خاطر تن و بدن سفیدش میگی اون به بابا بزرگش رفته ..
 -ببینم بابا بزرگش هم کونی بوده ؟
-اونو دیگه من نمی دونم چی بگم ..
جمال : آره مامان !آره شیدا جون ! آقا جون جابر  هم کونی بوده .  بچه که بودم همش منو بغل می کرد و از پشت شلوار کیرشو به کون من می مالوند . یه بار هم که باهاش رفته بودم حموم عمومی دیدم اونی که کیسه می کشه روش خوابیده .. خلاصه اون با من ور می رفت .  اون وقتا می ترسیدم ولی بعد که بزرگ شدم خوشم میومد . دوست داشتم بازم با هام از اون کارا کنه که دیگه فکر کنم روش نشد ..
-مادر فدات ! پس خیلی سختی کشیدی ..
-نه مامان . گاهی  بچه های کوچه منو می بردن جا های خلوت و اون کاری رو که دوست داشتم با هام می کردند . خیلی کیف می کردم .
-جمال جون تو در بچگی هر کاری کرده باشی حالا با این کون توپی که داری و سوراخ تنگت نشون میده که خیلی فنی و اصولی کون می دادی که به نظرم گشاد نمیای . اون عضلات داخل مقعدت حسابی به آدم و کیرش می چسبه . حال میده . آدم دوست داره کیرشو بیشتر و بیشتر بفرسته داخل . تو با این که یک مرد هستی ولی بر جستگی باسنت طوریه که منو به یاد کون گنده هوس انگیز ترین زنایی میندازه که در فیلمهای ناب سکسی دیدم ..
جمال : قابل شما رو نداره شیدا جون ..
-صاحبش خیر ببینه
-جمال : من که در مقابل شما صاحب کون نیستم ..
 سمیه که کونشو از پشت به کیربرادر شوهرش جلال می کوبوند گفت شیدا .. معلومه که خوب داری به پسرم حال میدی . قربونش بشم جمال جون من عادت نداره این قدر زود و با احساس از کیری که داره میره توی کونش تعریف کنه . ولی حالا اون داره با تمام وجود و صداقت ادب و صمیمیتش  از اون میگه .
-فدات سمیه .. آدم کون یک دست و خوشگل و مردونه و سفید رو که می بینه معلومه که این جور به هیجان میاد.
دو تا کف دستمو گذاشتم روی کون جمال و بازش کردم به دو سمت تا بتونم کیرمو ببینم که چه جوری فرو میره توی کون یک مرد و به تمام بدنم لذت میده . چقدر دیدن دور و حلقه مقعد جمال به من حال می داد . کبودی حلقه و چین های دور سوراخ کون جمال خیلی کم رنگ نشون می داد . یعنی در نگاه اول فکر می کردی اون چینها همه سفیدند . خیلی خوشگل بود ..
 -شیدا جون خیلی حال میدی . تمام تنم سست شده . می ترسم کیرم از توی کون عمو جلالم در آد .
 -میگی یواشتر بکنم ؟
-نه من اینو دارم میگم که اگه یه وقتی کیرم از توی کون عمو جلال در اومد اون از من ناراحت نشه ..
جلال : میگامت اگه کیرت از توی کون من لیز بخوره و بیفته ..
 این حرفش هر چهار تای ما رو خندوند  .
جمال : عمو جون من که آرزومه تومنو بگایی .
-نیست که اصلا این آرزوت تا حالا بر آورده نشده ؟
بازم خندیدیم .
سمیه : جلال بامزه ! تو نباید از کون زن داداشت بگی ؟
  -راست میگی . هیجان زده شدم از این کیری که رفته توی کونم .
 -نیست که تا حالا پسرم تو رو نگاییده ..
 آخ که چقدر خندیدیم .
جلال : سمیه جون فدات شم اگه داداش جبار بیاد و ما رو این جوری ببینه یعنی اگه ببینه کیرمو فرو کردم توی کون خوشگل و با کلاس و توپ  زن  توپ و خوش هیکلش خیلی ناراحت میشه ..
 -اونش با من فقط حالتوبده ..
جلال : جمال جون ..  تو هم از کون من تعریف نکردی ها ..
 سمیه : ادای منو در میاری جلال  ؟
جمال : من که از کون تو یک رمان نوشتم عمو جلال .
سمیه : فدات شم شیدا .. جمال من خیلی خجالتیه ولی از وقتی که کیر تو رفته توی کونش حسابی روحیه گرفته..
گفتم نیست که تا حالا کون نداده ؟
وای که این بار صدای خنده هامون بالاتر رفته بود . از پهلو لبامو گذاشتم روی صورت جمال و در حالی که آروم کیرمومی کشیدم به سمت عقب تا دوباره فرو کنم توی کونش گفتم .
-مامانت راست میگه ؟ راست بگو کون دادن بیشتر لذت داره یا کون کردن .
 -واسه من کون دادن بیشتر می چسبه . حالت کیرت طوریه که کون من هم می تونه اونوتحمل کنه و هم اونو به خوبی حسش کرده  حال کنه . کیر اگه خیلی کلفت باشه درسته حال میده ولی آدم همش به این فکر می کنه که نکنه جر بخوره و اون وقت دیگه نشه  نشست .
 -واقعا که تجربه خوبی داری ..
 -اینا رو مدیون بابا مامان کونی خودم هستم .
 جلال : پس عموت چی ؟
جمال : دست و کیر و کون شما هم درد نکنه .
 جلال دستاشو گاشته بود رو سینه های سمیه ..
 -زن دادش .. زن داداش چه هیکلی داری .
-تو هم خیلی با حالی ..
جمال : عموجون حواست باشه به مامان من خوب حال بدی وگرنه بد جوری کونتو جرش میدم .
-تو حواست به کون دادن خودت هم باشه که شیدا کونتو جر نده .. .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی