ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن چهل ساله 7

حالا باید منتظر می موندم ببینم که مادر فرناز خانوم کی دخترشو خواب نما می کنه که ازش راضیه و اونو بخشیده .. عجب کون درد سر داریه .. نیم ساعت بعد زنگ در خونه مونو زدن . اصلا دیگه نگاه نکردم کیه . می دونستم تنها کسی که نمی تونه باشه فر نازه ولی اتفاقا خودش بود..
-چقدر خوشگل شدی .. خانومی ! من حسودیم میشه .. نکنه تورت کنن ؟ وای ..
-آقا فرسام ! جون اون همکارت که وقتی منو دیدیش ردش کردی راست میگی ؟
-این مانتو قرمز چقدر بهت میاد .. حتی بلند ی اونم هوس انگیزه و بهت میاد .
 -خوشم میاد اذیت میشی . بذار مردای دیگه خوششون بیاد . مگه تو از دخترای دیگه خوشت نمیاد ؟
 -یعنی یکی ممکنه بیاد جای منوتوی دلت بگیره ؟
-پسره پررو من شوهر دارم . باید به اونم توجه کنم .
-تو اول باید به خودت توجه کنی . اومدی منو ببوسی و بری ؟
-نهههههه بی خود به خودت وعده نده .. میگم توی یخچالت معمولا نوشابه پیدا میشه احساس سنگینی می کنم ..
-صبر کنن الان برات میارمش ..
وقتی بر گشتم دیدم با دو تا دستاش وسط مانتوشو داره .. اونو به دو طرف بازش کرد . دگمه هاشو قبلا باز کرده بود .. تا بفهمم چی شده و چشام رو تن لختش زوم شه مانتو از رو شونه هاش سر خورد و تن بر هنه اش کاملا مشخص شد ..
-نمی دونم چرا تازگیها مانتوهای جعلی در اومده ..
 -ولی اون زیرش که اصل اصله فرناز!..
خودشو بر گردوند .. نگاش کن این همون چیزیه که دنبالش بودی ؟ من می دیدم با چه حرص و اشتیاقی نگاش می کنی . خوشم میومد دلت رو ببرم . اولش فقط می خواستم تشنه ات کنم .
-ولی بعد خودت تشنه شدی .. فقط یه دقیقه همون جور بمون می خوام بیشتر اندامتو کونتو ببینم . حرف نداره .
وقتی روشو بر گردوند حالا دهن اون از تعجب وامونده بود .منم تمام لباسامو در آورده بودم . حتی شورت هم نداشتم . رو تک اون تک زده بودم .
-پس خانوم خانوما خوشگل می کنن که مردای غریبه رو از راه به در کنن ؟
 -از کی تا حالا تو آشنام شدی فرسام ؟
 -از همون وقتی که تو چشات زل می زدم و با نگات بهم می گفتی اگه به وقتی لختت کنم خوشحال میشی فهمیدم که آشنای تو هستم .
 -در رویاهات منو دیده بودی ؟ واسه همین تخت دو نفره توی اتاقته ؟
 -دیوونه من توی خواب غلت می زنم . این جوری راحت ترم .
 -به جون همکارت راست میگی ؟ بغلم بزن . مگه همینو نمی خواستی .. دارم بهت می خندم .
 -فرناز من شوکه شدم . آخه هر بار که اومدم سمتت تو منو از خودت روندی .
-بازم امتحان کن .. بغلم بزن منو ببوس ..
 دستامون به سوی هم دراز شد اونو به خودم فشردم . سینه های مردونه من رو سینه هاش قرار گرفت و کیرمن به صورت قدی به شکمش چسبید .  این بار اون بود که  التهاب بیشتری نشون می داد . لبامو می مکید گاهی هم گازشون می گرفت . دستمو بردم پایین تر .. حس کردم کسش خیلی کوچولو ست  و تازه .   هم طول کس کوتاه بود وهم عرضش .
 -بریم از این طرف . من نمی تونم فرسام نمی تونم صبر کنم .. بریم رو تخت .. هر کاری دلت می خواد باهام انجام بده .
 -فرناز خودت گفتی هر کاری دلم می خواد باهات انجام بدم .
 -آره فقط ارضام نکرده منو نکش .
اونو به دمر روی تخت خوابوندم . حالا بهتر از هر وقت دیگه ای کون نابشو می دیدم  -عزیزم . هر طوری که عشقته گازش بگیر بخورش .. با هاش حال کن . حرفای قشنگ و هوس انگیزت رو روش خالی کن ..
-چیزای دیگه رو چی .. -عقده هاتو آب کیرت رو هر چی رو که دوست داری خالیش کن . می دونم خیلی اذیتت کردم .
کف دستامو می ذاشتم زیرکون فرناز و آروم آروم به سمت بالا می رفتم .
-چیکار داری می کنی . کسم داره گریه می کنه .
-خودت گفتی که هر کاری که دوست دارم با این کون سفید و بی نظیرت انجام بدم.
 -منو ببر اون بالا بالا ها . نشون بده که من اشتباه نکردم . نشون بده که مامان کار خوبی کرده که منو بخشیده ..
-خودش بهت گفت ؟
-نه بهم الهام شد ..
کف دستمو گذاشتم روی کسش و گفتم این بهت الهام کرد ؟ تا اون جوری که با کونت حال نکردم رضایت نمیدم که کیرمو فرو کنم توی کست . این همه مدت تو ما رو کاشتی حالا منم تو رو می کارم .
-اوووووفففففف بگو بگوبازم بگو من از کاشتن خوشم میاد . کیرت رو بکار توی کسسسسم .
-وقتی مهربون میشی عشوه هاتم تکه مثل خودت ..
-پس تک خالتو بنداز توی تک خال من .
-راستشو بگو فرناز کناره های کس و دور سوراخ کونت خیلی سفیده .. فقط چین سوراخ کونت یه خورده کبودی داره . چیزی بهش زدی؟ .
 -چی داری میگی . اصل و فابریک هم می بینی ناز داری ؟
دهنمو گذاشتم روی کونش . زبونش می زدم گازش می زدم لیسش می زدم ..
-نهههههه دیوونه ام کردی . بذار دیگه بذار .. کیرت رو می خوام . کیرت رو بده بده به من .. یه جایی فروش کن .. بذار توی کونم .. بذار . همونی که دلتو برده .. زود باش می خوام حسش کنم ..
 حس کردم این همون لحظه ایه که من منتظرش بودم می دونستم که می تونم زنی رو که ازم بزرگ تره و به مرز چهل سالگی رسیده این جور به دام خودم بندازم .  ...
-بکن بکن ..کونمو بکن .. یه جایی رو بکن . می خوام کیرت رو حس کنم . زود باش . زود باش ..
-خوشم میاد .. خیلی منو اذیت کردی .
-بد جنس داری تلافی می کنی ؟ من امشب به خاطر تو نرفتم عروسی . می خوام تا صبح زیر کیر تو باشم . شانس آوردم که اصلا شوهرم نمی دونه من کجا دعوتم .. .ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی