ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن نامرئی 232

آلن خیلی داشت باهام حال می کرد و من اینو از حرکاتش به خوبی می فهمیدم که چقدر داره ازم لذت می بره . خوشم اومد که به جنده های حزب الشیطانی رو نداد . دیگه کاری به این نداشتم که این  مذاکرات قلابی و من در آوردی هسته ای که اصلا وجود خارجی نداره کارش به کجا می کشه .
-آخخخخخخ آلن داری چیکار می کنی ؟
 اونم در حالی که فرانسوی بلغور می کرد منو روی زمین درازم کرد و و کیرشو چکشی کرد توی کس به دمر افتاده ام ..
 -آهای الدنگ مگه  کون ندیده ای ؟
 خوشم میومد با این تکیه کلاما اذیتش می کردم . ولی از برخورد کونم با قسمت بالای کیرش خوشم میومد . کسم دیگه لب پرتگاه ار گاسم قرار داشت و آلن هم کیرکلفتشو مرتب فرو می کرد تا ته کس . دزدیدن مموری رم و حافظه های موبایل همچنان ادامه داشت ودیگه می ترسیدم نتونم این بند و بساط ها رو به خوبی حملش کنم . هر چند اونا  رو هم مثل خودم می تونستم نا مرئی کنم . چقدر از صدای خیسی کس خودم و تماس اون با کیر آلن خوشم میومد . چند تا کرد دیگه هم اومدن دور مرد فرانسوی رو گرفته بودن . همه شون کیر کلفت و دراز کیر بودن . آلن وقتی اونا رو دید با سرعت و هیجان بیشتری منو می گایید شاید از این  می ترسید که من برم طرف اونا . ولی مگه من چقدر تحمل داشتم ؟
 -بکن بکن .. بکن .. فاک ! فاک می ..
 یارو هم تا  می تونست کیرشو می کوبوند به ته کسم .. جوووووووون .. اگه دو دقیقه دیگه ادامه می داد شایدم یه دقیقه می تونست آبمو بیاره .
-جووووووووون . بکن بکن .. اووووووففففففف اووووووففففففف اومد .. داره می ریزه ..
آبم یه خورده هم دور و بر کیر خالی شد و از کناره های کسم زد بیرون . دو تا کف دستشومحکم می کوبوند به کونم و اونا رو بازشون می کرد . به نظرم اومد دو تا دست دیگه هم رفته رو کونم ولی اون اونا رو رد کرد . دوست نداشت جز خودش کس دیگه ای با کونم ور بره و با اون حال کنه . اول یه انگشتشو فرو کرد توی سوراخ کونم و بعد در همون نقطه کیر رو فروکرد داخلش . جااااااااان .. چقدر با کون دادن عشق می کردم . اونم داشت حال می کرد . سرمو که به طرفش بر گردوندم دیدمش که با چه حرص و هیجان و آتیشی داره کونمو میگاد . کیرش تا یک سوم می رفت توی کون من تازه داشت مزه ام می کرد که این جناب آبشو توی کون من خالی کرد .. ولی خودشم  طوری کیف می کرد که کیرشو برای دقایقی چند توی کونم نگه داشت .. به حال خودم بودم که حس کردم چند نفری دارن با کون و کمرم ور میرن .. سرمو که بر گردوندم چند تا پشمالوی کیر شغالی ایرونی رو دیدم . این همه ایرونی کیر کلفت با پدر و مادر این زن جنده ها کجا بودن که  نصیبم شده بودن ؟! آخ چه کیفی می داد تمام اونا رو رسوا کردن .  از جام بلند شده و رفتم سراغ کیفم .. وقتی که می خواستم وسایل داخلشوبر رسی کنم و اصلا خودشو یک کنترلی بکنم حواسم بود به این که نکنه مراقب داشته باشم با این حال یه حسی به من می گفت که ممکنه به من مشکوک شده باشن . بازم جای شکرش باقی بود  که به ایرانی ها گفته بودم که من از طرف امریکا اومدم . یه خورده تحقیق منو لو می داد ولی ظاهرا  به دنیای زیر شکم خودشون فکر می کردن . بازم رفتم یه گوشه ای و ترجیح دادم برای دقایقی رو استراحت کنم .. اوووووخخخخ در یه گوشه ای چند تا زن خارجی یه زن ایرونی رو گیر آورده داشتن با هاش لز می کردن . یه ماشین سکس مکانیکی آورده بودند که با جریان برق کار می کرد و کیر مصنوعی رو به سرعت زیاد می فرستاد توی کس و بر می گردوند . زنه چه جورم جیغ می کشید .. زیادی هم با این دستگاهها حال کردن آدمو معتاد می کنه .. از اون طرف یکی که شوهر اون زنه بود داد زد که عزیزم ناراحت نباش یکی از اینارو خودم برات ردیف می کنم که هر وقت میرم ماموریت تو با هاش حال کنی .
-عزیزم من تازه راه افتادم . به جاش چند تا از اون برادرای امر به معرفتو بیار با هام حال کنن که هر چیزی اصل و طبیعی اون بهتره . حالا اگه یه وقتی نشه به اصل دسترسی داشت فرع هم مهم نیست .
-خانوم تو که خودت می دونی در نظام مقدس ما یک زن نباید به شوهرش خیانت کنه  -کس خل شدی مرد ؟ پس این چیه که ما حالا داریم زیر کیر دست و پای مردای دیگه اونم از نوع خارجی هاش دست و پا می زنیم .
-عزیزم اگه کون دادن برای حفظ نظام باشه ایرادی نداره .. منم می تونم برم کون بدم . کون فدای سر مسئولین  .. مملکت حفظ شه ..
زیادی حرف می زدن .. یه قسمت دیگه از سالن دو تا امریکایی کیر کلفت یکی از اون زنای جنده حزب الشیطانی ایرانی رو گیر آورده و ظاهرا کس و کونشو که لت و پار کرده بودن یه بطرخالی ویسکی رو فرو کرده بودن توی کسش و  می خواستند یه بطر رو هم فرو کنن توی کونش که نمی شد چون بدنه شیشه ها به هم می چسبید .. یکی از اونا رفته بود رو کمر اون زن ایرونی سوار شده بود و دهنشو با دو تا دستش داشت که اون زن جیغ نکشه ..  چهره هایی رو می دیدم که انگاری در هیئت هسته ای ایران که دسته جمعی با هم سوار هواپیما شده بودیم اونا رو ندیده بودم .  شایدم اینا رو به عنوان یاران کمکی آورده بودن این جا ..  شایدم من رو تمام چهره ها دقت نداشتم . .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی